مهدويت انباني از اطلاعات منتشر نيست و در حقيقت به خدمت درنميآيد. همه چيز و همهكس را در خدمت خود ميخواهد و تنها در اين صورت است كه كسي مجال ديگرگون شدن مييابد. مهدويت عالمي ديگرگون با عالم جاري و عادت معتاد زمان ماست. رسانهاي كه نتواند همنوا با اين تاريخ، صداي زنگ كاروان عهد و مهر و دوستي را منعكس كند و ذاكر و متذكر نام «حجت حق» نشود، غفلت ميآفريند و بحران ميزايد.
تفكر ولايي مهدوي
شايد از كاهلي معلمان و مبلغان يا غفلت رسانههاست كه با وجود وسعت امكانات رسانهاي در حال حاضر، عموماً، و وسعت فرصت و شرايط تاريخي و اجتماعي ايران اسلامي طي دو دهه اخير، خصوصاً، به نحوي شايسته درباره فرهنگ مهدوي و توانايي ژرف و بالقوه آن سخن به ميان نيامده است. البته، از روشنفكري عارض بر حيات فرهنگي و اجتماعي ما طي همين يك دهه اخير نيز نميتوان غافل شد.
از آنجا كه مهدويت پيوسته و وابسته به تفكر ولايي است؛ ناظر بر نظام معرفتي ويژهاي است كه به نوعي حقيقت ديانت، جانمايه و روح آن را بيان ميكند و شايد از اين روست كه در خود و با خود نقد ساير نظامهاي معرفتي را دارد؛ از جمله نظام سكولاريستي غربي را كه با گستاخي سعي در تكيه زدن بر منصب تفكر فلسفي و بينش ديني دارد. همين جانمايه است كه به مهدويت مدد ميدهد تا در هيئت «فرهنگ» ناظر بر ساختار كلان مناسبات فردي و اجتماعي مسلمين در گستره زمين و در طول تاريخ باشد. به عبارت ديگر، مهدويت از تمام ويژگيها براي مبدل شدن به مفهومي سترگ، مؤثر و ماندگار برخوردار است؛ چنانكه ميتواند براي انسانِ مانده در انفعال به نحوي ادب بودن و زيستن را تعريف كند.
اين نحوه از بودن و زيستن، انسان را در نسبت با تفكر ولايي مهدوي نگه ميدارد و او را در سير از ظاهر به باطن، سير از باطل به حق و بالاخره سير از صورت به حقيقت، ياري ميدهد.
پايان تاريخ غربي
از اين نكته نميتوان غفلت كرد كه نيل به شرايط تاريخي ويژهاي كه اقتضاي آن سير و سفر در فرهنگ مهدوي باشد، در گرو مقدماتي است كه در اين مجال امكان بحث درباره آنها نيست؛ اما همين اندازه ميتوان گفت كه به صدا درآمدن زنگ «پايان تاريخ غربي» كه با خود، ظهور، انكشاف و پردهبرداري از بحران رهبري (بنبست ايدئولوژي و تدبير مناسبات سياسي متناسب با تفكر غربي)، بحران هويت، بحران فرهنگي (اخلاق) و بالاخره بحران در مناسبات مدني در آخرين سالهاي قرن بيستم را داشت؛ مقدمات آن شرايط را فراهم آورده است. به زبان ديگر، بخت و وقت اين تاريخ جديد به نام دين، به نام خدا و به نام مقدس حضرت مولانا صاحبالزمان(ع) گشوده شده است؛ فصلي كه منجر به «گسست عهد» با تماميت انانيت و خودبنيادي و تجديد عهد با حجت حق ميشود، و در سير تكويني همه مظاهر خود را در ساحات مختلف فكري و اقتصادي، فرهنگي و اخلاقي و بالاخره مناسبات مدني در عرصه تاريخ نمودار ميسازد.
انبوهي مستندات نقلي و عقلي پشتوانه اين نحوه استدلال و نگرش به مهدويت است؛ چنانكه همه اخبار رسيده درباره ظهور حضرت وليعصر، ارواحنا له الفداء، تأسيس دولت كريمه و نحوه ظهور ولايت حضرت در ساحات مختلف حيات انسان در عصر ظهور كه منجر به شكلگيري فرهنگ، تمدن و حكومتي عادله در گستره عالم خاكي ميشود، حكايت از وجوه تفارق اين واقعه شريف با كليه تجربههاي بشر در
ادامه مطلب
چرا عزاداران حسيني، به شكل خود خواسته، به مجالس سوگواري امام حسين(عليه السلام) پا مي گذارند، جامه سياه بر تن مي كنند، بر سر و سينه مي زنند، اشك مي ريزند و...؟ بي گمان، پاسخ به اين پرسش، خود مي تواند بيانگر «چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)» باشد.
با گذر زمان، اين نكته به روشني معلوم شد كه امام حسين(عليه السلام) و يارانش، مردان «پيروزِ» كربلا بودند. در كربلا، گرچه آنان، جان باختند; اما اسلام را حياتي دوباره بخشيدند، رسمِ ستم ستيزي را به جهانيان آموختند، و خود نيز به فيض بزرگ شهادت دست يافتند. همچنين، آنان براي هميشه تاريخ، در نگاه دين مداران و عدالت خواهان جايگاهي شكوهمند يافتند و محبوبِ دلهاي مؤمنان شدند.
با اين حال، قيام پيروزمندانه امام حسين(عليه السلام)در عاشوراي سال 61 هجري، با نثار خونهاي پاك عزيزان، بي قراريهاي كودكان، بي پناهيهاي بانوان، و يا صحنه هايي آكنده از «مصيبت» و «مظلوميت» رقم خورد. بر اين اساس، يادآوري اخبار آن قيام خونين، همواره عواطف انسانها ـ مسلمان و نامسلمان ـ را به تأثر واداشته،2 و در طول تاريخ به برپايي عزاداري ـ با شكلهاي گوناگون ـ انجاميده است. از اين رهگذر، پس از گذشت چهارده قرن و اندي، همچنان درس هاو پيامهاي آن قيام تازه و زنده مانده است.
اين همه در حالي است كه از ديرباز تاكنون، همواره مخالفاني نيز وجود داشته اند كه عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) را انكار كرده و يا درباره آن شبهه و ترديد روا داشته اند. ايشان، گاهي كوشيده اند تا مشروعيتِ عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) را نفي كنند3 و گاهي نيز كاركردهاي اجتماعي آن را زير سؤال برده اند.
امروزه، عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) بيشتر با شكل اخير از ترديد و انكار، و با اين گونه شبهات مواجه است: چرا بايد براي حادثه اي كه قرنها از وقوع آن گذشته، عزاداري و گريه كنيم; سياه پوش كردن كوچه و بازار و محافل و بر سر و سينه زدن تا كي؟ آيا نمي شود ياد حادثه عاشورا را با شيوههاي نو همانند برگزاري همايش و كنفرانس مطبوعاتي و... گرامي داشت؟4 همچنين، گاهي اين چنين، پرسش مي شود: اگر امام حسين(عليه السلام) با حركت خود در روز عاشورا، پيروز و برنده واقعي ميدان بود، چرا شيعيان و محبّان آن حضرت به جاي جشن و سرور، گريه و عزاداري مي كنند؟5
روي هم رفته، پرسشها و شبهات ياد شده را مي توان در دو سؤال اساسي زير خلاصه كرد:
1. عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) چيست؟ (سؤال از چيستي);
2. عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) چرا برپا مي شود؟ (سؤال از چرايي).
در اين نوشتار، افزون بر پاسخ گويي به دو سؤال مزبور، با توجه به اينكه عزاداري در اساس، بر پايه گريه كردن استوار بوده، و با توجه به اينكه در روايات، پاداش عظيمي براي گريه بر امام حسين(عليه السلام) بيان شده است، به پرسش زير نيز پاسخ گفته مي شود:
3. گريه بر امام حسين(عليه السلام) چيست و بر چه گونه هايي است؟ و در اساس، چرا بر امام حسين(عليه السلام) مي گريند؟ (سؤال از چيستي و چرايي).
ادامه مطلب
نويسنده اين مطلب، با استناد به پژوهشها و تحقيقات انجام شده، ثابت ميكند كه خشونت بيرويهاي كه از طريق برنامههاي رسانههاي مختلف به مردم عليالخصوص كودكان و نوجوانان عرضه ميشود، اثرات نامطلوب فراواني براي آنها دارد. اين اثرات شامل افزايش خشونتطلبي، بروز رفتارهاي خشن، حساسيتزدايي كودكان و بزرگسالان نسبت به مسائل خشونتآميز را شامل ميشود.
چكيده:
نويسنده اين مطلب، با استناد به پژوهشها و تحقيقات انجام شده، ثابت ميكند كه خشونت بيرويهاي كه از طريق برنامههاي رسانههاي مختلف به مردم عليالخصوص كودكان و نوجوانان عرضه ميشود، اثرات نامطلوب فراواني براي آنها دارد. اين اثرات شامل افزايش خشونتطلبي، بروز رفتارهاي خشن، حساسيتزدايي كودكان و بزرگسالان نسبت به مسائل خشونتآميز و حتي مواردي نظير عصبانيت و اختلال در خواب را شامل ميشود. در پايان نيز نويسنده با تذكر مجدد تأثير منفي خشونت رسانهها بر افراد مختلف، راهكارهاي مختلفي را براي كاهش اين اثرات منفي با توجه به تحقيقات انجام شده، پيشنهاد مينمايد.
ادامه مطلب
آنچه عموماً در رسانههاي غربي ميبينيم مناظري مجازياند كه گاه با دنياي واقعيت به كلي متفاوتاند. بنابراين، آشنايي هر چند ابتدايي با تكنيكهاي مورد بحث، ضرورتي است كه براي هيچ يك از ما (مخاطبان خودآگاه يا ناخودآگاه اين رسانه) گريزي از آن نيست.
چكيده
از آنجايي كه آنچه درباره خود ميشنويم غالباً بر آنچه در مورد خودمان انجام ميدهيم تأثيرگذار است، رسانههاي جهاني امروز نقش و جايگاه بيسابقهاي در كنترل و هدايت افكار عمومي يافتهاند. پيشينه به نسبت طولاني تكنيكهاي روزنامهنگاري براي ترغيب مخاطبان به اتخاذ مواضع و ديدگاههاي مورد نظر و نيز كمك روزافزون فناوريهاي نوين ارتباطاتي براي اجراي طرحهاي پيچيده تبليغات رواني، ترديدي باقي نميگذارد. آنچه عموماً در رسانههاي غربي ميبينيم مناظري مجازياند كه گاه با دنياي واقعيت به كلي متفاوتاند. بنابراين، آشنايي هر چند ابتدايي با تكنيكهاي مورد بحث، ضرورتي است كه براي هيچ يك از ما (مخاطبان خودآگاه يا ناخودآگاه اين رسانه) گريزي از آن نيست.
مقدمه
در كشوري مانند امريكا، رسانههاي خبري ـ تحت نفوذ و مالكيت شركتهاي غولپيكر اقتصادي ـ در انتقال و تفسير اخبار، عمدتاً منعكسكننده ايدئولوژي طبقه حاكم جامعهاند. در عين حال، رسانهها گاه اين تصور را برميانگيزانند كه آزاد و مستقل بوده، قادر به ارائه گزارشهاي متعادل و تفسيرهاي منطقياند. اما اين تضاد و دوگانگي چگونه توجيهپذير است؟ صاحبنظران صنعت رسانه ادعا ميكنند كه به سبب اشتباهات عادي و مشكلات تهيه هر روز خبر (مانند زمان، ضربالعجل، محدوديتهاي بودجه و معضل تبديل كردن يك ماجراي پيچيده به يك گزارش فشرده) خطاهاي گاه و بيگاه در ارائه گزارشهاي خبري اجتنابناپذير است. علاوه بر اين، هيچ نوع سيستم ارتباطاتي وجود ندارد كه بتواند هر آنچه را كه ميخواهد، گزارش كند؛ بنابراين عملكرد گزينشي ضرورت مييابد.
ادامه مطلب
شكلگيري برخي از ابررسانهها و نابودي رسانههاي مستقل و كوچك، از جمله ويژگيهايي است كه در دو دهه اخير به خوبي مشهود ميباشد. رسانههاي بزرگ غربي كه امروزه بيشتر به كمپانيهاي تجاري ميمانند، به هر شكل ممكن در پي از دور خارج كردن ديگر رسانهها ميباشند تا در فضاي موجود، علاوه بر يكهتازي، رقيبي برايشان وجود نداشته باشد.
چكيده
ادامه مطلب
موضوع اين نوشتار در مورد «نقش رسانه هاى جمعى در آسيبهاى اجتماعى » و وظايفى است كه يك رسانه مطلوب، مىتواند در نظام اسلامى بر عهده داشته باشد.
چكيده:
امروزه با وجود موضوع رسانههاى اجتماعى، مىتوان به خوبى دريافت كه تغييرات اجتماعى، دنباله تغييرات در حوزه اطلاعات و ارتباطات رسانهاى است. در حوزه جامعه رسانهاى در ايران دو ديدگاه خوشبينانه و منتقدانه وجود دارد كه يكى، جامعه رسانهاى را مساوى با خلق يك جهان جديد دانسته و ديگرى، اين مفهوم را بيشتر در تركيب اضافى به كار مىبرند و به عنوان مضاف، به مناطق جغرافيايى سياسى يا اقتصادى، مورد استفاده قرار مىدهند. در اين نوشتار در صدد تعريف صحيح جامعه رسانهاى و آسيبشناسى آن مىباشيم.
مقدمه
موضوع اين نوشتار در مورد «نقش رسانه هاى جمعى در آسيبهاى اجتماعى » و وظايفى است كه يك رسانه مطلوب، مىتواند در نظام اسلامى بر عهده داشته باشد.
ادامه مطلب
از قرن بيستم كه قدرتهاى سرمايهدارى يهود در امريكا به نيروهاى اقتصادى مسلط تبديل شدند،تعداد روزنامههاى امريكايى متعلق به يهوديان به شدت افزايش يافت و اين افزايش با كاهش شديد رقباى غير يهودى همراه گرديد. اين پيشرفت، اساسا به عنوان نتيجه سياستهاى تبليغاتى بازرگانان يهودى بود.
امروزه در جهان، قدرتى بزرگتر از قدرتى كه فريبكاران افكار عمومى دراختيار دارند، وجود ندارد؛ قدرت هيچيك از پادشاهان، پاپها يا ژنرالهاى پيروز و كشيشهاى عالىرتبه به قدرت اين چند نفر نرسيد كه تنها از طريق كنترل اخبار و برنامههاى تلويزيونى به آن دست يافتند.
قدرتى كه در هر منزلى وجود دارد؛ در تمام ساعات بيدارى، اراده خود را تحميل مىكند؛ نيرويى است كه ذهن واقعى هر شهروند را شكل مىدهد: پير و جوان، ثروتمند و فقير، ساده و فرهيخته و...
رسانههاى جمعى نگاه ما به جهان را شكل مىدهند و سپس به ما مىگويند كه درباره جهان چگونه بينديشيم. در اصل هر چه در مورد رخدادهاى اطراف ما يا محدوده آشنايان مىدانيم، از طريق روزنامهها، مجلات، راديو يا تلويزيون به ما منتقل مىشود.
رهبران رسانههاى جمعى، نه فقط با جلوگيرى بهشدت كنترل شده اخبار خاص از روزنامهها يا تبليغ آشكار تحريف تاريخ در برنامههاى تلويزيونى (كه از مشخصههاى فريب افكار عمومى اطلاعات را به ما مىرسانند)، بلكه آنها، هم هوشمندى و هم دقت را در اخبار و برنامههاى پخششده تمرين مىكنند؛ شيوهاى كه اخبار را پوشش مىدهند؛ بر كدام واژهها بايد تاكيد كرد؛ از كنار چه كلماتى بايد به سادگى رد شد؛ واژههايى كه گزارشگران انتخاب مىكنند؛ تن صدا و حالت چهره؛ نحوه بيان تيترهاى خبرى؛ انتخاب تصاوير ويژه و...، همه و همه به طور پنهانى، ولى به شدت نوع تفسير ما را از چيزهايى كه مىبينيم يا مىشنويم، تحت تاثير قرار مىدهد.
ادامه مطلب
در حالي كه كارشناسان سياسي و امور بينالملل، با نگرش به ديپلماسي دو كشور ايران و عراق در جنگ و انفعال سياسي و همچنين تزلزل و ضعف روحي نيروهاي عراقي، اين عمليات را عملياتي بزرگ و كليدي به نفع جمهوري اسلامي ايران ميدانند كه خروجي آن صدور قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل است، كارشناسان نظامي با توجه به محاسبات نظامي و شناخت انواع جنگهاي آفندي ـ پدافندي، در انگيزه نيروهاي ايراني در انتخاب منطقه عمومي شلمچه براي عمليات بزرگ و همچنين دفاع ديوانهوار صدام و نيروهايش در منطقه بسيار كوچك عمليات ـ كه منطقه خشكي آن كمتر از 50 كيلومتر مربع بود ـ در حيرت ماندهاند كه البته حيرت، چندان هم بيدليل نيست!
ادامه مطلب
مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و قومهای دیگر او را با نامهای دیگر میخوانند. تمامی منتظران ظهور به مرحله ای معتقدند كه یك ضد منجی كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامی نیروهای شیطانی را به همراه خود دارد و مهمترین مانع منجی موعود است. در نبرد نهایی میان این دو كه جنگی بسیار بزرگ و خونین است منجی موعود به همراه یارانش به كمك امدادهای الهی بر لشكر شیطان پیروز میشوند. سربازان و یاران منجی انسانهایی با ایمان و نیرومند هستند كه خود را از قبل برای چنین روزی آماده كرده اند. كشیش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهیونسیم مسیحی میگوید: اكنون آمریكا نماینده خداست در روی زمین،برای ظهور مسیح فرستاده شده اند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند .یكی د از ایده های حاكم بر بازیهای رایانه ای جنگ هسته ای است كه از آن با عنوان آرماگدون(armageddon) نبرد نهایی حق علیه باطل یاد میشود.كه استفاده از سلاح اتمی در آن قابل پیشگیری نیست و ظهور حضرت مسیح بدون وقوع این حادثه ممكن نیست. در بازیهای مختلف به این پدیده پرداخته شده است. بعنوان مثال شما در بازی مامور مخفی 2،در نقش كیت آرچر یك جاسوس خبره ظاهر میشوید كه میباید از وقوع جنگ هسته ای و نابودی نسل بشر توسط تروریستها جلوگیری كنید. آخر الزمان دینی: در میان آخر الزمانهای مختلف، آخر الزمان دینی مورد توجه خاص قرار گرفته است.در این آخرالزمان انسانهای شیطان صفت در قالب گروههای تروریستی و… قصد به دست گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاك و خدایی را دارندو شما ادامه مطلب
شك ندارم كه اگر آلاحمد زنده میماند راه را بر اینگونه سوءاستفادهها میبست و نمیگذاشت عدهای به بهانه مخالفت و مبارزه با غربزدگی برای سركوب و منكوب مخالفان از قلم او چماقی بسازند؛ اما به تعبیر خود او «دیوار كه فرو ریخت مردهخورها خبر خواهند شد» برای مردهخورها حقیقت سخن آلاحمد مهم نبود. مردهخورهای شبه روشنفكر كه میدیدند طرح «غربزدگی» تنها سلبی نیست و نوعی دعوت به باورهای ستیهنده شیعی است از همان ابتدا شمشیر را از رو بستند. آنها تحت تأثیر جریان اندیشة چپ كه در آن سالها همة روشنفكران غربی از آن متأثر بودند با بسیاری از مظاهر دنیای متجدد ـ بهویژه سرمایهسالاری ـ مخالفت میورزیدند و به همیندلیل با بسیاری از سخنان آلِ احمد در نفی تقلید از اخلاق و منش غربیان موافق بودند؛ اما از آنجایی كه خود نیز مقلد صورت دیگری از غربزدگی بودند نمیخواستند
ادامه مطلب
مقام معظم رهبری به حجاج بیت الله الحرام برای مراسم برائت از مشرکین پیام دادند و درون مایه این پیام حول محور ضرورت وحدت در جهان اسلام شکل گرفته است. لذا نگارنده در این نوشته سعی در واکاوی این مطلب دارد.
در عصر حاضر وحدت جهان اسلام ضرورتي اجتناب ناپذير است. وحدت آرماني حياتي است كه از جنبههاي مختلف در جهان اسلام، ضروري است. اگر چه مسلمانان در اقصي نقاط جهان پراكندة هستند. ولي در خاورميانه دين اسلام و مسلمانان محوريت يافته است. اين تمركز جغرافيايي متضمن نوعي ميراث فرهنگي و تاريخي مشترك است كه هويتي واحد را در كنار دين اسلام شكل ميدهد. دين اسلام امروزه نقطه پرگار آداب و رسوم، فرهنگ و مناسبات اجتماعي امتها و دولتهاي مختلف اين حوزه جغرافيايي شده و هويت واحد اسلامي اين منطقه را آشکار ساخته است. تجربه نشان داده است که امتهای اسلامی همیشه آماده مقاومت و جهاد در برابر تهاجمات سیاسی، نظامی و فرهنگی دشمنان خود بوده اند. اما در این وظیفه دو قشر از جامعه اسلامی خطیر به نظر می رسد:
ادامه مطلب
تجربه نشان داده كه نگاه نخبهگرايانه به سينماي ايران به هيچ جايي نميرسد. سينماي ايران را بايد با واقعيتهاي موجود پذيرفت و به تحليل و بررسياش نشست. سينمايي با انبوهي از معضلات و مشكلات و چالشهايي در ابعاد مختلف و متنوع. سينمايي كه همه ميدانيم شرايط اقتصادي مطلوبي ندارد و در سالهاي اخير با معضل ريزش مخاطب مواجه بوده است. هر چند امسال تا اندازهاي شاهد رويكرد بيشتر مخاطب به فيلمهاي ايراني بوديم. استقبالي كه البته مثل هميشه، محدود به چند فيلم خاص بوده است. در دهه شصت، با كمبود مراكز تفريحي و تلويزيوني كه تنها دو شبكه داشت و در طول هفته فقط يك فيلم سينمايي پخش ميكرد؛ سينما هنوز و همچنان بخش عمدهاي از اوقات فراغت مردم را پر مينمود.
در صورتي كه الان سينماي ايران از سوي رقباي قدرقدرتي چون تلويزيون كه هر روز چندين فيلم و سريال داستاني را روي آنتن ميبرد. شبكههاي ماهوارهاي، اينترنت و ... در محاصره قرار گرفته است. رسانههايي
ادامه مطلب
هيچ کس نميتواند خوشحالي خود را از اعدام صدام يزيد در بغداد پنهان نمايد. «بخصوص مردم عراق، ايران و کويت» که در دوران حکومت بعثيها بر عراق بيشترين خسارات و تلفات جاني و اقتصادي را متحمل شدند. صدام در دوران طولاني حکومت فردي و استبداديش بر عراق، جنايات بي شماري را در حق مردم اين کشور و همسايگان خود اعمال کرد. هرلحظه حکومت بيست و چهار ساله صدام، شاهد جنايات بسيار زيادي عليه مردم مظلوم آن کشور و کشورهاي همسايه عراق، بوده است.
بسياري از افرادي که در زمان صدام مفقود شدند هنوز مشخص نيست چه بلايي بر سر آنها آمده و چگونه سربه نيست شدهاند. گرچه تا کنون گورهاي دسته جمعي زيادي در عراق، کشف شده است ولي دامنه ظلم اين جرثومه فساد آنچنان زياد است که سالها طول خواهد کشيد تا جزئيات آن جنايات مشخص و به گوش مردم جهان برسد.
ادامه مطلب
داستان در مورد مزرعه ای در انگلستان است که حیوانات آن علیه انسان هایی که اربابشان هستند قیام می کنند و برای خود قلمرویی به نام "قلعه حیوانات" می سازند. گروه هایی پیش و پس از انقلاب حیوانی شروع به تئوری سازی درباره فلسفه حیوانگری می کنند که نتیجه اش می شود قوانینی 7 گانه برای حیوانات. حیوانات پس از قیام روزگار بهتری را تجربه می کنند اما پس از اندک مدتی قیام آنها منحرف می شود. بقیه اش را نمی گویم تا خودتان بروید بخوانیدش.
آنچه که در این داستان مورد توجه است ،صرفنظر از نقد کمونیسم، نماد بودن هر دسته از حیوانات است برای بخشی از سیستم جاری. خوک ها که مثلا مغزهای متفکر هستند به تدریج از "خوکدانی" به "ساختمان مزرعه" می روند تا نشان دهند سهم خواهی از قدرت و ثروت چقدر می تواند خطرناک باشد. آنها به تدریج قوانین 7 گانه را به نفع خود تفسیر یا تعویض یا حذف می کنند چون دیگر تنها چیزی که برایشان مهم نیست سرنوشت "رفقا" ست. سگ ها که نماد خشونت معرفی می شوند، در نظام تعلیمات خوکی به حیواناتی بی رحم بدل می شوند که عامل اجرای دستورات مستبدانه خوک ها هستند، گوسفندان هم نمادی از طبقات پایینی هستند که به خاطر بی خردی مورد استثمار طبقات بالایی قرار می گیرند. رفتار "گوسفندی" آنها هم خیلی جالب است تا آنجا که حتی وقتی شعار جدید را که خلاف فلسفه حیوانگری است هم صدا می خوانند ، هیچ کدامشان به این فکر نمی کند که چرا ؟!
قلعه حیوانات با همه نمادهایش، در نهایت روایتی از روند استحاله یک انقلاب است که ممکن است برای هر انقلابی پیش بیاید
والدين مىتوانند هم بر محتوا و هم بر ميزان تماشاى تلويزيون نظارت داشته باشند، تماشا کردن يک نوع عادت شده است. اين ما هستيم که هم خودمان و هم فرزندانمان را در دام تلويزيون گرفتار مىکنيم، چون اين احساس را داريم که هنگام بازگشت از مدرسه يک کارتون خستگى او را برطرف مىکند. در دنيا، فرزندان به طور متوسط چهار ساعت تلويزيون تماشا مىکنند ولى پزشکان توصيه مىکنند فرزندان حداکثر بايد دو ساعت تلويزيون تماشا کنند. مىبايست ما تعريف تفريح فرزندان را در محيط خانه و مدرسه در نظر بگيريم، بررسىها نشان مىدهد تلويزيون يک تفريح بدون تلاش است که هميشه فرزندان مشتاق آن هستند به خصوص در سن کودکي.ادامه مطلب
جعل و تحريف و پنهان مىشد بار ديگر تعدى و تجاوز به حقوق زن از سرگرفته مىشد. قبايل غيرعربى نيز در پايمال کردن حقوق زن کمتر از اعراب جاهلى نبودند. کشتن،شکنجه، اهانت و تضييح حقوق همه جاذبه زنان در همه نقاط دنيا که نور وحى در آن نتابيده و يا دستخوش تحريف شده بود همانند آنچه در عرب جاهلى بود، بلکه حتى دردناکتر از آن هم وجود داشته است. از منظر بسيارى از قبايل، زن حق کمترين دعوى برابرى و مقاومت با همسر خويش را نداشته و ندارد مثلا در يونان قديم زن در معرض خريد و فروش قرار مىگرفت و قيمت زن بيش از پنجاه پيمانه جو نبود. ادامه مطلب
بايد بدانيم در روابط بينالمللي هيچ عاملي بيش از عمل نکردن به تهديدات و اقدامات متقابل بر فروپاشي اقتدار کشور مؤثر نيست؛ يعني اگر شرايط بهگونهاي پيش رود که ديگر کشورها تهديدات ما را بلوف ارزيابي کنند، امکان نتيجهگيري ما از مذاکرات بهشدت کاهش خواهد يافت
ادامه مطلب
شوراي امنيت سازمان ملل متحد قطعنامه پيشنهادي اروپا در مورد برنامه اتمي ايران را پس از تغييرات بسيار نسبت به پيش نويس اوليه و گذشت مدت زمان قريب دو ماه، تصويب كرد.
در اين قطعنامه كه با 15 راي موافق به اتفاق آراء تصويب شد، از همه كشورهاي عضو سازمان ملل خواسته شده تا از ارائه مواد و فناوري كه ميتواند در خدمت برنامه اتمي ايران قرار گيرد ، خودداري كنند.
بررسي متن اين قطعنامه نشان ميدهد كه با پيشنويس اوليه تفاوتهاي بسياري دارد و متن آن بسيار ضعيفتر شده است. محور اصلي اين قطعنامه تحريم برنامه موشكي و اتمي ايران است كه عدهاي معتقدند با توجه به استثنا شدن نيروگاه بوشهر به عنوان بزرگترين پروژه اتمي مشترك و اين كه در سالهاي پس از انقلاب همواره سختگيريهاي زيادي عليه برنامه اتمي ايران وجود داشته، اين تحريمها در ايجاد فشار بر ايران، توان چنداني ندارد.
همچنين با تعيين يك مهلت 60 روزه، به ایران هشدار داده شده در صورت تعلیق نکردن غنی سازی اورانیوم، شورای امنیت سازمان ملل بر اساس اصل ۴۱ از فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد علیه تهران تصمیم گیری خواهد کرد.
ادامه مطلب
فیلمهای هالیوودی آنچنان نفوذی در زندگی روزمره جماعت عاشق سینما داشت که ناخودآگاه رسوم آمریکایی را در دیگر جوامع گسترش می داد...فیلم هالیوودی همیشه نگاهها را از معضلات عمیق جامعه بشری به دلمشغولیهای جامعه آمریکایی سوق می داد و به شکلی آرمان شهر فرهنگ یانکیها را به تماشاگران سادهلوح حقنه میکرد (و میکند) که آنها حتی در دورترین جوامع نسبت به آمریکا هم دغدغههای فرهنگی غربی را مسئله خود به حساب میآوردند. آنها قانع شدند که همچون قهرمانان همان فیلمها زندگی کنند، لباس بپوشند و حتی موی سر خود را آرایش کنند که همه و همه در واقع تقلیدی از زندگی اسطورهای آمریکایی بود و بس...»
شاید از همین رو بوده و هست که مراسمی مثل کریسمس و هالووین و والنتاین و ...بیش از کشورهای غربی، در برخی سرزمین های ملل شرق (که اساسا هیچگونه سنخیت فرهنگی با مراسم یاد شده ندارند ) از جمله بعضی بخشهای کشور خودمان، رواج بیشتری دارد تا ممالک مربوطه.
با همین فیلمها و آثار فرهنگی است که اینک در ضد آمریکاییترین و ضد سرمایهداریترین کشورها که زمانی شعارهای ضد امپریالیستیشان گوش فلک را کر میکرد، مثل چین و ویتنام کمپانیهای تجاری آمریکایی حاکمیت بلامنازعی حداقل بر اقتصاد و فرهنگ دارند
ادامه مطلب
خطايى از خليفه يا او را مى کشتند يا تسامح و محبت او را بر کنار مى کردند.ادامه مطلب



