بوي سيب سرخ لبنان ، يوسف گل پيرهن
بوي رحمان(1) بر مشام مست مشتاقان دوست اينک از بيروت ميآيد نه از سمت يمن
کيست نصر الله، تنها بوذري در ربذه
يا که روح پاک و مشتاق اويسي در قرن
کيست نصر الله، شير شرزهاي در بعلبک
يا چريک چابک و هشيار، در دشت و دمن
کيست نصرالله، آن سردار سبزسر فراز
چشم بيروت و چراغ صور و شمع انجمن
ادامه مطلب
بدون شك تجدد باعث تضعیف دین و موجب دین زدایی شده است و این امر در زمینه های گوناگون مانند اخلاق و منش اجتماعی، اقتصاد و سیاست از یك سو و فلسفه، علم و حتی تا حدی تفكر جدید دینی از سوی دیگر مشهود است. كافی است حیات روزانه یك فرانسوی در قرن چهاردهم میلادی با قرن بیستم مقایسه شود و یا افكار ژان پل سارتر در مقابل اندیشه های سنت توماس آكوئینی قرار داده شود. منتها هیچ كس حدس نمی زد كه نفس دین زدایی توسط تجدد باعث عكس العمل از طرف نیروهای دینی شود. نیمه دوم قرن بیستم شاهد تقویت دوباره دین بود ولی در بسیاری از موارد این بازگشت به صورت بنیادگرایی بود كه كاملا متمایز از سنت و روی دیگر سكه تجدد است.
ارزیابی شما از تلاش های نواندیشان اسلامی و روشنفكران اسلامی در دنیای مدرن چیست البته شما از الفاظ سنتی مجدد، مصلح، مبدع استفاده می كنید اما تقریبا در هیچ یك از آثار به فارسی برگردانده شده شما نقد و نظری درباره افرادی همچون سروش، شبستری، ملكیان، كدیور، عشماوی، ابوزید و عبدالرزاق نمی بینیم. علت چیست آیا از دید شما اینگونه تلاش ها اساسا بی اجر و ارج و انحراف از دین ورزی راست كیشانه است
برگرفته از روزنامه شرق
ادامه مطلب
اين مهم نيست كه من در باب سنت چه مي گويم و از آن چه چيزي مراد مي كنم، مهم اين است كه از ابتداي قرن بيستم كه پرسش از مدرنيته مطرح شد، بحث در سنت هم پيش آمده است. به بياني ديگر، سنت در مقابل مدرنيته قرار گرفته است. در اين كه مدرنيته سنت شكن است يا نه، بحث نمي كنيم اما مسئله تقابل سنت و مدرنيته وقتي پيش آمده و مطرح شده كه در راه بسط تجدد دشواري پيدا شده است. اين بحث به صورت منظم در آثار ماكس وبر عنوان شده است، اما در بيست، سي سال اخير در طرح پست مدرنيته، بحث سنت با نوعي ايدئولوژي درآميخته و در جهان توسعه نيافته و در حال توسعه اين بحث صورت سياسي و حزبي پيدا كرده است، چرا كه مردم جهان توسعه نيافته آرزو دارند در جهت پيشرفت و ترقي پيش روند و متجدد شوند. در جهان سوم يك سوداي فلج كننده وجود دارد و آن اين است كه مي پندارند اگر هر مانع و رادع بيروني بر طرف مي شد، آنها اكنون در عرش ترقي سير مي كردند. بنابراين همواره فكر مي كنند كه چيزي آنها را در بيراهه هاي توسعه نيافتگي سرگردان كرده است. بنابراين مي پرسيدند كه چه چيزي مانع رسيدن آنها به پيشرفت و متجدد شدن است؟
ادامه مطلب
گزارش سخنراني استاد مصطفي ملكيان
پيش از اين كه به اصل مسئله بپردازم، بايد براي اين كه در فضايي مه آلود و دستخوش ابهام و ايهام سخن نگفته باشم و كاملا مشخص باشد كه مدعايم چيست و ادله ام كدام است، الفاظي را كه در اين عنوان به كار رفته است، ايضاح مفهومي بكنم. موضوع سخن روشنفكري ديني و سنت است و بدون ترديد، براي اين كه واقعا بدانيم درباره چه چيز بحث مي كنيم، ابتدائا شرح مفهومي الفاظ شرط لازم است، اگرچه شرط كافي نيست. بنابراين، به سنت و مراد خودم از آن در اين جلسه اشاره مي كنم.
معنايي كه در اين بحث از سنت در نظر مي گيرم، مجموعه اموري است كه افراد يك جامعه، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، به طور مسلم و بدون چون و چرا پذيرفته اند. هميشه گزاره هايي هستند كه ما بدون اين كه در باب آن ها چون و چرا كنيم، آنها را قبول كرده ايم. اين گزار هايي كه بدون چون و چرا مورد قبول ما واقع شده اند و ما نه فقط در باب آن ها چون و چرا نمي كنيم، بلكه نزاع هاي ديگر را هم كه با يكديگر پيدا كنيم با رجوع به اين گزاره ها فيصله مي دهيم را سنت مي ناميم .
سنت يك جامعه هميشه بر آرا و عقايد، احساسات و عواطف و اعمال مردم آن جامعه و بر هر سه ساحت تاثير مي گذارد. وقتي ما يك سلسله امور سنتي را پذيرفته باشيم، خواه علت پذيرفتن، تلقينات دوره كودكي پدران و مربيان باشد، خواه القائات محيط آموزشي و پرورشي سال هاي بعدي زندگي مان و خواه به علت عشق ها يا نفرت ها، بيم ها يا اميدها، منافع فردي، منافع جمعي و يا به هر علتي ديگر، به هر حال وقتي كه اين امور سنتي را پذيرفتيم، اين امور هم بر آرا و عقايد ما تاثير مي گذارند و هم بر احساسات و عواطفمان و هم بر اعمال ما اثر مي نهند. سنت به اين معنا كه مجموعه امور چون و چرا ناشده مردم يك جامعه است، خود در درونش به اقسام مختلفي قابل تقسيم است.
نوانديش
ادامه مطلب
پيدايش مدرنيسم يا تجددگرايى درغرب را مى توان واكنشى برضد سنت و دين مسيحيت دانست. تكون تاريخى تجدد تكونى است. ذاتاً نافى غير. معناى اين سخن آن است كه تجدد، خود را از راه سلب غيرتعريف مى كند و اين غير، سنت مسيحى و دين مسيحى بوده است.
وقتى تجدد دامن گستر شد و از اروپا به بخشهاى ديگر جهان پاگذاشت اين ويژگى ضديت با «سنت» و «دين» را كما بيش در خود حفظ كرد. به اين اعتبار، مدرنيسم درهرجاى جهان در قبال «سنت» و «دين»، موضع مى گيرد و اين ويژگى مشترك نظامهاى برآمده از مدرنيسم است. من در اينجا قصد ندارم كه به اين امر بپردازم كه آيا اين جهت گيرى مدرنيسم از ابتدا بجا بود يا نابجا و اكنون تغييركردن آن بجا است يا نابجا، و اگر واقعاً مصافى بين مدرنيته و سنت باشد ما بايد به سود كدام يك موضع بگيريم. قصد من در اين گفتار، صرفاً عرضه گزارشى از استنباط شخصى خود در باب نظام مدرنيسم است.
مؤلفه هاى جهان نگرى مدرنيسم
۱. انسانگرايى
نخستين ويژگى، انسانگرايانه بودن اين جهان نگرى است.
البته انسانگرايى در بافتهاى مختلف معانى عديده اى دارد. اما مراد من وجه خاصى از انسانگرايى است و تنها اين وجه را محل بحث قرار خواهم داد.
ادامه مطلب
. “ليبراليسم ”۱ واژهاي است كه در بافتهاي مختلف و متعددي، از جمله اخلاق، سياست، الهيات، و اقتصاد، به كار ميرود و معنايش مبهمتر از آن است كه به آساني بتوان از آن تعريف دقيقي به دست داد .در آنچه درپي ميآيد، به شيوهاي موجز، كه اميد ميرود كه ايجازش مخل نباشد، به ليبراليسم اخلاقي، سياسي و الهياتي خواهم پرداخت تا، پس از ايضاح مفهومي هر يك از اين سه، بتوانم به چند و چون ربط و نسبتشان با اسلام اشاره كنم.
1. 1. در اخلاق، ليبراليسم را ميتوان با قانونپرستي يا شرعپرستي۲ و سختگيري يا سخترفتاري۳ در تقابل نهاد .ليبراليسم از هر يك از اين دو آيين اخلاقي انعطافپذيرتر است.
1. 1. 1. قانونپرستي يا شرعپرستي آن نوع اخلاقي است كه در پي آن است كه براي هر اوضاع و احوال متصوري كه در آن گزينش اخلاقي در ميان ميآيد قاعدهاي توصيه كند؛ يا آن نوع روحيهاي است كه در هر اوضاع و احوالي از آنچه يگانه قاعدهاش ميپندارد تبعيت ميكند .در واقع نيز، پارهاي از نظامهاي اخلاقي قواعد رفتاري به غايت مفصل و مشروحي ساخته و پرداختهاند كه صرف به خاطر سپردن و به ياد آوردن آنها كاري است طاقتفرسا، چه رسد به رعايت آنها
ادامه مطلب
نويسنده: رضا داوري اردكاني
منبع: كانون ايراني پژوهشگران فلسفه و حكمت
از طرح پرسش فلسفه چيست؟ چه مقصودي داريم؟ وقتي ميپرسيم كه فلسفه چيست، بسته به اينكه پرسش در چه مرتبهاي طرح شده باشد، جواب آن متفاوت است. مثلاً ممكن است كسي در متني كه ميخواند به لفظ فلسفه برخورد كند و معني آن را نداند و بپرسد كه فلسفه چيست. در جواب اين پرسش ميتوان شرحي در باب لفظ فلسفه داد يا نوع مسائلي را كه در فلسفه مورد بحث قرار ميگيرد ذكر كرد. اين پرسش را اهل منطق و فلسفه پرسش از ماي شارحه ميگويند. «ما» به معني «چيست» است و با ماي شارحه پرسش از مفهوم شيء ميشود. اين نوع پرسش در چه مرتبهاي مطرح ميشود؟ آيا اين سؤال را صرفاً اشخاصي مطرح ميكنند كه هيچ مفهومي از فلسفه ندارند؟ نه، گاهي اهل پژوهش هم اين پرسش را به ميان ميآورند و به پژوهش در آثار فلسفه ميپردازند كه تعاريف فلسفه را گردآوري كنند. در اين مورد هم پرسش از مفهوم فلسفه شده است، بدين معني كه پژوهنده احياناً تماسي با معني فلسفه نداشته و اقوال ديگران را نقل كرده است. اما فيلسوف كه فلسفه را تعريف ميكند به پرسش ماي شارحه جواب نميدهد و شرح لفظ و بيان مفهوم نميكند، بلكه معني و ماهيت را باز ميگويد؛ اما همين تعريف را وقتي پژوهنده نقل ميكند، ممكن است پاسخ ماي شارحه داده و از مفهوم تجاوز نكرده باشد. چه ميشود كه تعريفي را يكبار جواب از ماي شارحه ميدانيم و همان تعريف در محل ديگر جواب ماي حقيقيه است؟ (با ماي حقيقيه پرسش از حقيقت و ماهيت اشياء ميشود.) اين اختلاف ناشي از اعتبار نويسنده و خواننده يا گوينده و شنونده است.
براي روشن شدن مطلب يكي از تعاريف فلسفه را ميآوريم: فلسفه، علم به اعيان اشياء چنان كه هستند به قدر طاقت بشر است. تمامي محصلاني كه شروع به يادگرفتن فلسفهي اسلامي ميكنند اين عبارت را ياد ميگيرند ولي هنوز ماهيت فلسفه را نميدانند، هرچند كه تعريف مذكور بيان ماهيت فلسفه است؛ بسته به اينكه پرسش را با چه زباني بگوييم و با چه گوشي بشنويم مراتب فهم و ادراك ما از پرسش و پاسخ فرق ميكند.
ادامه مطلب
در واقع این فلسفه بوده که حرکتی را آغاز کرده، و علومی دیگر مانند فيزيك ، زيستشناسي و... آن را دنبال میكنند. فلسفه جایی دیگر ناشناختهای را در تاريكي پيدا ميكند و با نور خود آن را نشان میدهد، به همين دلیل فلسفه مادر تمامیعلوم به نظر میرسد، و آن انديشيدن نابي است كه انسان با محدوديتهاي انساني خودش در جستجوی آن است.
در اوايل قرن 21 دیده میشود كه تقریباً در تمامیرشتهها سه نوع انديشمند وجود دارد؛ به عنوان مثال در رشته زبانشناسي يك مجموعه زبانشناس وجود دارد، که در واقع به دو مجموعه زبانشناسدان و خبرنگار زبانشناسي تقسیم میشوند.
زبانشناس كسي است كه در مورد زبان تحقیق میکند، فارغ از اين كه چه کسی چه چیزی گفته است، خود او میانديشد و به نتيجه ميرسد يا نميرسد، سوالي را مطرح ميكند و به جواب میرسد يا نمیرسد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
دلیل این امر بسیار روشن است. مشروطه سرفصل مهمی از رویدادهای تاریخ معاصر ایران و سرآغاز تحولات دیگری است که هر کدام سرنخ بسیاری از وقایعی است که در ادوار بعدی رخ دادند و می دهند.
اما یک مشکل اساسی در همه این تلاش ها دیده می شود و آن این که غالب اظهار نظر کنندگان، کسانی هستند که مشروطه را به ابزاری برای ارائه دیدگاه های خود در زمینه های مختلف سیاسی و حقوقی و توجیه مواضع سیاسی خود در قبال مسائل و مشکلات موجود در جامعه از یک سو و نشانی از دلبستگی های ایدئولوژیک از سوی دیگر قرار دادهاند.
البته اندکی هم به ارائه تازه های پژوهش در این باب مشغولند و اطلاعات ناگفته ای را در اختیار علاقه مندان قرار می دهند.
ادامه مطلب
«خاورمیانه جدید» واژه و عنوانی است که اخیراً از سوی کاندولیزا رایس (وزیر امور خارجه آمریکا) مطرح گردیده است. وی در سفر خاورمیانهای خود با اشاره به تحولات منطقه- بویژه عراق و لبنان- این شرایط را درد زایمان خاورمیانه جدید نامید.
خاورمیانه جدید در واقع از یکسو ناظر بر شکست طرح خاورمیانه بزرگ میباشد واز سوی دیگر مؤید تلاش نظام سلطه برای مقابله و مهار خاورمیانه اسلامی است.
این طرح نشانگر رویکرد مجدد آمریکا به محدوده و موقعیت خاورمیانه قدیم میباشد که طی یک سال گذشته شیب معادلات در آن، شکلگیری خاورمیانه اسلامی را بعنوان یک بلوک قدرتمند در صحنه بینالملل نوید میبخشد. بلوکی که قادر به برهم زدن قواعد بازی در صحنه بینالملل و یکجانبهگرایی آمریکا خواهد بود.
با امید پیروزی مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین و نابودی و محو رژیم صهیونیستی از صفحه روزگار.
* طرح خاورمیانه بزرگ
نئوکانها یا نومحافظهکاران که پس از انتخابات سال 2000 و با رأی دادستانی آمریکا در این کشور به قدرت رسیدند، ضمن تعیین اهداف راهبردی آمریکا در خاورمیانه، ایجاد نظم هژمونیک و برتری جهانی ایالات متحده را از رهگذر تشکیل خاورمیانه بزرگ (در برگیرنده آسیای میانه، جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا) مورد توجه قرار دادند. آنان با این برآورد که سیطره بر خاورمیانه کوچک (افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و ... ) و تبدیل کردن آن به یک پادگان نظامی، امکان تحقق خاورمیانه بزرگ و اهداف راهبردی مورد نظر آمریکا را میسر خواهد کرد، مدل بازی دومینو و ساقط کردن دولت های هدف، با استفاده از قدرت سختافزاری را در پیش گرفتند. این امر علاوه بر اینکه پروژه خاورمیانه بزرگ را به فاز اجرا منتقل می کرد، تحقق اهداف زیر را نیز برای آمریکا عینیت میبخشید :
الف) تامین منابع نفت مورد نیاز آمریکا در دهههای آینده:
آمریکا روزانه 21 میلیون بشکه نفت مصرف میکند که 14 میلیون بشکه آن را وارد و هفت میلیون بشکه دیگر را در داخل تولید مینماید و چنانچه با همین روند، مصرف خود را ادامه دهد، در کمتر از ده سال و با پایان ذخائر نفتی خود (که 21 میلیارد بشکه بر آورد شده) دچار مشکل خواهد شد.
ادامه مطلب
پیام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای به جهان اسلام :
آمریکا با حمایت از جنایتکاران صهیونیست منتظر سیلی سخت امت اسلامی باشد.
متن پیام ولی امر مسلمین به این شرح است:
فاجعه سهمگین قانا دل های ما را لبریز از درد و اندوه کرد و ما و دیگر ملتهای مسلمان و همه آزادگان جهان را سوگوار و خشمگین ساخته است.
آن کودکان معصوم،آن تن های ضعیف و رنجور،آن دلهای وحشت زده و کوچک به چه گناهی کشته شدند،دل آتش گرفته مادران و پدران آنان چرا باید به دست صهیونیست های خونخوار و حامیان مست و مغرور آمریکایی این چنین کباب می شد؟بیست روز بمباران بی وقفه لبنان، بیست روز جنایت در حجم انبوه،ویرانسازی یک کشور و قتل عام غیرنظامیان در آن و فاجعهای همچون کشتار قانا، از کدام پشتوانه منطق و استدلال برخوردار است که دنیای مدعی تمدن و سازمان ملل و دولتها و سازمان های مدعی حقوق بشر، این گونه در برابر آن خونسرد و بی تفاوتند؟ دنیای اسلام تاکی باید وجود سراپا فتنه و شر رژیم صهیونیستی را تحمل کند؟ دولتهای اسلام تا کی باید دست آمریکای جنگ افروز و مستکبر را در این منطقه حساس باز بگذارند؟
آنچه در لبنان اتفاق افتاد حقوق بشر آمریکایی را برای همه معنا کرد و خاورمیانهای را که دولت آمریکا در پی آن است نشان داد.
ادامه مطلب
نصرالله: به شکر خداوند متعال تاکنون تمام حملات نظامی اسراییل و تمام قدرتهای اطلاعاتی این دولت نتوانسته است به هیچ یک از فرماندهان سیاسی نظامی این حزب آسیبی وارد سازد. من هم اکنون قاطعانه به شما میگویم قدرتهای نظامی، سیاسی و سازماندهی حزبالله لبنان کماکان باقی است و تمام ادعاهای اسراییل مبنی بر آنکه تا کنون توانسته است 50 درصد از قدرتهای موشکی حزبالله لبنان را نابود سازد ادعاهای کاملا دروغ میباشد. حزبالله لبنان و نیروهای مقاومت اسلامی در واقع معتقدند در آغاز این جنگ قرار گرفتهاند و باید به شما بگویم نیروهای حزبالله تاکنون تنها اندکی از قدرت خود و نیز تواناییهای خود را در جنگ با دشمن نشان دادهاند. حزبالله لبنان بعد از هدف قرار دادن ناو جنگی اسراییل در آبهای بیروت توانست ضربهی بسیار سختی را به قدرت نظامی این رژیم وارد سازد و در حال حاضر اسراییل به دلیل ترس و نگرانی موجود نسبت به هدف قرار گرفتن ناوهای جنگی دیگرش تمام
ادامه مطلب
در دنیای مدرن حتی نسبت به جوامع سنتی هم مردم کمتر فکر می کنند چرا که رسانه های سمعی وبصری همه جواب ها را داده اند تازه چرا مردم درباره چیزهایی که اصلا ربطی به آن ها ندارد فکر کنند به آنها چه ربطی دارد که درباره جنگ وکشتار در لبنان فکر کنند یا جنگ نفت یا جنگ عراق یا افغانستان البته باید به عنوانی مردمی بدوی به این کشورهای جهان سومی که اکثرا هم مسلمان هستند کمک کرد تا با فرهنگ شوند واین یعنی توجه به حقوق بشر . در حالیکه آمریکا به اسرائیل بمب های هدایت شونده لیزری می دهد چندین تن مواد غذایی هم برای لبنانی هایی که مورد حمله اسرائیلی ها قرار گرفته اند می دهند البته همه مردم جهان با راهپیمایی های که کردند نشان دادند که چقدر نگران نبود دمکراسی در لبنان هستند که البته این که همه جهان از این حادثه خبر دار شده اند به حساب این ضرب المثل که میگه " ببین چقدر ده شلوغ شده کدخدا(مردم) هم باخبر شده" می گذاریم.
در دنیای مدرن به عبارت بهتر دنیا سرمایه داران که مصداق بارز آن اسرائیلیان هستند تعریف ها به عبارت بهتر کلمات تغییر معنی داده اند خط قرمز آزادی در دنیایای مدرن یعنی اسرائیل ،صلح یعنی زندگی در حالت جنگ که البته باید در یک انسیکلوپدیا یا به لریش یک لغت نامه جدید باید برای این دنیای جدید نوشت .
ختم کلام سرتان رابه درد نیاورم من نمیدانم چرا اینجا نشسته ام دارم ین مهملات را برای شما سر هم می کنم در حالیکه مردم لبنان دارند از بین می روند اما این حداقل کاری است که میتوانم انجام دهم واین جمله سید حسن نصرالله را که می گوید اللبنان عقیم علی تسلیم را تکرار کرده وآرزوی پیروزی سریع را برای آن ها میکنم



