باسمه تعالی
فیلم شوتر محصول 2006 هالیوود است از این جهت این فیلم را برای نقد انتخاب کردم که حرفی برای گفتن داشت چرا که جذابیت های تکنیکی فیلم با کیفیت دیویدی آن را بسیار جذاب کرده بود ولی این ویژگی اکثر فیلم های هالیوودی است .
این فیلم بازهم ماجرای یکی ازسربازان آمریکایی به نام سووگررا حکایت می کند که دریکی از ماموریت های برون مرزی به عنوان مامور حافظ صلح در کشور اتیوپی شرکت دارد وی که یک تک تیرانداز خبره است در آنجا رفیق خود را به دلیل خوردن به کمین نیروهای دشمن از دست می دهد . تا این جا فیلم بیشتر شبیه فیلم دشن پشت دروازه است از این جا به بعداین فیلم شبیه فیلم کندی الیور استون می شود چرا که( اف بی آی) از وی می خواهد به علت سخنرانی رئیس جمهور در یک محوطه باز از لحاظ امنیتی آن جا را کنترل کند در حالیکه وی امتناع می کند چرا که به رئیس جمهوران آمریکا اعتمادی ندارد واز آنها خوشش نمی آید وآنها را عوضی قلمداد می کند و در نهایت به یک علت و آن هم سوگندش برای دفاع از جان آمریکاییان و حفظ امنیت داخلی خارجی کشورو حفظ قانون اساسی او را مجبور به این کار می کند چرا که نقطه ضعف سرباز آمریکایی است اما در لحظاتی که وی در حال کمک به پلیس برای حفظ امنیت منطقه است توسط آنها مورد تیراندازی قرار می گیرد ولی به سختی از آنجا با حالت مجروحیت فرار می کند ولی همه پلیسان شهر به دنبال وی هستند در نهایت ازطریق تلویزیون می فهمد که رئیس جمهور مورد سوءقصد قرار گرفته ولی اسقف اعظم کلیسا کشته شده است واو به عنوان عامل آن معرفی شده است لذا چون سرباز ما اتفاقاً در قسمت ضد اطلاعات ارتش کار می کرده درصدد برمی آید از خودش رفع اتهام کند و در نهایت کار می فهمد یک سناتور آمریکایی پشت سر این کار بوده است وحتی هنگامی که در اتیوپی مامور حافظ صلح بوده است هدف نیروهای آمریکایی درآنجا قتل عام روستاییانی بوده است که مخالف گذشتن خط لوله نفت از شهر خودشان بوده اند و الان همه آنها در گورهای دسته جمعی در خطوط لوله مدفون هستند.
پیام اصلی فیلم در اعترافاتی است که سناتورو تک تیراندازی که به رئیس جمهور سوء قصد می کند می آید مرد روسی تک تیر انداز می گوید که پشت سراینکاریک نفر نیست ومجموعه ای از افراد وشرکتهای چند ملیتی هستند واین قوائد تجارت است یعنی قدرت وپول که باعث این کار می شود که ریشه در ضف انسان دارد وبا تفنگ هم از بین نمی رود و هر کسی حتی از افراد مجموعه با آن مخالفت کند از سر راه بر داشته می شود .سناتور هم دریکی از دیالوگ ها می گوید ....شیعه وسنی یا دموکرات و جمهوری خواه وجود نداره فقط فقیر وثروتمند وجود دارد .....ودر جایی دیگرمی گوید ما در کشوری زندگی می کنیم که وزیر دفاع آن می ره در تلویزیون و به مردمش میگه ما به خاطر آزادی می جنگیم نه نفت ؟ وهیچ کس شکی به خودش را نمی ده چون نمی خوان بدونن واقعیت چیه! حالا بالاخره یا خودی هستی یا غیر خودی یعنی یا با ما هستی یا علیه ما نکاتی به ذهنم می رسد که خالی از لطف نیست :
1- در اکثر چنین فیلم هایی سرباز آمریکایی به صورت یک سوپرمن وارد می شود که اگر هدف این فیلمها فقط نشان دادن قدرت سرباز آمریکایی باشد برای پیام آن کافی است چرا که می گوید ارتش هیچ کشوری را توان رویارویی با آن نیست سرباز آمریکایی نماد عشق و حمایت از وطن نشان داده می شود .
2-در چنین فیلمهایی همیشه یک قسمت داستانی و جذابیت های تکنیکی وجود دارد ویک قسمت معطوف به پیام چند لایه داستان است در بحث پیام همیشه حرف هایی زده می شود ولی یک نفربه صورت بدمن وجود دارد که همه اتهامات به سمت وی است و باقی حرف ها مثل حرفهای ژورنالیستی گفته می شود و در نهایت پیام فیلم هم از صداهایی که در جامعه وجود دارد خارج نمی شود و درصدد جذب وبه جمع کردن مخالفان به سمت شعار های خود است در حالیکه از شعارهای اصلی دیگران را باز میدارد در این فیلم هم گناه اصلی را به گردن شرکتهای چند ملیتی ویک سنانتور افتاد .
3- هر چند این فیلم را شاید در سینمای سیاسی یک فیلم شاخص دانست ولی با ید در نظر داشت که فیلم های هالیوودی همیشه در خدمت اهداف سیاسی وتوسعه طلبانه آمریکا بوده است و این یک تصور باطل است که ما انتظار یک فیلم معترض و افشاگرانه در هالیوود داشته باشیم .
میشه خدا رو حس کردتو لحظههای ساده تو اضطراب ِ عشقوگناه بیاراده بي عشق عمر ِ آدم بي اعتقاد هفتاد سال عباد ت یک شب به باد میره
بالاخره صدا سیما ما هم میوه ممنوعه را خورد و چه مزه شیرینی هم داشت البته این اولین و آ خرین میوه ای نیست که این رسانه می خورد . اما این میوه چیست که این قدر خوشمزه بودحقیقت این است که هنگامی که صدا سیما ما می خواهد یک فتح باب کند به بدترین شکل معمولا این کار را می کند این که یک حاجی بازاری عاشق یک دختر جوان می شود هر چند در شعرهای قدیمی هم هست ولی بین تمثیل و عمل فاصله زیادی هست رسانه آنچه را وجود ندارد علاوه بر آنچه که وجود دارد را واقعیت می بخشد رسانه ای که جبرئیل و شیطان را هم نشان می دهد دیگر نشان دادن یک تمثیل غیر و اقعی به صورت یک امر مرسوم برای آن کاری ندارد حتی به آن رسمیت هم می دهد .
مشکل صدا وسیما مااز آنجا شروع می شود که فرض را بر این گذاشته باید مقلد باشد وقتی می خواهد مردم را یاد شیطان بیاندازد از روی فیلم وکیل مدافعه شیطان می آید او یک فرشته بود رامی سازد یا .....تا پیشرفت کند یا یا اینکه باید حریم ها را بشکند در صورتی که در خارج معمولا بهترین رمانها را فیلم می کنند چرا از قسمتهای خوب کار آنها یاد نمی گیریم وهمیشه از مبتذل ترین کارهای آنها تقلید می کنیم با اینکه ما یک سری احکام اسلامی و شرعی داریم که حدود و حریم ها را مشخص کرده است ولی همیشه صدا سما آنچه جایز است را می خواها به صورت حرام نشان دهد وآنچه حرام است را به آن مشروعیت می دهد مگر نه این است که ازدواج دوم وموقت در اسلام منع نشده حالا گویا رسانه ما از احکام اسلام هم بالاتر است که این همه این ها را می کوبد ولی هنگامی که از روابط میان زن ومرد می خواهد فیلم بسازد اجازه نمایش در پناه تو که دوستی های خیابانی را ترویج می کرد ویا..... را می دهد میوه ممنوعه همیشه اولین سنت شکنی هایی است که هنوز تا قبل از این آن ها را نشکسته ولی آن را میشکند در فلیم های رسانه ملی زن های چادری همیشه کمتر هستند اما در جامعه هم این گونه است این آرایش های سنگینی که در فیلمهای تاریخی حتی می شود چه معنی می دهد آیا در جامعه سنتی ما این گونه بوده است ما باید به بیننده فلیم به یک تماشاگر فعال نگاه کنیم نه منفعل تا فیلم هایمان باور پذیر باشد همان طور که فیلم مستند به علت تکیه کامل به حقیقت باور پذیر می شود لذا اینکه ما هیچ حریمی برای کارمان نشناسیم و فقط مانند ظرفی که هر مظروفی را می پذیرد به رسانه نگاه کنیم یک تفکر اشتباه است چراکه غالبهای اسلامی این محتوا را نمی پذیرد و اگر هم بپذیرد شکلی مبتذل به خود می گیرد.





