تبليغاتX
نقدی بر فرهنگ مدرنیته
فرهنگ مهاجم همواره در مقابل فرهنگ اصيل و مخصوصا متافرهنگ اسلامى قرار دارد. به عبارت ديگر هدف فرهنگ مهاجم تغيير قالب‌ها و هنجارهاى تعريف‌شده در اجتماع بر اساس چينش‌هاى مطلوب مولدان آن مى‌باشد. مولدان فرهنگ مهاجم نسبت به اصالت‌ها، ريشه‌ها و بنيان‌ها و باورهايى که در ميان يک ملت ريشه داشته و موجبات بيدارى آنها در مقابل بيگانه را فراهم مى‌آورد بسيار بدبين و حساس بوده و سعى دارند با نشکاندن اصالت‌ها و ريشه‌ها زمينه را جهت مسخ انسان‌ها و شکل‌دهى آنها در قالب‌هايى ايستا فراهم آورند.
بر اين اساس جامعه‌اى اسلامى که فرهنگ اسلامى و پويايى اين دين مبين در زيرساخت‌ها و متن آن جارى مى‌باشد همواره از سوى فرهنگ مهاجم مورد هجمه قرار مى‌گيرد. اين مسئله امرى اجتناب‌ناپذير است. به عبارت ديگر نمى‌توان وجود فرهنگ مهاجم و کليت آن را ناديده گرفت. ناديده‌گرفتن اين نکته در سطح کلان موجب خمودى و سستى مسلمين در مقابل اين فرهنگ مسموم مى‌شود

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1385/08/27 ساعت 12:55 | لینک ثابت |
نياکان ما، معضلات عمده معيشتى و رفاهى خود را به ويژه هنگام مواجهه با بحران‌ها، عموما از طريق مهاجرت حل نمى‌نمودند. زمين خداوند براى انسان‌ها بسيار وسيع و گسترده بود و فاصله گرفتن آدميان از يکديگر، نقشى مهم در برخوردارى آنها از منابع طبيعى داشت. اين فاصله، غالبا موجب بى‌خبرى از آداب و رسوم ديگران و حصرگرايى نسبت به باورها و آداب خويش مى‌شد. از اين‌رو تکامل اجتماعى داراى آهنگى بسيار کند بود و تحولات ژرف، هر هزار، بلکه هزاران سال يک بار اتفاق مى‌افتاد تا عصر حجر به آهن تبديل گردد. تاسيس دولت‌ها و به ميان آمدن مرزهاى جغرافيايى بر فاصله افراد از يکديگر تاکيد کرد و بر روابط فرهنگى و اجتماعي، حاکم شد. تعينات ملى و قومي، گرايش‌هاى فراملى را کاهش داد. اما انقلاب صنعتى و دو قرن پس از آن، انقلاب در فناورى اطلاعات که به عصر انفجار اطلاعات مشهور گرديد، انسان‌ها فاصله گرفته از يکديگر را به هم نزديک نمود و فاصله جغرافيايى و حتى تاريخى را به شدت کاهش داد. بشر، اينک، نزديک همديگر، مطلع از نسل‌هاى گذشته، واقف بر انديشه‌ها، آداب و رسوم ديگران و مرتبط با آنها
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1385/08/27 ساعت 12:54 | لینک ثابت |
اگر در فضايي باشيم كه همه چيز آن تعريف شده است (و گفته باشند كه ما جز دنيا چيزي نمي خواهيم) و عوامل قدرت و سلطه در آن كاملا آشكار باشد، آيا مي توان فرض كرد كه كسي از ميان صاحبان قدرت به فكر حذف رقيبانش نباشد؟ اگر چنين احتمالي بدهيم پس ما با مقوله قدرت در صحنه سياسي و اجتماعي آشنا نيستيم و تنها بحث نظري مي كنيم و دغدغه خاطر ما تنها تئوري هاي سياسي و آكادميك است. در واقع تفاوت رويكرد صاحبان قدرت و انديشه سياسي در فضاي بين المللي با طرز تحليل كساني كه فقط در فضاي آكادميك مي انديشند نياز به توضيح ندارد. كسي كه در متن اجتماع و بازي است فكرش به نظريه پردازي معطوف نمي شود. انديشه او معطوف به بردن است. در اين بازي، كارگزاران اصلي هميشه در فعل و پيش برد بازي سير مي كنند و آنچه غايت اين بازي است بردن است و لاجرم افرادي كه در متن بازي قرار مي گيرند رويكرد كلام و گفتارشان كاملا متفاوت از نظريه پردازان درباره بازي خواهد بود.
ما مي توانيم تصور كنيم كه دغدغه خاطر فيلسوفاني مانند هابرماس، گيدنز و...،  انديشه مدرن است. اما افراد ديگري هم هستند كه در متن مدرنيته، زيست مي كنند، حساب كتاب مي كنند و دائم در نقش «عمل» و «عمليات»، درگير هستند و در واقع آنها
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در سه شنبه 1385/08/23 ساعت 18:25 | لینک ثابت |

(حسن رحیم پور ازغدی)

از لحاظ تاریخی، نخستین مواجهه ما با مدرنیته غربی، مواجهه با وجه خشونت‏آمیز و غیرانسانی آن از طریق شنیدن صدای توپ‏های ناوگان جنگی و سپس كودتاها و جنگ‏های اشغالگرانه در یكی دو قرن گذشته بوده است. غربي‏ها در حالی كه ما را قتل عام و غارت مي‏كردند از مدارا و ترقی و مدرنیته سخن مي‏گفتند و مدرن شدن را غربی شدن و سكولاریزه شدن، معنا مي‏كردند كه به مفهوم ترك دین و اخلاق و زیر پا نهادن استقلال ملی، غرور انسانی و منابع اقتصادی كشور بود و هرگونه مقاومت مردمی در برابر اشغالگری و كودتاهای امریكایی و انگلیسی و صهیونیستی را نوعی توحّش و مقاومت در برابر مدرنتیه مي‏خواندند. شكنجه، اعدام، تبعید و غارت منابع ملی و مبارزات وسیع فرهنگی علیه اسلام، به همراه آثار تكنولوژی جدید و فناوری و مدل‏های لباس، اخلاق و زندگی غربی، همزمان بنام مدرنیته به ملت ایران و سایر كشورهای اسلامی كه میان قدرت‏های اروپایی، تقسیم شده بودند، تحمیل مي‏شد. ما سرخپوست هایی بودیم كه باید با سلاح آتشین كابوي‏ها، مدرن و متمدن مي‏شدیم. اما بجای متمدن شدن مستعمره شدیم. حتی متأسفانه مسیونرهای مسیحی كه پس از كودتای امریكا، وارد ایران شدند،


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در سه شنبه 1385/08/23 ساعت 18:19 | لینک ثابت |
                                       261819.jpgعنوان جديدترين فيلم سينمايى مرتبط با آفريقا «آتش بگير» است كه شايد بهترين واژه ها براى توصيف وضعيت سينما و شرايط رو به رشد آن در اين قاره باشد.
به واقع صنعت سينما در آفريقا به گونه اى مشتعل شده و آتش شوق، آن را فرا گرفته است. داستانهاى زيادى در خصوص آفريقا وجود داردكه فيلمسازان مى خواهند آن را روايت كنند و هاليوود هم اين روزها به ساختن فيلم هاى «جدى و سنگين» در اين قاره علاقه نشان مى دهد و انگار فرمان پيش به سوى آفريقا صادر شده است. فيلم هاى ساخته شده در اين قاره نيز در حال يافتن مخاطبان تازه و فزاينده اند و تحسين جهانيان را هم موجب شده اند. يكى از آنها «تسوتسى» از آفريقاى جنوبى است كه سال پيش اسكار برترين فيلم «خارجى» (غير آمريكايى) سال را گرفت. اين فقط سومين بار بودكه يك فيلم از قاره آفريقا اين اسكار را تصاحب مى كرد و براى نخستين مرتبه بود كه اين رويداد در حدود ۳۰سال اخير شكل مى گرفت. در همان سال(۲۰۰۵) و قدرى پيش از آن فيلم هاى ديگر مرتبط با آفريقا مانند «باغبان وفادار» و «هتل رواندا» نيز عرضه شده و به توفيق هم رسيده بودند، با اين تفاوت كه اين قصه هاى آفريقايى توسط فيلمسازانى به غير از اين قاره ترسيم شده اند. «هتل رواندا» با داستان بالنسبه دلخراش اش كانديدايى اسكار را براى دوتن از بازيگرانش (دان چيلا و سوفى اوكوندو) به ارمغان آورد و «باغبان وفادار» از اين هم فراتر رفت و اسكار نقش دوم زن را نصيب راشل وايز كرد. فيلم هاى ديگر ساخته شده درباره آفريقا حضور و بازى ستاره هاى ديگرى مثل ساموئل ال جكسون و ژوليت بينوش را دربر داشته اند واين دو را در فيلم «كشور من» ساخته جان بورمن ديده ايم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در چهارشنبه 1385/08/17 ساعت 13:12 | لینک ثابت |
درباره اينکه شناخت‌خدا، مبناى شناخت وظائف انسان است، سخن گفتيم و محور بحث را کلام پرمحتواى اميرالمومنين‌عليه‌السلام قرار داديم که در افاضاتش به کميل، مردم را سه دسته کرد.
«ابن ابى الحديد» -که عالم معتزلى منصفى است- درباره تقسيم مردم به سه دسته عالم و متعلم و مگس‌گونگان، مى‌گويد:
«تقسيمى صحيح است. چرا که بشر به اعتبار مسائل و امور الهي، يا به حقيقت عالم است و خدا را (آنگونه که در توان يک بشر است) مى‌شناسد و يا در اين راه، آغازگر و درحال سير و سفر است و به وسيله تعلم و استفاده از عالم، در طلب و جستجوست و يا نه اين است و نه آن. يعنى همان عامى سقوط کرده‌اى است که خداى را به او اعتنايى نيست

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1385/08/13 ساعت 19:0 | لینک ثابت |
 
واقعيت و طبيعت انسان در نگاه عقلاني، چهره‌اى عقلى داشته و خواست اراده و حتى آزادى او در قالب ضرورت‌هاى عقلى و حتى آن گونه که هگل مطرح مى‌نمايد، در قلمرو موجبيت تاريخى - و نه جبر - معنا پيدا مى‌کند.
اخلاق فردى و قوانين و مقررات اجتماعى نيز، بر اساس همان طبيعت و هويت، ضرورت عقلى پيداکرده و از آن پس به صورت الزام‌هاى عملى در مى‌آيند.
الزام‌هاى عملى و قوانين اجتماعى که از اين طريق به عنوان‌هاى بايدها و نبايدهاى بالضروره درست و صحيح مطرح مى‌شوند، با آنکه نشان از محدوديت و کنترل دارند به دليل اين که به مقتضاى طبيعت و واقعيت عقلانى انسان اظهار و اعمال مى‌شوند، منافى با خواست و آزادى انسان نبوده و حاکم بر انسان نمى‌باشند. بلکه به دليل نشات گرفتن از طبيعت آدمى محکوم او هستند

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1385/08/13 ساعت 18:56 | لینک ثابت |
نتايج آمارگيري يك گروه پژوهشي در انگليس، بيانگر آن است كه بي‌بند‌وباري و ارتباط جنسي با چند نفر، در جوامع توسعه‌يافته بسيار بيشتر از كشورهاي در حال توسعه است.
اين بهره‌كشي از زنان، در حالي است كه چند‌همسري نظام‌مند جوامع سنتي با انتقاد شديد آنان به بهانه احقاق حقوق زنان و تساوي جنسي همراه شده است.

به گزارش «بي.بي.سي»، مردم كشور‌هاي غربي نسبت به مردم كشورهاي در حال توسعه، بيشتر به تنوع روابط جنسي متمايلند. در حالي كه در همه جاي جهان تك‌‌همسري رايج است، در كشورهاي ثروتمند، داشتن شركاي جنسي متعدد، بسيار بيشتر از ديگر كشورهاست!
بنا بر تحقيقي كه توسط «Lancet» منتشر شده، اين آمار به رغم ميزان بالاي انتقال ايدز از راه رابطه جنسي در كشورهاي در حال توسعه است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1385/08/13 ساعت 18:49 | لینک ثابت |
چند سالي است که پخش سريال هاي مناسبتي به خصوص در ماه مبارک رمضان به يک روال در شبکه هاي مختلف صدا و سيما تبديل شده است. طبيعی است هم، برنامه ريزان و برنامه سازان تلويزيون علاقه دارند خود را در اين مسابقه پنهان محک بزنند و شبکه آنها بهترين و پربيننده ترين را به خود اختصاص دهد.

در نگاه اول شايد اين گونه به نظر برسد که چه فرصت خوبي و چه فراغ بالي براي تهيه اين مجموعه ها وجود دارد، چيزي در حدود يازده ماه.

اما سريعا اين نکته به ذهن هر ايراني خطور مي کند که اينجا ايران است و نتيجه اين مي شود که يکي از نويسندگان مجموعه آخرين گناه در مصاحبه با یکی از خبرگزاري ها در خصوص ويژگي نگارش همزمان متن و توليد مي گويد: «کار بسيار دشواري بود. ما در اين سريال به اين شکل عمل مي کرديم که زمان توليد سکانس 14 سريال، بخش هايي از قسمت 26 نوشته مي شد... اگر وقت کافي داشتم، دوست داشتم فيلمنامه را از ابتدا بازنويسي و ايرادهاي آن را برطرف مي کردم».

گذشته از همه اين مسایل ظاهرا حل نشدني در توليدات صداوسيما، اشکالات فراوان محتوايي در مجموعه هاي تلويزيوني، موجب شد تا به بحث و تحليل برخي از آنها پرداخته و در اين ميان به سراغ «آخرين گناه» ساخته حسين سهيلي زاده بروم که گويي قصد دارد گوي سبقت را در مشکلات محتوايي از بقيه رقبا بربايد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1385/08/13 ساعت 18:47 | لینک ثابت |
عصر ما عصر زمان، تحول، پويايي و در حقيقت زمانه درك ديناميك در اجزا و صور ذهني و عيني جامعه و تاريخ است. دورهاي از تاريخ كه پارادايمهاي مختلفي را فرارويِ بشر ميگذارد و چون دوره تحرك شتابان ذهن از سوژه  به ابژه است، بنابراين هيچ چارچوب و فرمي بر بنيان ثبات و سكون نخواهد ماند و به همان سرعتي كه ايجاد ميشوند در شرفشدن و دگرگوني هستند. اين مهم اما براي ما كه همزمان با زمانه خود نيستيم، نه تنها به درستي درك نميشود كه شنيدن آن هم كم از هتك حيثيت از ارزشهاي مكانيكي و مطلقمان ندارد. اما چه سود كه اصرار ما بر انكار واقعيات جاري جهاني جز به تأخيرانداختن تحول تاريخي  نيست . در اين مجال  برآنيم  تا با ارائه آنچه مفهوم  واقعي  سنت  و مدرنيته است  تكليف خود را با  تراژدي  تحول‌مان روشن كنيم.

 

   الف ـ سنت: در فرهنگ فارسي معين در معناي واژه سنت چند معني لغوي آورده شده است كه عبارتند از: راه، روش، سيرت، طريقه و عادت. اما آنچه در حوزه جامعه شناختي و تاريخي از مفهوم سنت به ذهن متبادر ميشود چيزي فراتر از اين همه است و شايد در محدودترين بيان لغوي بتوان تركيب "راه و روش عادت شده" را به‌كار برد. در فرهنگ انگليسيآكسفورد نيز واژه سنت "tradition" عبارت است از: مجموعهتوليدات گذشته در زمينه‌‌هاي  نظرات "opinions" ، اعتقادات "beliefs" و عادات "customs"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در چهارشنبه 1385/08/10 ساعت 12:36 | لینک ثابت |
حسن رحیم پور ازغدی

گرچه علي روح بزرگي بود در كالبد تنگ جهان و جامعه دوران علي شايستگي ايشان را نداشت و او بزرگتر از آن جامعه و فراتر از ظرفيت آن مردم بود، اما وقتي نام رفتار علوي يا دولت علوي را مي‌شنويم، بايد متوجه باشيم كه سخن از يك شخص، هر چند بزرگ، در ميان نيست؛ بلكه گفتگو از يك مكتب است كه علي نمونه بارز و برجسته تربيت شده اين مكتب مي‌باشد.
مكتبي كه بنيانگذارش پيامبر بزرگ خدا بود و ايشان شاگرد برجسته آن مكتب. او از پيامبر آموخت كه جامعه ديني جامعه‌اي است كه بدون لكنت زبان بشود حق ضعفا و محرومين را و طبقات پايين جامعه را ـ كه معمولا قدرت مطالبه حقوق خود را ندارند ـ از صاحبان قدرت و ثروت گرفت. روايت از ايشان نقل شده كه فرمودند: «اني سمعت رسول الله..يقول في غير مره» من شنيدم كه به شكل متواتر در موقعيت‌هاي مختلف، پيامبر اين نكته را به زبان آورد كه: «لن تقدس امه لا يوخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع» آن امت و جامعه‌اي كه حق ضعيفان را نشود بدون لكنت زبان و بدون ترس از اقويا و صاحبان قدرت و ثروت مطالبه كرد، قابل تقديس و پاكيزه نيست. اينها در واقع تعريف جامعه ديني است.
لینک


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در چهارشنبه 1385/08/10 ساعت 12:32 | لینک ثابت |
 
domain parking guide