اين فيلم درباره يك قاتل حرفه است كه هر كه را كه دلش به خواهد به راحتي ميكشد و هيچ كس حتي رئيس پليس شهر جلودار او نيست به طوري كه هميشه پليس بعد از وقوع قتل به صحنه حادثه ميرسد . پليس در اين فيلم تقدير را قبول كرده است كه هميشه حتي با كشتن يك قاتل آدمكشي ديگر در شهر ميآيد كه دست به همان كار ميزند.
اين فيلم كه توسط برادران كوئن ساخته شده است اوج نگاه اين دوبرادر را به جامعه نشان ميدهد در سرزميني كه برادران كوئن در فيلمهايشان خلق ميكنند هميشه يك سري انسانهاي مظلوم درمقابل يك سري انسانهاي ظالم قرار ميگيرند هميشه برهها در برابر گرگ ها دسته پا بسته اند وسگ گله اي براي محافظت نيست يا اگر است آن قدر ضعيف است كه كاري است دست او بر نميآيد . همه امور به دست تقدير سپرده مي شود به طوري كه شير يا خط زندگي انسانها رقم ميزند انسانهايي كه مانند برهاي دردست قاتل هستند و وي است كه هر طور كه بخواهد سرنوشت آنها را رغم ميزند . اما اين تقدير گاهي آنقدر قدرتمند ميشود كه كه سرنوشت قاتل را هم در دست ميگيرد بهطوري كه در آخر فيلم در كوچهاي خلوت هنگامي كه قاتل با آرماش خاطر ميخواهد از شهر فرار كند ناگهان با ماشيني تصادف ميكند به طوري كه حتي احتمال مرگ او ميرفت ولي وي نجات پيدا ميكند در دنياي برادران كوئن نگاه سردي جهان وانسان است اين فيلم اوج نگاه ماكياوليستي مغرب زمين را نشان ميدهد كه قانون جنگل حكم فرما است در اين دنيا جايي براي ضعفا نيست. اين فيلم را از لحاظ تكنيك سينما بايد يك فيلم جذاب به شمار آورد هر چند كه بر خلاف فيلم هاي هاليوودي پايان خوشي ندارد ولي اين نگاه كافكايي به تدريج از رمان به فيلم هاي سينمايي هم در حال سرايت است آنچه كه در اين فيلم و در فيلمهاي كوئن قابل توجه است عامل حرص به دنيا است آنچه كه ضعفا را در دام گرگ ها مياندازد به عنوان يك گناه نابخشوده حرص ميباشد حرص به دنيا و ذخارف آن به عنوان نقطه ضعف انسانهاي معمولي نشان داده ميشود آنچه كه سبب ميشود كه آنها در دام گرگ ها بيافتند وتكه تكه شوند.در نهايت بايد اذعان كرد كه فيلم جايي براي پيرمردها نيست از لحاظ تكنيكي و نگاه اومانيستي غرب در اوج است ولي اينكه اين فيلم در ايران به اين سرعت خريده ميشود و نشان داده ميشود جاي بسي تعجب است .



