سالگي موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي رئاليسم جادويي را با انتقادات گزندة سياسي ميآميزد به 25 زبان ترجمه شده است. ساراماگو در سال 1922 در نزديكي ليسبون در خانوادهاي تنگدست به دنيا آمد و به دليل فقر نتوانست تحصيلات دانشگاهياش را به پايان رساند. در يك آهنگري به كارمشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.ساراماگو نخستين رمانش« كشور گناه» را درسال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار كشيد تا سرانجام موفقيت ادبي و شهرت در سال 1982 با انتشار رمان « بالتازار و بليوندا» به سراغش بيايد. سبك شاعرانة ساراماگو كه تخيل و تاريخ و انتقاد از سركوب سياسي و فقر را با هم ميآميزد موجب شده است كه او را به نويسندگان امريكاي لاتين بويژه گابريل گارسيا ماركز تشبيه كنند.
.jpg)

ادبیات قدرت در فضای سیاسی کشور جای خودش را باز کرده است و تاوان آن را مردم باید در گرانی ها بدهند احزاب مشارکت ِ اعتماد ملی ِ کارگزاران چنان دولت را در فشار گزاشته اند که صدای مردم را هم کنون هم قابل شنیدن است اما احزاب اصول گرا هم گویا به دنبال سهم شان از قدرت هستند و این را می توان به عنوان نمونه در رقابتهای داخلی دو روزنامه ایران و همشهری دید و از طرف دیگر احزاب اصلاح طلب به کوبیدن جبهه اصول گرایان از بالا ادامه می دهند ولی این دفعه هدف اصلی آن ها تغییر در نوع نظام است چیزی که همه احزاب اصلاح طلب را بع همه اختلاقاتشان به دور هم جمع کرده ازهاشمی تا خاتمی و کروبی .........
-

- تعبير «جهانيشدن» از حدود دهه1960 مطرح و از اواسط دهه80 شيوع چشمگيري يافت جهانيشدن فرآيندي اجتماعي (البته با آبشخوري كاملاً سياسي) است كه از مدتها پيش آغاز شده و رو به گسترش است و در آن، قيدوبندها و محدوديتهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده از بين ميرود و مردم بهطور فزايندهاي در معرض آسيبهاي اين پروسه قرار ميگيرند و شاهد زوال موازين و ارزشهاي فرهنگ خود ميشوند. اصطلاح جهانيشدن ظاهرا حركت به سوي يك جامعه جهاني واحد را بشارت ميدهد و برحسب ايننظريه گويي تنها يك جامعه و يك فرهنگ در سراسر سياره زمين مستقر خواهدشد.
احتمالاً در اين فرهنگ، اختلاف،تنوع،آزادي و انتخاب و اختيار فردي مورد قبول واقع خواهدشد اما وابستگي به سرزمين مادري به عنوان يك اصل وحدتآفرين در زندگي اجتماعي و فرهنگي از بين خواهدرفت
ادامه مطلب
در آستانه 27 آذر سالروز شهادت شهيد مفتح و روز «وحدت حوزه و دانشگاه» ضمن گراميداشت ياد و خاطره آن شهيد بزرگوار زيرساخت هاى نظرى اين وحدت و آسيب هايى را که اين هدف متعالى را تهديد مى کند بصورت اقتراح باحجج اسلام استادسيداحمدخاتمي، استادعليرضااعرافي، استادمحسن غرويان ،دکترعباس ايزدپناه ودکترمنصورى لاريجانى ازاساتيدمبرزحوزه ودانشگاه و از صاحب نظران موضوع وحدت حوزه ودانشگاه درميان گذاشته ايم که تقديم حضورتان مى شود.ادامه مطلب
«مديري» با آثاري از جمله «طنز 79»، «پاورچين»، «نقطهچين»، «جايزه بزرگ» و «شبهاي برره»، كه به گونهاي «كمدي سياه» بودند و به معضلات خانواده و اجتماع ميپرداختند، براي مردم تبديل به چهرهاي ماندگار و محبوب شد.«باغ مظفر» با آخرين كار مديري -«شبهاي برره»- تفاوتها و تشابهاتي دارد. برخلاف داستان شبهاي برره كه حركت موضوعي آن از «جامعه سنتي و توسعه نيافته» به «توسعه يافتگي و مدرنيسم» بود، در «باغ مظفر» روند حركت موضوعي داستان از «توسعه يافتگي و مدرنيسم» به «جامعه سنتي و توسعه نيافته»، يعني از حال به گذشته است كه در جريان اين روند به تفاوتهايي در ساختار خانوادهها و تفاوتهاي فكري و اجتماعي كه در گذر زمان، در اين دو مقطع زماني به وجود آمده، ميپردازد. در واقع «باغ مظفر» نمايانگر تغيير آداب و رسوم و تغيير در نوع رفتار افراد خانواده، در گذر زمان است .
ادامه مطلب
گاليور چنین سخن میگفت: «براساس آموزههای هرتزل، کالاهای اسرائیلی با هر نامی که در بازارهای دنیا به فروش برسد، هژمونی قوم برگزیده است. ازاین رو تولید ناخالص ملی اسرائیل به تنهایی بر تولید ناخالص سه کشور مصر، اردن و سوریه برتری دارد.»
پرز در ادامه با نشان دادن خاورمیانه بزرگ که از آن به عنوان رؤیای صادقه این رژیم یاد میکند، در حالیکه لابلای انگشتان دستش همه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، شبه جزیره عربستان و فلات ایران در افغانستان را در برگرفته است، ادامه میدهد: «شهروندان اسرائیلی از لحاظ ارتباطات مخابراتی پس از فنلاندیها در بهترین وضعیت دنیا قرار دارند.»
ادامه مطلب
عشق الهي بين حميد و هيوا، زمان و مكان را در مينوردد و فرارتر از ابعاد مادي، هستي اين دو تن را به هم وصل ميكند تا در عالمي تجردگونه صبغههاي برجستهاي از عشق قدسي را به نمايش درآورند. صبغهاي كه جريان سيالش در ساختار فيلم راه مييابد و نوعي از بيزماني و بيمكاني در يك نگاه ناب ديني به تماشاگر القا مينمايد.در زندگي محكوم و جبرگرايانه دو رفيق فيلم «روبان قرمز»، زن تازه وارد همچون فيضالهي آنها را از دايره بسته خود خارج و به سوي شرايط جديد آزادي و رهايي از قيد و بندهاي مادي و توهمات غيرمادي سوق ميدهد
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
با توجه به اين كه در دنياي حاضر كانالهاي ماهوارهاي گستردهاي در دسترس مردم قرار گرفته است كه با اندك تلاشي قادرند در جريان محتواي آنها واقع شوند درك اين واقعيت را كه در رسانهها ناگزير هستند واقعيتهاي خبري پيرامون را بدون سوگيري منعكس كنند بيش از پيش الزامي ميسازد.
گرچه به اعتقاد بسياري از دانشمندان علومارتباطي، رعايت اصل عينيت و بيطرفي به طور كامل امكانپذير نيست و حتي معتبرترين شبكههاي خبري جهان نيز در دام سوگيري دچارند اما واقعيت در اين است كه ميتوان شدت آن را به نحو فزايندهاي كاهش داد.
ادامه مطلب
گرچه در تاريخ سينما استفاده آمريكا از تبليغات انيميشن در خلال جنگ دوم جهانى كاملاً شناخته شده است، اما درباره اين تبليغات در پايان جنگ و پس از تقسيم اروپا بحث كمترى شده است. در اواخر دهه ۱۹۴۰ سازمان سيا با استفاده از درآمدهاى مالياتى سعى كرد فرهنگى مخفى براى مبارزه با كمونيسم در سراسر جهان به وجود آورد. از جمله گزينه هاى آنها توليد فيلم انيميشن براساس داستان «مزرعه حيوانات» نوشته جورج اورول بود. يكى از دلايل اصلى - اگر نگوييم تنها دليل- اين بود كه در پايان فيلم انسان ها و خوك ها به عنوان قدرت هاى فاسد و شيطانى با هم كنار مى آيند. چنانكه استوتور ساتور- روزنامه نگار محقق در كتاب خود به نام «چه كسى به فلوت زن پول داد؟» فاش مى كند، دفتر سياستگذارى سيا كه مسئول عمليات هاى مخفيانه دولت بود، دو نفر از كارگاه جنگ افزار روانى خود را براى خريد حقوق اين رمان انتخاب كرد. يكى از آنها «ماواردهارت» مسئول عمليات بود كه بعد ها يكى از شخصيت هاى اصلى ماجراى «واترگيت» شد. رابطه او در هاليوود كارستون آلسوپ بود كه مأمور مخفى سيا در كمپانى پارامونت محسوب مى شد و فينيس كار، نويسنده لس آنجلسى، هم از دوستان نزديكش بود. آلسوپ و كار به لندن رفتند تا درباره حقوق اين اثر با سونيا اورول (همسر جورج اورول) گفت وگو كنند. اورول از زمان فعاليت در مجله «هورايزن» به فعاليت در حوزه هاى ادبى و هنرى پرداخت و پس از اين كه كار و آلسوپ به او قول دادند تا ترتيب ملاقات او با هنرپيشه مورد علاقه اش «كلارك گيبل» را بدهند، قرارداد
ادامه مطلب
تشنجهاى اقتصادى كه بيشتر جامعه هاى غربى را در فاصله دو جنگ جهانى به لرزه درآورده بود، به تصور اغلب ماركسيستها به معناى فروريختن و نابودى نظام سرمايه دارى بود كه هميشه درنظريه ماركسيستى پيش بينى مى شد. برطبق آن نظريه، اگرچه اين امر بايد به استقرار كمونيسم مى انجاميد، در هيچ يك از اين جامعه ها رژيم كمونيستى به وجود نيامد. آنچه در عوض درچند جامعه استقرار يافت، فاشيسم بود. از اين رو، برخى ماركسيستها چنان از اين نظر سرخورده و دلسرد شدند كه ماركسيست را يكسره كنارگذاشتند. ولى عده اى هم بودند كه احساس كردند اگر نظريه ماركسيستى بنا است همچنان جلب اعتقاد كند، بايد موردبازنگرى قرارگيرد.
گروهى از اين افراد در اواخر ۱۹۲۰ در شهر فرانكفورت گردآمدند و معروف به اعضاى مكتب فرانكفورت شدند. يكى ازمشهورترين و پرنفوذترين اعضاى اين گروه، نظريه پرداز سياسى هربرت ماركوزه بود. او در سال هاى ۱۹۶۰ در مقام فيلسوف، نظريه پرداز اجتماعى و فعال سياسى به شهرت جهانى رسيد و در رسانه ها به عنوان «پدرچپ نو» بلندآوازه شد. نظريه اش در كتاب «انسان تك ساحتى» و ديدگاههاى انتقادى اش بر جامعه سرمايه دارى او را انگشت نما كرده بود. اين كتاب بر چپ نو تأثير عميقى گذاشت و او را به عنوان راديكال سازش ناپذير و ايدئولوگ چپ معرفى كرد
ادامه مطلب
وي يكي از خصلتهاي دانشجويان حقيقتجو بودن و داراي منطق دانست و اظهار داشت:از سال 54 دانشجوياني كه طرفدار حق و آزادي و عدالت بودند، همواره منطقي، متين و آگاه بودند.
عدهاي از دانشجويان تلاش داشتند تا با همهمه مانع از رسيدن سخنان رئيسجمهور به گوش سايرين شود كه رئيسجمهور گفت: شما به اندازه كافي حرف زديد و شعار داديد، اما حالا وقت آن رسيده كه حرف برادر كوچك خود را كه از دانشگاه براي برپايي عدالت قيام كرده، بشنويد.
وي جنبش دانشجويي ايران را بيدار، پويا و بالنده دانست و با بيان اين كه يكي از ويژگيهاي اين جنبش صداقت و اخلاق است، تصريح كرد: از سال 54 كه وارد دانشگاه شدم همواره از فعالين جنبش دانشجويي بودم، اما كساني كه حنجرههاي خود را عليه آمريكا پاره ميكردند به محض آنكه به نان و نوايي رسيدند، به ملت پشت كردند كه جريانات وابسته به ليبرالها، ماركسيستها و منافقين همه اين گونه بودند و دانشجويان مسلمان را به ساواك لو ميدادند تا رها شوند.
احمدينژاد ادامه داد:ما ديكتاتوري را چشيدهايم و براي از بين رفتن آن انقلاب كردهايم و بدانيد تا هزار سال ديگر هم هيچكس حتي به نام آزادي نميتواند در اين كشور ديكتاتوري برپا كند، چرا كه تن ملت ما زخمي از گروهكهاي وابسته به آمريكا و شوروي است.
ادامه مطلب
| |||
|
بنده، حضور خانواده دو شهيد ارتباطات را خير مقدم گفته و يادشان را گرامي ميدارم و بدانيد كه ما معلمان ارتباطات همه اينها را عزيز مي داريم. | |||
ادامه مطلب
اسلام ميگويد: «من تصميم گرفتم به شنا بروم. هيچ كس هم به من نگفت كه الان زمان خوبي براي شنا نيست. من به وسط دريا رفتم و احساس بسيار خوبي داشتم و سپس تصميم به بازگشت گرفتم. اما ناگهان متوجه شدم كه نميتوانم، موجها به سمت من ميآمدند و من اصلا به ساحل نزديك نميشدم. ناگهان احساس كردم مثل سنگ شدهام. به نظرم رسيد كه شايد كار خدا باشد. گفتم: خدايا! اگر مرا نجات دهي، از اين پس براي تو كار خواهم كرد. بي هيچ ترديدي اين حرف را ميزدم و ميدانستم قدرتي وجود دارد كه به من كمك خواهد كرد و در همان زمان، موج كوچكي از پشت من آمد، موجي كوچك؛ نه خيلي بزرگ. اما اين همان لحظه معجزه بود. انرژي خود را به دست آوردم و توانستم شنا كنم. به خشكي رسيده بودم. زنده بودم. اما بعد چه؟».
پس از آن معجزه، اسلام سعي كرد ديني را بيابد كه مناسب با احوالش باشد. او با «بوديسم» شروع كرد. تائو، ستارهشناسي و حتي طالعبيني! اما زماني كه برادرش يك نسخه از قرآن را به او داد، مردي كه به دنبال يافتن پاسخ بود، سرانجام آن را يافت... .
ادامه مطلب
گزارش سخنراني دكتر رضا داوري اردكاني درباره آينده فلسفه
اگر از فلاسفه اوائل ميپرسيديد كه فلسفه «با آينده چه ارتباطي دارد» و «آينده فلسفه چيست؟» شايد آنها سؤال را بيوجه ميدانستند، نه اينكه جواب خاصي بدهند و معين كنند كه آينده فلسفه چيست و يا بگويند كه ما نميدانيم آينده فلسفه چيست. اين سؤال براي افلاطون سؤال بيوجهي بود. اما آيا فلسفه افلاطون با زمان ارتباط داشته است يا نه؟
ما امروز چون ميتوانيم زماني فكر بكنيم و فلسفه را به تاريخ و زمان نسبت ميدهيم و فلسفه را در تاريخ فلسفه ميبينيم، لااقل تصور و تلقي آينده فلسفه براي ما دشوار نيست.
براي متقدمان اين معنا دشوار بوده است. خصوصاً كساني كه فلسفه را نزديك به حكمت ميدانستهاند. حكمت زمان ندارد و كمال پيدا نميكند. حكمت تاريخ ندارد. اما فلسفه، تاريخ دارد؛ يعني از زماني شروع شده است زيرا يك نوع و يك سنخ از تفكر است كه در زماني بهوجود آمده و بسط خاص خودش را داشته است.
ادامه مطلب
|
اين كه تقدير تاريخى اقوام و ملل و سرگذشت و سنتهاى حاكم بر آنها در هر دوره بسته به ميثاقى است كه با حقيقت حق مى بندند، آشكارا در آموزه هاى دينى ما آمده است: «ان اللَّه لايغير ما بقوم حتى يغيربه نظر مى رسد شهيد آوينى و بسيارى از انديشمندان دنياى اسلام، انطباق اتوپيا با حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) را شايد از سر مسامحه بيان كرده اند و اين هم به دليل نكته ظريفى است كه از آن غفلت شده است و آن اين كه اتوپيا در غرب، تحقق بهشت اخروى را در همين دنيا مى جويد. به عبارت بهتر، اتوپيا، جنت عدن بشر متجدد مى شود و اگر اين را با اعتقاد اسلامى بسنجيم، بايد بگوييم اتوپيايى اسلام در اين دنيا تحقق ناپذير است و اى كاش اتوپيا را «مدينه فاضله» ترجمه نمى كردند كه اشتباه از همين ترجمه نادرست ناشى مى شود. ترجمه بهتر همان «ناكجاآباد» است؛ زيرا هم ماهيت اتوپيايى غرب را مى شناساند و هم با مفاهيم صحيح اسلامى تداخل پيدا نمى كند. مرتضى آوينى در اين باره مى نويسد:اتوپياى افلاطونى، غايت حاكميت انسان - به تعبير غربى آن - بر كره زمين است. حال آنكه حكومت جهانى عدل براى مسلمانان، آرمانى است كه در حاكميت احكام خدا بر اجتماع بشر معنا پيدا مى كند. همين دو آرمان با ايده آل تاريخى است كه يكى به تمدن غرب و سيطره شيطانى آن در تمتع هرچه بيشتر از نعمت ها و لذايذ دنيايى مى انجامد و ديگرى به انقلاب اسلامى ايران و برپايى حكومت جهانى اسلام .
اتوپياى افلاطونى، غايت حاكميت انسان - به تعبير غربى آن - بر كره زمين است. حال آنكه حكومت جهانى عدل براى مسلمانان، آرمانى است كه در حاكميت احكام خدا بر اجتماع بشر معنا پيدا مى كند. وا ما بانفسهم...؛ همانا خداوند وضع جامعه اى را تغيير نمى دهد تا خود وضع شان را تغيير دهند.
ادامه مطلب
در مسير مبارزات سياسى عليه رژيم پهلوى به دليل نپذيرفتن شركت اجبارى در حزب رستاخيز از مدرسه اخراج شده بود، با تغيير رشته و عليرغم تنگنا و فشار سياسى تحصيل را ادامه داد و رتبه چهارم را در ميان پذيرفته شدگان دانشگاه شيراز به دست آورد اما با تبعيد پدر به سقز از ادامه تحصيل منصرف شد و به شكل جدى ترى فعاليت مبارزاتى را پى گرفت. پدر پس از زمانى كوتاه به اقليد فارس تبعيد شد و دور از خانواده مدتى را در آن جا گذراند. با شروع مبارزات مردمى در سال ۵۶ پدر مخفيانه به قم رفت و خانواده را نيز منتقل كرد.
از آن پس مهدى به همراه پدر و جمعى ديگر در ساماندهى اطلاعات و عمليات سپاه پاسداران قم فعاليت هاى خود را ادامه داد. اين مسووليت مقارن با توطئه هاى پيچيده و پى درپى ضد انقلاب بود كه او با توانايى، خلاقيت و مديريت بالايى كه داشت به بهترين شكل ممكن آن ها را از سرگذراند و اين مرحله بحرانى فعاليت سياسى را طى كرد.
ادامه مطلب
شهيد دكتر مفتح در توصيف اين حقيقت كه زمان حجاب از شخصيت جامع مطهرى برمى گيرد و عظمت علمى و روحى او را نمايان مى كند، مى گويد: «وقتى انسان با يك شخصيت علمى، همزمان و معاصر است نمى تواند عظمت او را درك كند، اما هر قدر كه زمان مى گذرد و اين حجاب كنار مى رود، عظمتش تجلى مى كند. مرحوم مطهرى در حجاب معاصرت بود.»
اينك پس از گذشت نزديك به ۳ دهه از شهادت اين استاد فرزانه بهتر از گذشته مى توان از وراى حجاب معاصرت به او نگريست و به اين سؤال پاسخ داد كه چرا و چگونه بايد مطهرى را شناخت؟
امام (ره)، بدون هيچ ترديدى درباره استاد مطهرى فرموده است: «خدمتى كه به نسل جوان و ديگران مطهرى كرده است، كم كسى كرده است. آثارى كه از او هست، بى استثنا، همه آثارش خوب است و من كس ديگرى را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم بى استثنا آثارش خوب است.»
ادامه مطلب
تمدن مادىِ غرب در علم و تكنولوژى پيشرفت كرد. در روشهاى پيچيدهى مادى، توفيقات بزرگى به دست آورد؛ اما در كفهى معنوى روزبهروز بيشتر خسارت كرد. نتيجه اين شد كه علم و پيشرفت تمدن مادىِ غرب، به ضرر بشريت تمام شد. علم بايد به سود بشريت تمام شود. سرعت و سهولت و ارتباطات زوددسترس، بايد در خدمت آرامش و امنيت و راحتى مردم باشد. آن علمى كه از ترس دستاورد آن - يعنى از ترس بمب اتم و موشك دوربُرد و انفجار نادانسته - مردم شب و روز نداشته باشند، آن علم براى بشريت مفيد نيست. دنياى غرب با پيشرفت علمىِ خود، در اين دام خطرناك افتاد.تمدن و فكر اسلامى، پيشرفت مادى را مىخواهد؛ اما براى امنيت مردم، آسايش مردم، رفاه مردم و همزيستىِ مهربانانهى مردم با يكديگر؛ اين خصوصيات نظام اسلامى است.
على بن موسى الرضا عليه السلام، امام هشتم شيعيان روز يازدهم ذيقعده سال ۱۴۸ ق.در مدينه ديده به جهان گشود و در صفر سال ۲۰۳ ق.در ۵۵ سالگى به وسيله مأمون (هفتمين خليفه عباسى) در سنابادِ نوقان (كه امروز يكى از محلهاى شهر مشهد است) مسموم و به شهادت رسيد.مرقد منوّر اين امام همام در مشهد مقدّس مزار عاشقان و دلدادگان اهل بيت عليهم السلام است.دوران امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳ - ۲۰۳ ق.) بود؛ حدود ۱۰ سال از امامت آن حضرت در عصر خلافت هارون الرشيد (پنجمين خليفه عباسى)، قاتل پدر بزرگوارش امام كاظم عليه السلام بود.امام رضا عليه السلام، در اين عصر در مدينه مى زيست و همواره تحت نظر و مورد مزاحمت هارون و حاكمان منصوب از جانب او به سر مى برد.در حدود سال ۱۹۶ ق.مأمون، فرزند هارون با نيرنگ و قتل امين (برادرش) بر مسند خلافت نشست و خلافت او ۲۱ سال طول كشيد.مأمون، امام هشتم عليه السلام را از مدينه به خراسان آورد و به ظاهر مى خواست با نزديك جلوه دادن خود به آن حضرت، جلوى شورشها را بگيرد و مردم را از خود راضى نگه دارد.
در مورد تاريخ زندگانى حضرت رضا عليه السلام چه بسا سؤالاتى مطرح شود؛ از جمله اين كه:
۱.چرا امام رضا عليه السلام ولايتعهدى را از مأمون پذيرفت؟
۲.دلايل پذيرش ولايتعهدى چيست؟
۳.اوضاع فرهنگى و اجتماعى جامعه آن روز و موضعگيرى امام عليه السلام در پذيرش ولايتعهدى چگونه بود و...؟
ادامه مطلب
كارل پوپر را از نظر ارزش و اعتبارى كه براى علم به عنوان روش كسب شناخت درباره جهان قائل بود، مى توان داراى علائق مشترك با اعضاى حلقه وين دانست اما بر خلاف آن ها با متافيزيك و ديگر انواع جملات زبان به عنوان شكل هاى با معناى عبارات زبانى مشكل نداشت.
پوپر و ابطال پذيرى
پوپر به جاى اين كه به دنبال ملاكى براى تميز ميان جملات معنادار و بى معنا باشد، كه بر مبناى آن جملات علمى را به عنوان معنا دار از جملات غير علمى جدا كند، مستقيماً به سراغ خود تمايز علم از غير علم (يا آنطور كه خودش مى گفت شبه علم) رفت. پوپر بيشتر از آنكه خواهان جدا كردن علم از متافيزيك باشد انگيزه طرد آن دسته از نظرياتى را داشت كه ادعاى علمى بودن ميكردند اما وى معتقد بود بررسى دقيق آنها نشان مى داد كه صرفاً نظام سازى هايى هستند كه هيچ ربطى به تجربه ندارند و نمى توان آن ها را از جنس علم تجربى و هم شأن آن دانست. براى پوپر ماركسيسم، روانكاوى فرويدى، طالع بينى، نظريات آدلر در روانشناسى و حداقل در دوره اى نظريه داروين چنين وضعيتى داشتند.
پوپر يكى از مشكلات معيار تحقيق پذيرى را اين مى دانست كه برخى جملات آشكارا علمى، با اين ملاك از حوزه علم خارج مى شدند. به عنوان مثال تمامى جملات داراى سور عمومى را كه بصورت «هر الف آنگاه ب» مى توان آن ها را نوشت چنين وضعيتى پيدا مى كنند.
ادامه مطلب
تبيلغات در عمل گاهي مقدس و مشروع تلقي مي شود (كاربرد اخلاقي مذهب).تبليغات در جايي راهنما و اطلاع رسان است و نقش بازگوكننده عقايد گروه ، جمعيت ،حزب ،و يا توضيح دهنده پيشرفتها و كاركردها و اطلاعات واقعي رويدادها و يا مشخصات صحيح اشياء و كالاهايي است كه سطح آگاهي هاي عمومي مردم را بالا مي برد .
گاهي واژه تبليغات در اذهان عمومي با سوءظن همراه است و زماني است كه مخاطبين پيام را مشكوك ،ناقص،دروغ و مغرضانه مي پندارند و در مقابل آن واكنش خشم و نفرت از خود بروز مي دهند .بطور كلي تبليغات جهت دادن به جرياني از پيش موجود است و يا اينكه در تعريف آن مي توان گفت عبارتست از اعمال نظريات و يا اطلاعات خاص به منظور كسب آراء يا تمايلات مطلوب .
پيشينه تبليغات :
تبليغات از ابتداي خلقت وجود داشته است .حك اولين تصاوير و نقوش انسانهاي نخستين بر روي ديوارهاي غارها ،سخرانيها ،ترانه ها ،سنگ نبشتها ،همه يك حركت تبليغي بوده است و
ادامه مطلب
در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند لذا سواد رسانه ای (MEDIA LITERACY ) شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها ( رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب و اینترنت ) بر روی افراد و جوامع می باشد . تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال 1960 میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد. در این میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود ، بطوریکه اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی ، کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود.
این تحقیقات نشان داد که تماشا کردن مداوم تلویزیون باعث رکود تمرکز فکری دانش آموزان در کلاس درس می شود. در دنیای انفجار اطلاعات و پوشش دایمی و گسترده رسانه ها مخاطبین بیشتر به تصویر توجه می کنند و به قولی "در مسابقه چشم با گوش ، چشم همیشه برنده است".
ادامه مطلب
ادامه مطلب
حال مدرن شدن است«بحران دين سنتي» را پديد مي آورد. در چنين وضعيغلبه تفسير ديني تاكنون موجود، بر ساحت فرهنگي و اجتماعي و سياسي متكثر، ممتنع مي گردد. مفاهيمي چون تكثر اجتماعي و چندگانگي نظام هاي ارزشي معطوف به زمينة اجتماعي (social context)اند كه عملي شدن يك آموزة ديني در آن بايد صورت واقعي به خود بگيرد، زيرا انسان اجتماعي در زمينة اجتماعي د م ميزند و همچونماهي در آب، در فضاي آن ميزيد و تقريباً به نحوي دائمي و به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، آگاهانهيا ناآگاهانه از اين فضا متأثر ميشود. بحث از زمينه اجتماعي حيات ديني نيز لاجرم بحث از جامعه پذيري ديني را طلب مي كند. مفهوم جامعهپذيري مبين تربيت اجتماعي انسان است و يكي از مهمترين عوامل شخصيتساز است. مفهوم جامعهپذيري هم تأثير جامعه بر فرد را منعكس ميسازد و هم توضيح دهندة نوع شخصيت فرد است. ادامه مطلب
پيوسته است. در زمان شكلگيري تصوير بر سطح حساس تنها واقعيتي ثبت ميشود. ليكن آنچه به اين واقعيت معنا ميدهد در عكس نيست. عكس تنها نمودي را جداي از معني آن به تصوير كشيده است و آنچه كه اين نمود را تفسير ميكند عملكرد ذهني و قواي ادراك بيننده است معناي در ذهن بيننده شكل ميگيرند كه در زمان جارياند . بينندگان عكس را بر اساس شدت احساساتي كه در وجودشان بر انگيخته مي شود ارزيابي مي كنند. معناي عكس ، علاقه شخصي عكاس و زيبا شناختي عكاس ، فلسفه وجودي عكس بعنوان هنر و رسانه ، تاويل پذيري عكس و نقش آن در شكل گيري تفكرات پيش رو چه در دوران مدرنيست اوليه و چه در دوره هاي بعد ، عكاسي را مهمترين اختراع بشري ساخته است . اختراعي كه نقش زمان و ادراكات بصري بيننده در هارمونيك عكس به خلاقيت واداشته و آموزش مي بيند. عكس يك تصوير نيست، برگرداني از واقعيت هم نيست. عكس يك اثر است، اثري كه مستقيماً از واقعيت گرفته شده است.عكس تبديل نمودهاي طبيعي به فرم هاي بسيار ساده ،ساخت اشيائ هنري از فرم هاي غير بازبه معني چيزي جدا شده از طبيعت و اغلب بشكل هندسي . جادوي تصوير ، اين هنر نا شناخته و دوست داشتني ،
ادامه مطلب
.jpg)
ارزشسازي صور نمادين يكي از پيامدهاي بافتمندسازي صور نمادين اين است كه صور مذكور به كرات در معرض فرآيندهاي پيچيدة ارزشگذاري، ارزشيابي و تعارض قرار ميگيرند. به عبارت ديگر، اين فرآيندهاچيزي هستند كه آنها را فرآيندهاي ارزشسازي خواهيم ناميد. ميتوانيم بين دو نوع اصلي ارزشسازي كه اهميتي ويژه دارند، تمايز قايل شويم. نخستين نوع را ميتوانيم «ارزش سازي نمادين» بناميم: ارزش سازي نمادين فرآيندي است كه از طريق آن صور نمادين از سوي افرادي كه آنها را توليد و دريافت ميكنند، به «ارزش نمادين» خاصي منتسب ميشوند. ارزش نمادين ارزشي است كه موارد و موضوعهاي صور نمادين به لطف شيوههايي كه طي آنهاافراد برايشان ارج و حرمت قايل ميشوند، و به اندازهاي كه بر ايشان ارزش قائلند، دارا هستند، افرادي كه آن موارد و موضوعها را توليد و دريافت ميكنند. ارزشگذاري موارد مذكور از طريق شيوههايي چون تحسين، مردود شمردن، اعزاز يا اظهار تنفر توسط اين افراد صورت ميگيرد. اتساب ارزش نمادين ميتواند از آن چه كه ميتوان «ارزشسازي اقتصادي» (سرمايهسازي) ناميد،
ادامه مطلب
سالگي موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي رئاليسم جادويي را با انتقادات گزندة سياسي ميآميزد به 25 زبان ترجمه شده است. ساراماگو در سال 1922 در نزديكي ليسبون در خانوادهاي تنگدست به دنيا آمد و به دليل فقر نتوانست تحصيلات دانشگاهياش را به پايان رساند. در يك آهنگري به كارمشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.ساراماگو نخستين رمانش« كشور گناه» را درسال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار كشيد تا سرانجام موفقيت ادبي و شهرت در سال 1982 با انتشار رمان « بالتازار و بليوندا» به سراغش بيايد. سبك شاعرانة ساراماگو كه تخيل و تاريخ و انتقاد از سركوب سياسي و فقر را با هم ميآميزد موجب شده است كه او را به نويسندگان امريكاي لاتين بويژه گابريل گارسيا ماركز تشبيه كنند.ادامه مطلب
فرضیه برخورد تمدنها كه امروز تبديل به استراتژى و دكترين شده، ابتداازسوىليستر پرسوندر سال 1956 مطرح شد و تعارضات بين تمدنى مورد توجه قرار گرفت و سپس ساموئل هانتينگتون، نظريه پرداز و استراتژيست آمريكايى، ابتدا در سال 1993 در مجله فارين افيزر و سپس در كتابى تحت عنوان The Clash Of Civilization«برخورد تمدنها» تبيين شده و امروزه به عنوان يك استراتژى و نظريه حياتى در سياست جهانى آمريكا مورد توجه است. موضوع اساسى در اين فرضيه تقسيم بندى جهان به 7 يا 8 تمدن اصلى است و تمركز بر اين نكته كه جهان امروز، جهان قدرتمندى تمدنها است و هويت بخشى هر فرد بر اساس تمدن اوست. هانتينگتون با تكيه بر اين امر و مسئله بازگشت خدا، معتقد است رشد روزافزون جمعيتى، سياسى و اقتصادى برخى تمدنها و ظهور گروه هاى بنيادگرا باعث مى شود، قرن پيش روى ما، قرن تضاد و برخورد بين تمدنها باشد. او اكيداً تصريح مى كند كه مدافع مطلوبيت اين درگيرى نيست، بلكه وى طراح و تبيين كننده اين فرضيه است كه درآينده اتفاق خواهد افتاد.
ادامه مطلب
در جلسه يكي از احزاب اصلاح طلب قرار شده كه پس از اعلام رسمي كانديداي حزب مذكور جهت شركت در انتخابات شاخصه بورس توسط اين افراد بالا كشيده شود.
بالاخره كانديداي مذكور پس از چندماه كش و قوس اعلام كانديداتوري نموده و شاخص هاي بورس به اين خبر واكنش خيلي خيلي مثبت نشان داد!
بعد از انتخاب دكتراحمدينژاد و شكست جريان مافيايي مقابل ايشان، به يك باره شاخصه هاي بورس به صورت مشكوك و ناگهاني سقوط نموده و به مدد تبليغات وسيع رسانه اي موجي بزرگ با پيامي مبني بر تنبيه مردم در كشور انعكاس يافت.
در جلسهاي كه براي حل اين مسئله با حضور مسئولين امر برگزار گرديد، يكي ازدست اندركاران اموران اقتصادي گفت: منشأ تمامي اين حركات صورت گرفته براي ما مشخص و مشهودبوده و اگر واقعاًً شرايط كشور اجازه دهد مي توان با تنبيه و برخورد با تنها 7 - 8 نفر كه عوامل اصلي اين آشفتگي هستند. جلوي تكرار اين ماجرا را گرفت. (مسئول برخورد قانوني با اين عوامل به عهده...)
ادامه مطلب
مردم شریف آمریکا
اگر فعالیتهای دولت امریکا در این منطقه از جهان و تاثیرات منفی آن در زندگی ملتهای ما و نابسامانیها و جنگهایی که دولت آمریکا مسبب آن است و نتایج تاسف بار مداخله آمریکا در سایر کشورهای جهان نبود.
همچنین اگر یکتا پرستی ، حق جویی و عدالتخواهی مردم آمریکا از یک طرف و پنهان کاری و جلوگیری دولت آمریکا از نشر حقایق و واقعیتهای موجود وجود نداشت.
و اگر همه ما در قبال آزادی ، حرمت و کرامت انسانی مسئولیت مشترک نداشتیم ضرورتی برای گفتگو با شما وجود نمی داشت .
باید اذعان کرد که هر چند تقدیر الهی دو کشور ایران و آمریکا را در فاصله دوری از یکدیگر قرار داده است ، اما ارزشها و روح کلی انسانی که از برتری کرامت و فضیلت همه انسانها سخن می گوید دو ملت بزرگ را به یکدیگر نزدیک کرده است .
هر دو ملت خداپرست ، حقیقت جو و عدالت طلب و خواهان شرافت و عزت و کمال هستند .
همه از ترویج ارزشها و خصلتهای انسانی نظیر محبت ، وحدت و همدلی ، احترام به حقوق انسانها و پشتیبانی از حق و انصاف و دفاع از انسانهای مظلوم در برابر زورگویان خرسند می شوند و لذت می برند .
ادامه مطلب
محمد قوچانی
از سال گذشته نام دو سياستمدار صدرنشين 27خرداد 84 بيش از پيش به گوش ميرسد: محمود احمدينژاد و مهدي كروبي كه يكي پيروز بالفعل انتخابات شد وديگري پيروز بالقوه. كروبي و احمدينژاد تفاوتهاي زيادي با هم دارند و به يك معنا اصلا قابل قياس نيستند اما هر دوي آنها در انتخابات رياستجمهوري سال گذشته با بيمهري همفكران سياسي و جناحي خود مواجه شده بودند.
احزاب اصلاحطلب و احزاب اصولگرا از توان اجتماعي كروبي و احمدينژاد غافل شدند و نتوانستند آراي آن دو را پيشبيني كنند. ضمن آنكه كروبي هنوز بزرگترين مدعي انتخابات 27 خرداد 84 است. اما تفاوت بنيادين كروبي و احمدينژاد در انتخابات امسال بار ديگر خود را نشان داد، تفاوت كروبي و احمدينژاد تفاوت پختگي و نوآمدگي است.
گرچه هر دوي آنها در يكسال گذشته به نقد درونگروهي پرداختند و كروبي
ادامه مطلب

ادامه مطلب

تحقيقات اخير كميسيون اروپا، نشان داد كه هنوز آمار قابل اعتمادي در مورد قاچاق انسان در دست نیست و اين به رغم فعاليتهاي سازمان هاي گوناگون غيردولتي، ارگانهای قضايي، سرويسهاي مهاجرتي و ديگر تشكل های دولتي، منطقهاي و بينالمللي در اين زمينه است.
گزارش موجود، نتيجه تحقيق اين كميسيون در سه كشور عضو اتحاديه اروپا؛ يعني بلژيك، ايتاليا و هلند در زمينه مبارزه و جلوگيري از قاچاق انسان است. با توجه به اين كه به دست آوردن اطلاعات از قربانيان براي رسيدن به هدف در چنين تحقيقاتي الزامي است
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اما دكتر مير اولين پيشگام صهيونيست حامي بهنژادي نبود. مطابق مطالعات دكتر فالك، متخصص ژنتيك و مورخ علم در دانشگاه هبرو، ديگر متفكران بزرگ صهيونيست و از آن جمله ماكس نورداو، تئودور هرزل و دكتر آرتور رابين مدير انجمن جهاني صهيونيست از حاميان و مورجان بهنژادي بودند كه هدف آنها احياي ملي جنبش يهود بود.
رابين در كتاب خود با عنوان «جامعهشناسي يهوديان» مينويسد: «در زماني كه اروپاييان بسياري در پي اجراي سياست بهنژادي هستند، يهوديان نه تنها در جريان پاكسازي نژادي شركت نكردند، بلكه به همه اين اجازه را دادند تا حتي بيمارترين بچهها نيز بزرگ شوند و ازدواج كنند و حتي كار به جايي رسيد كه حتي كرها و كورها هم ازدواج كنند. ما بايد براي حفظ خلوص نژاد خود از بچهدار شدن اين افراد جلوگيري كنيم.»
ادامه مطلب
در جملاتی که پدر برنان در صحنه ای از فیلم به نقل از کتاب مقدس نقل می کند و بعدا هم در صحبت های مابین رابرت تورن و عکاس برای گشودن راز دیمین چند بار نقل می شود ، گفته می شود که : " وقتی قوم یهود به صهیون باز گردد و ستاره دنباله داری آسمان را بشکافد و...او از دریای ابدی برمی خیزد و ارتشی در کرانه های آن به وجود می آورد تا هرکس در مقابل برادرش بایستد ..."
این نوع تفکر آخرالزمانی که بهتر است (همچنانکه در همان اول فیلم هم از قول کشیشی گفته می شود) در اینجا باور "آرماگدونی" نامیده شود ، در بسیاری از آثار به اصطلاح ترسناک هالیوود به انحاء گوناگون تبلیغ شده و هرگونه مقابله با آن بیهوده تلقی می شود.
در ابتدای همین فیلم "طالع نحس" از قول کشیشی که برروی نشانه های آخرالزمان تحقیق کرده ، همه آن نشانه ها به نقل از بخش "مکاشفه رویداد های آخرالزمان " عهد جدید کتاب مقدس با ذکر مصادیق روشن از وقایع روز ، نشان داده می شود . فی المثل در بخش بیان رویای هفت شیپور ، وقتی می گوید:"...فرشته دوم شیپور را نواخت ، ناگاه چیزی مثل کوهی بزرگ و آتشین به دریا افتاد ..." ، تصاویر انهدام برج های تجارت جهانی نیویورک در 11 سپتامبر 2001 را می بینیم . یا هنگامی که از شیپور سوم می گوید که :"...وقتی فرشته سوم شیپور را به صدا درآورد ، ستاره ای شعله ور از آسمان برروی یک سوم رودخانه ها و چشمه ها افتاد ...و هنگامی که وارد یک سوم آبهای زمین شد ، آنها تلخ گردیدند و بسیاری به علت تلخی آن جان سپردند..." صحنه هایی از فاجعه سونامی اخیر آسیای جنوب شرقی یا توفان کاترینا در سواحل لوییزیانا را شاهد هستیم .
حرف های کشیش عمدا بر اثبات نشانه های آخرالزمان و آزاد شدن جانوری خبیث یا همان شیطان دلالت دارد ولی از بیان بخش آخر "رویای هفت شیپور" به نقل از همان "مکاشفه رویدادهای آخر زمان" که حکایت از پایانی خوش و "سلطنت ابدی خداوند " دارد ، خودداری کرده و به واقعه پس از شیپور ششم و آزاد شدن جانور عجیبی
ادامه مطلب
پافشاري كليساهاي قرون وسطا با انحصاري كردن علم و دين در اختيار و خدمت كليسا، باور استفاده ابزاري كليسا از حربه دين در برابر حق آزادي، بهرهبرداري از علم و در نتيجه پيشرفت و سعادت بشر را در ذهن انسان غربي گسترش داد و تقويت بخشيد تا آنجا كه مردم را با چالش بزرگ انتخاب ميان دين و آزادي و پيشرفت روبهرو كرد. به حاشيه رفتن دين و باورهاي الاهي از زندگي بشر غربي در عصر مدرنيسم و جايگزين كردن انسان به جاي خدا در رأس هرم هستي با اصالت بخشيدن به انسان، در حقيقت از يك سو حاصل افراطگريهاي كليساي كاتوليك در پيش از رنسانس و از سوي ديگر در كجفهمي انسان غربي محدود و محصور شده بود كه منشأ و علتالعلل تمامي مشكلاتش را نه در رفتارهاي غير عقلاني كشيشها بلكه در اصل دين تصور ميكرد.
غرب اگرچه در دوران مدرنيسم با توجه و اتكا به فلسفه و باورهاي اومانيستياش به پيشرفتهاي مادي و صنعتي قابل توجهي دست يافت، ولي خلأهاي حاصل از بيتوجهي به معنا و باورهاي معنوي، او را با معضل جديد بيهويتي و پوچگرايي روبهرو ساخت؛ معضلي كه روزبهروز گسترش و عمق يافت و باورهاي اومانيستي را با پرسشهاي جدي روبهرو ساخت.رشد روز افزون تمايلات معناگرايانه در غرب بويژه در دهه اخير در حقيقت واكنش مثبت انسان غربي به پرسشهاي بيپاسخي است كه عمداً سالها از آنها دور نگاه داشته شده بود.
ادامه مطلب
پيشرفت روزافزون و حيرتآور وسايل ارتباط جمعي در جهان و امكان دستيابي به تازهترين خبرها و گزارشهاي نوشتاري و شنيداري و تصويري از دورترين مناطق جهان و استفاده بهينه از رسانهها و ابررسانهها، برخي از متفكران و صاحبنظران غربي وسايل ارتباطي نوين جهاني را به عنوان بسترساز تحقق شتابان و بيوقفه پروسه جهاني شدن دانستهاند.
در واقع تكنولوژيهاي نوين ارتباطاتي در جهان، ايده موسوم به دهكده جهاني را تحقق عيني بخشيده و مردم هم اينك در جهاني زندگي ميكنند كه از هر لحاظ تحت ديده تيزبين يكديگر قرار دارند. چه بسا اصطلاح ”اكواريوم جهاني“1 و يا ”جهان شيشهاي“ زاييده همين تصور باشد. در اين مقاله ضمن مروري بر مفاهيم و ويژگيهاي پديدة جهاني شدن تأثيرات پيدايش و گسترش وسائل ارتباطي نوين بر اين پديده از جنبههاي گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است
مفهوم لغوي جهاني شدن
جهاني شدن يكي از كلمات جادويي امروز است كه هنوز تعريف يكنواختي براي آن ارائه نشده است. زيرا اين پديده به حد تكامل نهايي خود نرسيده و همچنان دستخوش تحول است و هر روز وجه تازهاي از ابعاد گوناگون آن مشخص و نمايان ميشود.
ادامه مطلب
رسانه هاي جديد چقدر در ايجاد بحران هويت فرهنگي نقش دارند؟
- اگر منظور رسانه هاي مولتي مدياست، معتقدم يكي از وظايف آنها از بين بردن هويت هاي سنتي است، به عبارت ديگر اگر وظيفه اي براي آنها تعريف كنيم و اين هويت اجباري و سنتي را تغيير دهيم، در رسانه هاي جديد مرززدايي از بستر آنها صورت مي گيرد.
اگر بستر عقيده منظور باشد، رسانه ها عقيده سازي مي كنند و در راستاي ساخت عقيده، اين بار رسانه هاي جديد، وظيفه تغيير هويت اجباري و سنتي از قبيل مليت، ناسيوناليسم و ملي گرايي را كه قبلاً اجباري بود، برعهده گرفته اند.
اما امروزه در مقابل مفهوم شهروندي (Citizenship)، «شهروند الكترونيكي» را داريم. قبلاً اگر ما ناسيوناليسم يا شهروند داشتيم و كسي به آنها مي نازيد، شهروند الكترونيكي هم اينك مرزها را درهم شكسته و همه هويت ها را از بين برده است.
بنابراين وظيفه جديد وسايل ارتباط جمعي از بين بردن هويت افراد در جهان است. در چنين شرايطي انسان ها از هويت هاي اجتماعي رها مي شوند و در قالب هويت جهاني نقش ايفا مي كنند.
ادامه مطلب
تاثير پذيري اكثريت خاموش جامعه از تلويزيون و برنامه هاي ماهواره اي تلويزيوني بسياري از اوقات كشورهايي از جهان سوم را با بحران فرهنگي روبرو كرده است.
تلويزيون هر روز بر ما تسلط بيشتري مي يابد و ما بايستي نگران آثار مخرب برنامه هاي تلويزيوني براي كودكان و خانواده هاي خود باشيم. اين حق ماست و مي بايستي عكس العمل نشان دهيم. اگر چه تلويزيون في نفسه مطرود نيست اما برنامه هاي تلويزيوني در مجموع زيانبار بوده اند. در غرب به نوعي و در شرق به شكلي ديگر خطر برنامه هاي مخرب و منحط تلويزيوني احساس ميشود.
ما بدبختانه فرزندانمان را با تلويزيون تربيت مي كنيم وقتي مي خواهيم آنان را ساكت كنيم براي آنان تلويزيون روشن مي كنيم و يا آنان را به تماشاي برناه هايي كه خودمان هم نمي دانيم چه هستند دعوت مي كنيم . خودمان هم متاسفانه عادت كرده ايم به آنچه پخش مي شود فقط خيره شويم و نگاه كنيم . بشر با توليد نيازمند به شناخت دنياي اطراف خود است و انتقال فرهنگ و روحيه مدني مي تواند به صورتي سالم و سازنده انجام گيرد اما به نظر مي رسد تلويزيون يك مانع اصلي بر سر راه رسيدن به دنياي بهتر است پس ما بايستي از آثار سوء اين جعبه جادويي آگاه شويم و در ارتباط با تلويزيون مسؤوليت خود را بپذيريم .
«
ادامه مطلب
از آنجايي كه آنچه درباره خود ميشنويم غالباً بر آنچه در مورد خودمان انجام ميدهيم تأثيرگذار است، رسانههاي جهاني امروز نقش و جايگاه بيسابقهاي در كنترل و هدايت افكار عمومي يافتهاند. پيشينه به نسبت طولاني تكنيكهاي روزنامهنگاري براي ترغيب مخاطبان به اتخاذ مواضع و ديدگاههاي مورد نظر و نيز كمك روزافزون فناوريهاي نوين ارتباطاتي براي اجراي طرحهاي پيچيده تبليغات رواني، ترديدي باقي نميگذارد. آنچه عموماً در رسانههاي غربي ميبينيم مناظري مجازياند كه گاه با دنياي واقعيت به كلي متفاوتاند. بنابراين، آشنايي هر چند ابتدايي با تكنيكهاي مورد بحث، ضرورتي است كه براي هيچ يك از ما (مخاطبان خودآگاه يا ناخودآگاه اين رسانه) گريزي از آن نيست.
ادامه مطلب
پيوند شركتهاي بزرگ ملي و فراملي ايالات متحده با رسانههايي كه به عنوان رسانههاي آزاد شناخته ميشوند، حقيقتي است كه افشاي ابعاد و دامنه آن همگان را به تأمل واميدارد. در حال حاضر، اعضاي هيأت مديره ده شركت برجسته رسانهاي آمريكا، 118 نفر ميباشد كه اين افراد اداره 288 شركت مهم تجاري ملي و بينالمللي را بر عهده دارند.
«رسانههاي جريان غالب» اصطلاحي است كه با هدف توصيف گروه بزرگ تلويزيوني، راديويي و مطبوعاتي ايالات متحده به كار ميرود. «جريان غالب» حكايت از آن دارد كه خبرهاي منتشر شده، با هدف آگاهي و در راستاي منافع جمعيت غالب آمريكاست. اين رسانهها شامل تعدادي از رسانههاي ارتباطي هستندكه تصور ميشوند، تقريباً همة اخبار و اطلاعات جهان را به اطلاع جامعه آمريكا ميرسانند.
به عقيده ما، اين رسانهها به هيچوجه اطلاعات و اخبار مورد نياز جمعيت غالب را ارائه نميكنند. به عبارت دقيقتر، بهتر است از رسانههاي بزرگي صحبت كنيم كه در جامعه امروزي ما با عنوان رسانههاي وابسته به شركتهاي تجاري به فعاليت مشغولند و نوعي ساختار قدرت هرمي غول پيكر دارند كه رفتاري منفعتجويانه از خود نشان ميدهند.
ادامه مطلب
مواردي كه ياد شد تمامی متاثر از کارکرد سيستم هاي رسانه اي آنهم در گونه هاي مختلف سنتي ، ديجيتالي ، سمعي و بصري هستند. رسانه پل ارتباطي رويداد و مخاطب است.
البته اين مسئله حائز اهميت است كه شما در استفاده از ابزار رسانه چه در مدل جمعي و چه در مدل محدود كدامين اركان را مورد توجه قرار مي دهيد و چه هدفي را دنبال مي كنيد.
همه ما زماني را در شبانه روز صرف برخورد با رويدادهاي اطراف خود مي كنيم آنهم از باب توجه به ذات هر يك از آنها مثلا حادثه اي اتفاق مي افتد و يك رسانه به پخش تصاوير و اخبار مربوط به آن مي پردازد.
شما به عنوان يك بيننده پس از مشاهده تصاوير و شنيدن اخبار ناخودآگاه تفسيري از آن در ذهن خود می پرورانید.
اگر هوشيارانه عمل كنيم به سراغ رسانه اي ديگر رفته و خبر را از دريچه آن بررسي مي كنيم.
ادامه مطلب
جهان امروز، جهان رقابت همراه با تعامل است و در این رقابت، برخورداری از بینش و چشماندازی روشن، شفاف و امیدبخش چون تفکر مهدویت و محوری دانستن آن در همه برنامهها از جمله مهمترین وجوه تمایز بین تفکر انفعالی و تفکر فعال است. تنها در سایه اعتقاد به این تفکر میتوان در صحنههای بینالمللی و جهانی، فعال و بازیگر هدفمند بود.
این نوشتار با معرفی مدل «افق جهانی» میکوشد راهکار بهرهگیری از تفکر مهدویت برای سیاستگذاری در جهان کنونی و آینده را تبیین کند.
بشر همواره در مورد آینده خویش و حوادث آتی، کنجکاو بوده است. سیر تحولات این اندیشه از ابتدای تاریخ که بیشتر در قالب پیشگویی طالعبینان بود، تاکنون که تلاش میشود آیندهنگری در چارچوپ اصول و روشهای علمی قوام یابد، بررسیشدنی است. جهان در سالهای اخیر، شاهد ظهور موجی فزاینده از توجه به پیشگوییهای کتاب مقدس درباره پایان جهان است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ساختمان فيلمنامه مكس و منطق روايي اش گاهي حسابي از شوخي هاي درجه يكش عقب مي ماند (ضعفي كه مثلاً در نان و عشق و موتور هزار جبران شده بود). از طرف ديگر چندتا از بهترين شوخي هاي فيلم زيادي تخصصي است و تماشاگران فيلم براي دركشان به چيزهايي بيش از اطلاعات عمومي درباره سياست و ادبيات سياسي آن دوران احتياج پيدا مي كنند. اگر در سالن هاي نمايش دهنده مكس به اين نتيجه رسيديد كه اغلب اين شوخي هاي موفق و خنده دار چندان واكنشي برنمي انگيزد، دليل عمده اش همين موضوع است. اگر به اين نكته دقيق شويم، آن وقت مي شود فهميد كه چرا حدس ها و محاسباتي كه درباره ركوردشكني مكس و فروش ميلياردي اش وجود داشت، خيلي كارشناسانه نبود. فروش بي سابقه مارمولك دقيقاً به قالب كاملاً غيرسياسي فيلم مربوط است
کارگردان:سامان مقدم
نويسنده : پيمان قاسمخاني، ابراهيم نبوي
ادامه مطلب
انگيزه اصلي ساخت فيلم به حادثه اي برمي گردد كه در روز چهارم جولاي سال 2003 در مرز عراق و تركيه رخ داد. همان طور كه در سكانس اوليه فيلم نشان داده مي شود، در آن سربازان آمريكايي، تعدادي از مرزبانان تركيه را به شكل خفت باري دستگير كرده و با كشيدن گوني بر سر آنها اعزامشان مي كنند.
در افتتاحيه فيلم نيز نشان داده مي شود كه سليمان اصلان (افسر ارشد ارتش تركيه) به دليل اين حقارت خودكشي مي كند و طي وصيتنامه اي از همرزمش (پولاد علمدار) مي خواهد تا انتقام ملت تركيه را از فرمانده آمريكايي (سام ويليام مارشال) بگيرد.
علمدار، با اطلاع از ماوقع براي اجراي وصيت سليمان به اتفاق دو دوستش راهي شمال عراق مي شوند، اما وجود شخص تعليم ديده و باهوشي مانند ويليام در رأس نيروهاي آمريكايي اجازه نمي دهد كه گام هاي علمدار سنجيده جلو برود. روايت اصلي فيلم شرح قهرماني و عمليات اين مأمورين وطن پرست ترك در جنگ و گريز با نيروهاي آمريكايي است. موازي با اين داستان، قصه ديگري روايت مي شود: ليلا دختر عراقي كه سربازان آمريكايي به مراسم عروسي اش يورش مي برند، شوهر و تعدادي از اعضاي خانواده و هم ولايتي هايش را به خاك و خون مي كشند. او نيز با هدف انتقام از آمريكايي ها برمي آشوبد و در ادامه با گروه علمدار گره مي خورد و در كنار آنها عليه آمريكايي ها مبارزه مي كند.
ادامه مطلب
[100].jpg)




