
اساس فیلم درباره ماجراهای پشت پرده جنگ ادعایی آمریکا علیه تروریسم است که درواقع سرمایه های کمپانی های عظیم نفتی و منافع نامشروعشان در خاورمیانه را حفظ می کند و عملیات تروریستی سازمان سیا جهت ایجاد امنیت برای همین منافع نامشروع است که ترور و قتل و غارت و شکنجه انسان های بیگناه را به همراه دارد. استیون گیگن با صراحت قابل توجهی سازمان سیا را متهم می کند که برای حفظ منافع تراست ها و کارتل های بزرگ نفتی در دیگر کشورها با ادعای نبرد علیه تروریسم ، خود اقدام به عملیات تروریستی می کند و برای امنیت تجارت همین کمپانی های بزرگ کشورهای منطقه را ناامن می سازند.
"سیریانا" از 4 داستان موازی تشکیل شده که در نقاط غیرقابل پیش بینی همدیگر را قطع می کنند و در این تقاطع ها به شکلی خنثی از کنار یکدیگر عبور نکرده ، بلکه به نوعی خطوط روایتی هم را شارژ می نمایند.
باب برنز(با بازی جرج کلونی) یک مامور در حال بازنشستگی سازمان سیا (سی.آی .ای) است که اگرچه تجارب فراوانی در آشفته کردن اوضاع دیگر کشورها به خصوص لبنان دارد اما نمی خواهد آخرین ماموریت هایش چندان پردردسر باشد . او را در اوایل فیلم مثلا در یکی از خیابان های تهران (و چه ناشیانه است کار هالیوود در بازسازی یک خیابان تهران که حتی نتوانسته اند فرم پلاک اتومبیل ها را به صورتی واقعی طراحی کنند!) می بینیم و بعد ظاهرا در کنار یک پارتی غیراخلاقی ، گردانندگان آن پارتی با این مامور سازمان جاسوسی آمریکا معامله غیرقانونی اسلحه انجام می دهند .
ادامه مطلب
روزی که رادیو اختراع شد، باور عمومی بر این بود که دیگر دوران روزنامه ها سپری شده است. اما روزنامه با تغییر ساختار خود باز هم به حیات خود ادامه داد. همین اتفاق دوباره زمانی که تلویزیون اختراع شد، نمود پیدا کرد. آن روز نیز بسیاری فکر کردند که دیگر دوران سینما به سر رسیده است، اما ... ! و این اتفاق در زمان ما نیز برای چندمین بار در حال تکرار است.
اختراع اینترنت و گسترش کاربری های متنوع آن، همچنین گزارش های آماری حاکی از اینکه در کشورهای توسعه یافته میزان استفاده از اینترنت به مراتب بیشتر از تلویزیون است، عده ای از نظریه پردازان را به سمت این باور هدایت کرد که با توسعه رسانه ای جدید به نام اینترنت، سایر رسانه ها افول خواهند کرد. ولی ظهور تلویزیون اینترنتی که ترکیبی از امکانات فناورهای نوین ارتباطاتی و اطلاعاتی در کنار تلویزیون سنتی است، به شکل گیری تصور جدیدی در رابطه با آینده دنیای ارتباطات منجر شد.
داستان از زمانی شروع شد که موجودی به نام ITV که مخفف Interactive Television است، در دنیای رسانه ها متولد شد.
تلویزیون اینترنتی یا (interactive tv) itv یک فناوری جدید است که دنیای تلویزیون و اینترنت را به هم پیوند میدهد، و محصول هم گرایی صنعت رایانه، مخابرات و مولتی مدیا (چند رسانهای) است. با بهرهبرداری از این فناوری بیننده به دنیایی از اطلاعات وصل میشود. در حقیقت هدف از پیدایش این فناوری حفظ بیننده و ایجاد روشهای جدید استفاده از تلویزیون است.
نویسنده: محمد صادق افراسیابی
منبع: فاوانیوز 20/3/85
ادامه مطلب
مقدمه:
آن چه كه من به عنوان يك سرسپرده به سيادت حضرت عيسى(ع) هميشه به دنبال آن بودهام حقيقت است. بنابراين سرسپردگى من نسبت به عيسى مسيح(ع) بر احساس من به عنوان يك فلسطينى، به عنوان كسى كه مورد ستم قرار گرفته، پناهنده شده و در ميان مردمى كه در رنجند زندگى مىكند اولويت دارد. موضوع مورد نظر ما »مسيحيت صهيونيستى« است. بطور ساده، صهيونيسم به جنبشى ملى براى حضور يهوديان در فلسطين و حق حاكميت يهود بر كل سرزمين اطلاق مىشود. جنبش صهيونيستى رسماً در سال 1897 سازماندهى شد و خواستار استقرار مجدد يهوديان در فلسطين بود. اين حركت در باطن خود داراى ماهيتى سكولار بود و رهبران آن ايدئولوژيهاى خارجى را از جمله سوسياليزم (جامعهگرايى) و ناسيوناليسم (مليتگرايى) وارد يهوديت كردند. با اين وجود، عاقبت جنبش صهيونيستى طرفدارانى در ميان سنتهاى يهودى و احزاب، خصوصاً بعد از واقعه قتلعام يهوديان توسط هيتلر به دست آورد
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
كشور ما درگير جنگ جهانى عليه تروريسم است، جنگى كه برخى از مهمترين صحنه هاى نبرد آن نه در كوه هاى افغانستان يا در خيابان هاى عراق كه در اتاق هاى خبر رسانه هاى مستقر در نيويورك، لندن، مصر و ساير نقاط بوده است. دشمنان ما مهارت نبرد در عصر رسانه اى امروز را پيدا كرده اند. اما دولت، رسانه ها و يا به طور كلى جامعه ما تا حد زيادى از اين توان بى بهره است. ملاحظه كنيد كه افراطيون خشن «كميته هاى ارتباطات رسانه اى» تشكيل داده و به اثبات رسانده اند كه در بهره گيرى از نخبگان تاثيرگذار بر افكار عمومى كاملاً موفقند. آنها براى در هم ريختن اراده مردم جهان آزاد حملات بسيارى را طرح ريزى و برنامه ريزى مى كنند كه از جذابيت خبرى برخوردارند و از هر وسيله ارتباطى براى شكستن اراده جمعى مردم جهان آزاد سود مى جويند. دولت ما به تازگى پذيرفته است كه عمليات خود را با الزامات قرن ۲۱ تطبيق دهد. عملكرد دولت با اين وجود در بسيارى از قسمت ها به يك بقالى مى ماند در حالى كه جهان در عصر اى بى (بزرگترين فروشگاه اينترنتى آن لاين) به سر مى برد. به تازگى سفرى به تونس، الجزاير و مراكش داشتم. در تونس كه كشورى با جمعيت ده ميليون نفرى است، پرتيراژترين روزنامه به زحمت بيش از ۵۰هزار نسخه تيراژ دارد.
ادامه مطلب
در بخش «نقد و تحليل فيلم»، ابتدا بحث گسترش شكّاكيت و حيرانى در فيلم، كه بسيار مورد توجه است، مطرح گرديده و براى توضيح بهتر، ابتدا انواع شك گرايى و سپس شك گرايى در فيلم ماتريكس توضيح داده شده و دلايل و شواهد متعددى بر ترويج سوفيسم و شكّاكيت در فيلم ارائه شده اند. در قسمت بعد، نظام تبيلغاتى و رسانه اى غرب به مثابه يك نظام منسجم، مورد بررسى قرار گرفته و با توجه به فيلم، شواهد متعددى ذكر شده اند كه نگاه تك محصولى به محصولات فرهنگى غرب غلط است.
در قسمت ديگر، صهيونيستى بودن اين فيلم با دلايل متعدد اثبات شده است. سپس انواع نحله ها و فلسفه هاى مادى صهيونيستى، كه فيلم آن ها را ترويج مى كند نيز مورد توجه واقع شده اند كه به ترتيب عبارتند از: دئيسم، اومانيسم، سكولاريسم، پراگماتيسم، جبرگرايى و حس گرايى. وابستگى به فناورى مصنوع غرب در آخرين بخش مقاله و هشدارها و بايدهاى ضرورى در اين خصوص آمده است تا ان شاءالله به سمت فردايى بهتر حركت كنيم.
مقدّمه
اخيراً در هاليوود (سينماى آمريكا) فيلمى ساخته شد، به نام «ماتريس / ماتريكس»1 كه با استفاده از مفاهيم فلسفى و اسطوره ها و نمادهاى بسيار، به ترويج انواع سوفيسم، شك گرايى و نسبى انديشى مى پردازد. اين فيلم با هزينه اى بيش از چهارصد ميليون دلار2 ـ با احتساب هر دلار 800 تومان، يعنى قريب 320 ميليارد تومان ساخته شده است
ادامه مطلب
نامت را در آسمانها شنیده بودم و از روزی که خلق شدم شیفته برق زیبای چشمان تو بودم ،
نمیدانم چه رنجی کشیدی تا عشق را به جهانیان بیاموزی .
اما این رنجها تورا از پای در نیاورد،
چشمانت را به خورشید و قلبت را به آسمان دوختی ، تا هر کس و هیچکس نتواند تورا در راه عشق از پای در آورد.
عشق ورزیدی و زخمها خوردی ، از نامردمانی که به ظاهر تورا دوست داشتند و تو خوب میدانستی که نیرنگی بیش
نبودند و دیگر هیچ.
در چشمانت که خیره شوم رنج سفر را خواهم دید ،
و خواهم دید سختی راه عشق را که چون کمانی قامتت را شکست .
اما تو از پای نایستادی ، ای زیبای من
آنقدر غصه خوردی که قلب آسمانیت دیگر توان تپیدن نداشت .
همین گیسوان سپید که جایگاه امنی برای کبوتران زخمخورده است گواه عمق عشق والای توست.
در راه عشقت پدرت را گزاردی و پر زد ، و تو میدانستی که دیر زمانی نخواهد گذشت تا به او خاهی رسید.
می خاستند همسرت را نیز از تو بگیرند اما تو هستیت را در گرو آزادی او به دست همان نامردمان سپردی
که روز دوستت داشتندو اکنون ...
اکنون اینگونه حرم تو را میشکنند.
درب خانه ات را به آتش کشیدند و با دستان نامحرمشان با عشق ، طرح نیلی بر روی زیبا و لطیف تو حک کردند.
درب شعله ور را آنچنان بر سینه تو کوبیدند که مسفر کوچکت بال گشود و نیامده عزم سفر کرد.
واینگونه معنای حقیقی عشق را به جهانیان آموختی .
و امروز پس از عبور از میان قرنها خمواره اعجاز نام زیبایت قلب هر عاشقی را جایگاه عشق زیبای تو میسازد.
که ریحانه هستی و خوشبوترین یاس بهشتی .
طاهره و پاکتر از هرچه ذلال است و تهی از هرچه زشتی و پلیدیست.
چشمانت را تا ابد می پرستم و از اعماق وجود به تو عشق خواهم ورزید.
جرعه جرعه از جام تو خاهم نوشید و مست و شیدای نام زیبای تو خاهم ماند
و با تمام وجود فریاد خاهم زد که
خاک آستان پاک تو هستم
فاطمه
بنت نبی
ادامه مطلب
سینما به عنوان واپسین هنر، هنر عصر تكنولوژى است؛ همان طور كه تراژدى هنر اول و هنر بزرگ بوده. امروزه از شعر خبرى نیست و سینما جایگزین این هنرها شده است؛ هنرهاى امروز كمابیش در فضاى سینمایى سیر مىكنند. شعر مادر هنرها و منبع الهام همه هنرمندان بوده است. امروز سینما در واقع بنیاد و ذات و جوهر هنر را در خودش به نمایش مىگذارد و از این منظر شعر عصر مدرن و تكنولوژى است؛ در واقع، با تجسم شعر به وسیله تغییرات و گرافیكهاى كامپیوترى و special effect مىتوان قدرت بشر را با سینما بروز و ظهوربخشید.
سینما براى خودش یك ساختار تكنولوژیك دارد و مقتضیات مخصوص به خود را دارا است؛ مثلاً اقتضاى كودكى این است كه دائماً باید كهنهاش را عوض كرد؛ یا مقتضیات جوانى غفلت است. به هر حال، هر چیزى مقتضیات و لوازم خودش را دارد. ذات سینما هم تكنولوژى است.
ادامه مطلب
هنر اسلامی چیست؟ آیا با تعریف هنر اسلامی، میتوان نحوهی حیات آن را در متن زندگی مدرن بشر دریافت؟
بوركهارت در فصل پایانی هنر مقدس در شرق و غرب ، از خود پرسیده بود آیا هنر مسیحی [ از اینجا، هرگونه هنر دینی و شرقی ] خواهد توانست روزی دوباره زاده شود؟ تجدید و احیای این هنرها در چه شرایطی ممكن خواهد بود؟
در اینجا، با چند پرسش اساسی نزدیك به یكدیگر مواجهیم. ابتدا اینكه هنر اسلامی چیست و چه ویژگیهایی برای آن میتوان قائل شد؟ قدرمسلم با شناخت هنر اسلامی میتوان تا حدودی به درك و شناخت وضع آن در جهان معاصر و از آنجا به امكان احیاء آن در صورت افتادگی در تنگنای نخوت رقیب نائل آمد.
انحطاط تمدن و هنر اسلامی بر اثر حوالت غربی تاریخ جهان
بیمقدمه، باید گفت كه بخت و اقبالی، ولو بسیار ناچیز برای تحقق امری در این امكان فینفسه هست. امّا آنچه بیشتر محتمل است، این است كه سنّت و هنر اسلامی و تمدن مدرن غربی كه در سرزمینهای اسلامی عمیقاً درحال نفوذ است، بیشازبیش از هم جدا شوند و دور افتند. چیزی كه در قرن یازدهم و دوازدهم اسلامی در سرزمینهای اسلامی مقارن قرن هفدهم و هجدهم میلادی رخ میدهد، تحوّلی است كه از مبانی زیباییشناسی و حكمت هنر اسلامی بروز و ظهور میكند. هنرمندان مسلمان در این دوران تحتالشعاع معیارها و ارزشهای مسلط به فرهنگ تصویری و معماری هنر غربی بهویژه هنر باروك قرار میگیرند. نخستین دانشجوی ایرانی جهت تعلیم نقاشی به شهر رُم اعزام شد و نخستین كارمندان دولتی حرفهای در مقام نقاش و نقشهكش از خارجیان به استخدام درآمدند و اولین شیوههای فرنگیساز از طریق این نقاشان یا همراهان سفیران كشورهای غربی در میان نقاشان ایران و هند و عثمانی رایج گردید؛ به نحوی كه روشهای سنّتی هنر نگارگری ایرانی بهشدت رو به اضمحلال نهاد و میرفت تا تابع حوالت و مظهریت تاریخی هنر و فرهنگ هنری دیگر شود. شیخ محمد و شیخ كمال سبزواری و محمد زمان هنرمندانیاند كه نظام زیباییشناسی ایرانی را متزلزل میكنند، هرچند كار مقدماتی به دست رضا عباسی با بهكارگیری معیارها و ارزشهای مقتبس از هنر تصویر غرب آغاز شده بود.
ادامه مطلب
محمد مددپور: در حال حاضر، پدیدهی جهانیشدن در دو حوزهی فرهنگ و اقتصاد مطرح شده است. گروهی معتقدند اقتصاد مدرن در جوامع سنتی كه بر افكار كهن قرون وسطایی متكی هستند، قابلیت تحقق ندارند و اساساً لزومی ندارد ارزشهای اقتصادی مدرن در پیوند با مدرنیزاسیون فرهنگی در این جوامع اتفاق بیفتد.
این مسئله در كشورهای سنیمذهب تحت عنوان «مدرنیتهی اسلامی» و در كشور شیعهمذهب ایران با نام «تجدد اسلامی» طرح شد. طبق این نظریه، تجدد (مدرنیته) اصراری بر نفی فرهنگ خودی ندارد و فقط در غرب تجدد ملازم با نفی دین بوده است. در مغربزمین، ظهور تمدن جدید مقارن با نابودی مذهب در عرصهی عمومی بود. طبق اعتقاد نظریهپردازان مدرنیته، عقل انسان قادر به حل مشكلات بشری است و نیازی به مداخلهی دین نیست. در نتیجه، قلمرو توجه اهل ادیان باید آسمان باشد. عقل هم اجازهی ورود به آن قلمرو را ندارد. در قرن هجدهم میلادی، ما شاهد این اندیشه نیز هستیم كه در نظر بسیاری از نخبگان اساساً موضوعی به نام عالم غیب منتفی است و چیزی به نام خدا، كه به صورت صفات انسانی در یك امر غیبی فرافكنی شده باشد، موضوعیت و موجودیت ندارد.
این اندیشه در قرن نوزدهم شكل نهایی خود را یافت و با مادهگرایان نظریهمند شد. البته قبلاً متفكرانی چون كانت توجهها را به این موضوع جلب كرده بودند كه عقل نباید در حوزهی الهیات گام بردارد چون امكان دارد به نفی خودش منجر شود. یعنی اگر ما بخواهیم خدا را انكار كنیم، به همان سادگی نیز میتوانیم منكر ماده شویم. پس بهتر است یقین علمی سرجایش بماند و مردم هم آزادانه دین خود را انتخاب كنند.
ادامه مطلب
ميخواهيم به نقد مدرنيته از نظر پستمدرنيسم بپردازيم. بهتر است كلمه تحول را براي وضعي كه در پي مدرنيسم به وجود آمده به كار بريم. مفهوم مدرنيسم مفهومي است كه تقريباً جا افتاده، ترسيم شده و ترجمه شده است.
برخي بر اين باورند كه مدرنيسم يعني مذهب اصالت امر مدرن و نو. اما اين نو، هر نويي نيست. چيزهاي تازه و نو در جهان زياد هستند، اما امر مدرن بار مفهومي خاصي دارد كه خود اين مفهوم نيز تازه و نو است. مدرنيسم مذهب اصالت امر نو با يك وجهه نظر خاصي است. بعضي گفتهاند نو نفساني، اما لزوماً هر تازهاي، نفساني نيست و ممكن است خيلي چيزها ابداع شود كه متعالي، معنوي و قدسي هم باشد. اما يك مفهوم ديگر هم هست كه ميشود گفت روح و بنياد مدرنيسم است و آن مدرنيته است. مدرنيته يك حالت، تفكر و انديشه است كه در متن جهان رسوخ ميكند و ريشه مدرنيسم است. در سرزميني كه مدرنيته ريشه ندوانيده باشد، مدرنيسم هم غير زيربنايي و سطحي خواهد بود. كشورهايي كه در دنياي مدرن برتر هستند، اول در تجربه مدرنيته موفق و پيشگام بودهاند. تحولات اقتصادي، اكتشافات جغرافيايي، حمل و نقل، ارتباطات، پديدههاي مدرن ماشيني و شبكههاي اطلاعرساني نتيجه مدرنيته است.
محصول مدرنيته، مدرنيسم است و اگر تجربه مدرنيته در يك جامعه وجود نداشته باشد مدرنيسم هميشه به صورت يك سايه بر فراز آن جامعه پهن ميشود و هيچ وقت به صورت ريشهاي و ارگانيك در نميآيد و بيشتر تبديل به يك چيز مصرفي ميشود. چيزي كه در كشورهاي موسوم به جهان سوم اتفاق ميافتد. كشور ما نيز بيشتر از آنكه داراي تجربه مدرنيته باشد، مدرنيسم را تجربه كرده است. حدود 40 ـ 30 سال پيش اولين محصولات مدرن به ايران وارد شدند. سلاحهاي آتشين، تابلوهاي نقاشي، برخي آثار مكتوب، نظام جمعي اروپايي نو، همه براي اولين بار در عصر صفوي وارد شدند و ما در همين عصر در اولين جنگ تقريباً نيمه مدرن وارد شديم.
ادامه مطلب
|
|
ادامه مطلب
ماجرای داستان حول یک تئوری خاص در مورد تاریخ مسیحیت میگردد که پیش از این کتاب نیز در موردش صحبت شده است و تاریخدانانی با آن موافقند. کتاب "خون مقدس، جام مقدس" منبع اصلی براون برای این تئوریها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آنها داشتهاند. در ضمن "جام مقدس" نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است.
ادامه مطلب
1. مهمترین فلسفهای كه برای تحقّق قیام مهدی برشمردهاند، تحقّق عدالت فراگیر و گسترده است. با توجّه به اینكه یكی از علل ضرورت معاد نیز همین ضرورت تحقّق كامل است و با توجّه به اینكه دنیا فقط دارگذر، و اصل و مقصد نهایی، آخرت است، دیگر تحقّق عدالت فراگیر در دنیا چه ضرورتی دارد و چرا باید در این دنیا انتظارِ عدالت داشته باشیم؟
2. در آیات و احادیث برای برخی اعمال جایگاه خاصی قائل شدهاند: نماز ستون دین دانسته شده، و امربه معروف و نهی از منكر، مایه قوامِ بقیه احكام، و... . در این میان انتظار فرج، افضل اعمال شمرده شده است. چرا انتظار، چنین جایگاهی دارد؟ به ویژه اگر توجّه كنیم كه در بقیه موارد، فعل ایجابی و اقدام صورت میگیرد؛ اما ظاهراً انتظار، فعل سلبی و اقدام نكردن و منتظر ماندن است. چگونه كاری نكردن مهمترین و برترین كار دانسته شده است؟
3. یكی از مباحثی كه امروزه جدّی مطرح میشود، بحث جهانیشدن است و میدانیم حكومت مهدی(عج) نیز حكومت جهانی است. قیام او فلسفهای جهانی دارد و الگوی اسلامی جهانیشدن را میتوان همان حكومت مهدی(عج) دانست.
ادامه مطلب
اولين پرسشى كه هافمن در شروع مقدمه مقاله خويش مطرح مى كند اين است كه امروزه روابط بين الملل در چه اوضاع و شرايطى قرار دارد؟ او در اين مقدمه تصويرى كلى از روابط بين الملل در دهه ۱۹۹۰ ترسيم مى كند: اينكه بيشتر كشورهايى كه غالباً متعاقب استعمارزدايى پا به عرصه روابط بين الملل گذاشته بودند، نشان دادند كه بدون داشتن نهادهاى محكم و نيرومند، انسجام داخلى و آگاهى هاى ملى دولت هاى كاذبى بيش نيستند. پايان تهديد كمونيسم از سوى اتحاد شوروى و يوگسلاوى، تنش هاى قومى مستور در غبار زمان را نشان داد. اين تنش ها از سوى اقليت هايى شعله ور مى شد كه به خاطر گرايشات استقلال طلبانه، تحت فشار قرار داشتند، اينكه در عراق، سودان، افغانستان و هائيتى حاكمان شعله هاى جنگ و ستيز را عليه مردمشان دامن زدند؛ اينكه اين جنگ ها اهميت مداخلات بشردوستانه را افزايش داد و تلنگرى بر اصول مقدس حاكميت وارد كرد. هافمن ويژگى اين دهه را برخورد دو پديده متضاد مى داند: تجزيه دولت ها و جهانى شدن.
هافمن سپس توجه خود را روى واقعه يازده سپتامبر معطوف مى كند و درصدد برمى آيد كه معناى نهفته در پشت اين واقعه را كشف كند. او مى نويسد: «در برداشت متعارف از روابط بين الملل جنگ ميان دولت ها حادث مى شود. ليكن در ماه سپتامبر ناگهان افراد مسلح به طور شگفت انگيزى ابرقدرت مسلط جهانى را به چالش طلبيدند. اين حملات نشان داد كه جهانى شدن با وجود همه فضيلت هايى كه دارد، شكل مهيبى از خشونت را به سهولت در دسترس متعصبان نااميد مذهبى قرار مى دهد. تروريسم پيوند خون آلود نظام بين الدولى و جامعه جهانى است.» از ديد هافمن جهت ارزيابى وضعيت متزلزل امور امروز طرح چند پرسش ضرورى است: براى تبيين نظام جهانى چه مفاهيمى مى تواند ياريگر باشد؟
ادامه مطلب
امت مسلمان با سرپيچى از پذيرش ولايت امير مؤمنان، عليه السلام، و نيز با رها كردن غالب آنچه از سوى خداوند حكيم بدان فرمان داده شده بودند، تحقق
| ||||||||
ادامه مطلب
با نگاهی گذرا به تاريخ يهوديت و سيري در باورهای ویژه اين دين، به خوبی در مي يابيم كه اعتقاد به برگزيدگي قوم يهود، ارتباط تنگاتنگي با دیگر آموزه های اين دين دارد و شاید اين سخن به گزاف نباشد كه بدون شناخت درست آموزه برگزيدگي نمي توان به تصویر روشنی از دیگر اعتقادهای يهوديان رسید. از این رو می توان اعتقاد به برگزیده بودن قوم يهود را اصلی ترین و كليدي ترین آموزه دين يهوديت به شمار آورد.
بسیاری از متفکران بر این باورند که مفهوم برگزيدگي قوم بنی اسرائیل، اصلی ترین عامل رشد اندیشه آخرالزمان و اعتقاد به منجي در يهوديت نیز است. عالمان يهود برای دلداری دادن به يهوديان همواره بر اين برگزيدگي تأكيد داشته اند و آینده درخشان را به آنان مژده داده اند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
درون مایه «بید مجنون» نیز در بیان همین معانی به ظاهر ساده سیر میکند و اثر آن هم چون تلنگری است هر چند کوچک، اما بسیار تأمل برانگیز بر فراموشی و شکستن مکرر عهدهای انسان خاطی با خداوند و درباره انسانی که تنها در زمان سختیها و شداید است که دست از غفلت و نسیان بر میدارد و دوباره به سوی خالق خود، رو کرده، عهدهای قدیمی را به یاد می آورد.
یوسف (پرویز پرستویی) که از هشت سالگی نابینا شده، با پشتیبانی و حمایت خانواده و همسرش (رؤیا تیموریان) اکنون استاد موفق دانشگاه است و خوش بخت و راضی در خانه ای که برایش حکم تکه ای از بهشت را دارد زندگی می کند تا این که با حمایت مالی یکی از اقوام برای معالجه و عمل چشم هایش به فرانسه می رود؛ چرا که احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد که پس از عمل جراحی، دوباره بینایی خود را پس از 38 سال به دست آورد.
ادامه مطلب
مؤلف بر آن است كه هر چند كه انديشة جهاني شدن ليبراليسم، انديشه و فرهنگ ديني را به چالش ميطلبد و امروزه از داعيه داران انحصاري جهانيشدن ميباشد، اما به لحاظ نظري و جامعهشناختي فاقد ظرفيت لازم براي جهاني شدن ميباشد. حكومت جهاني اسلام از بُعد نظري از ظرفيت لازم برخوردار است ولي با موانع خارجي و اجتماعي روبرو است .فراهم نمودن زمينههاي اجتماعي و رفع موانع، تحقق ايده جهاني شدن را نويد خواهد داد.
در مباحث سياسي و اجتماعي از ديرباز دو تفكر در مقابل هم مطرح بوده است: تكامل گرايان و ضدّ تكامل گرايان. در ديدگاه نخست، تاريخ بشري به سوي كمال، توسعه و ترقّي در حركت است؛ در حالي كه از ديدگاه دوم، غايت و فرجام تاريخ با انحطاط و زوال تحليل ميشود. مكتب ترقّي گرايي داراي نگرش مثبت و خوشبينانه به فلسفه تاريخ و فرجام تاريخ بشري است؛ در حالي كه نظرية ضدّ ترقي گرايي نگرش كاملاً منفي و بدبينانه دارد كه غايت تاريخ را با انحطاط و زوال تحليل ميكند. پرسش ما اين است كه آيندة بشر چگونه وصف ميشود.
ادامه مطلب
از ديرباز اطلاعات نقش مهم و حياتى در زندگى انسان ها ايفا كرده است. در همين راستا در طول زمان امكانات ارتباطى متعددى ايجاد شد، تا كار جمع آورى، ذخيره و توزيع اطلاعات را به نحو مطلوب ترى انجام دهد. ارسال پيام توسط كبوتران نامه بر، ايجاد چاپار پستى و پيك جهت توزيع سريع اطلاعات در بين مناطق مختلف نمونه هايى از تلاش هاى بشر جهت گردش اطلاعات در زمان هاى دور است. اما در دهه هاى اخير شيوه هاى گردآورى، توليد و توزيع اطلاعات تغييرات اساسى يافته اند.
در عصر حاضر فناورى هاى ارتباطى با كامل كردن فرآيند اطلاع رسانى و ارتباطات، توزيع اطلاعات را به قدرى آسان ساخته اند كه افراد در هر كجا كه باشند در كمترين زمان ممكن به اطلاعات مورد نياز خود از اقصى نقاط دنيا دست مى يابند. بدين ترتيب اطلاعات مورد نياز افراد در هر زمينه به سرعت و سهولت و به طور مستمر و مداوم در اختيار آنها قرار مى گيرد. در اين راستا فناورى هاى نوين با پيشرفت روزافزون خود اطلاعات بيشترى را توليد، ذخيره، پردازش و توزيع مى كنند. نتيجه آنكه شاهد پديده اى به نام وفور اطلاعات و يا به قولى «انفجار اطلاعات» هستيم.
• انفجار اطلاعات و پس لرزههاى آن
سير پرشتاب تحولات در عرصه فناورى اطلاعات، تاثيرات متعددى را بر افراد و جوامع مى گذارد. به نظر مى رسد انسان ها نتوانند خود را با اين تحولات سريع، مطابق و هماهنگ سازند. تاثيراتى كه عصر اطلاعات و شتاب فزاينده تكنولوژى هاى اطلاعاتى بر افراد مى گذارند از ابعاد گوناگون قابل طرح و بررسى است. از جمله عوارض رشد سريع فناورى هاى اطلاعاتى، نياز به آموزش دائمى جهت تطابق با اين فناورى ها است. در عصر اطلاعات، فناورى هاى جديد براى روز بعد معمولى و كهنه تلقى مى گردد چرا كه فناورى جديدى جايگزين آنها مى شود. لذا افراد جهت هماهنگ كردن خود با اين تحولات مى بايست مدام آموزش هاى لازم را ببينند.
ادامه مطلب
بعد از ساخت و اكران تريلوژي ارباب حلقهها مطالب بسيار زيادي دربارة آن نگاشته شده و نويسندگان مخالف و يا موافق با فيلمها نظرات قابل توجهي را بيان كردهاند. عدهاي ساخت اين سه فيلم را نقطة عطفي در تاريخ سينماي هزارة جديد ميدانند؛ معتقدند بعد از اكران فيلمها تا سالها مورد مشابهي ظهور نخواهد كرد و ديگر فيلمسازان، در آثار آتي خود بهشدت تحت تأثير آنها خواهند بود. اين گروه همواره جزء تحسينكنندگان فيلمها بودهاند و در اكثر مطالب خود آن سه را با همشهري كين و سرگيجه و ديگر اسطورههاي تاريخ سينما در قرن گذشته، مقايسه كردهاند. در مقابل عدهاي ديگر معتقدند ماهيت اين سه فيلم چيزي جز آميزهاي از آخرين سطح جلوههاي ويژه هاليوودي به علاوة مقداري مفاهيم انساني افسانههاي تاريخي نيست كه در حقيقت شركتهاي فيلمسازي، اينبار همان علايق بعضاً مبتذل خود را با سر و شكل تازهاي به خورد مخاطبان ناآگاه دادهاند. اما نكتهاي كه هر دو گروه به آن اذعان دارند؛ اين است كه حاصل كار، متناسب با هر گرايشي بسيار عالي و جذاب است و «پيتر جكسن» و ديگر همكاران حرفهاياش وظيفة خود را به نحو احسن انجام دادهاند و اثر خلق شده، داراي تمام ويژگيهاي يك دستاورد هنري قابل بحث است و در هر صورتي مخاطبان خود را در مقابل پردة نقرهاي ميخكوب ميكند. همچنين اكثر اين افراد معتقدند كه تمامي موفقيتهاي به دست آمده در فيلمها بهشدت مديون مجموعة سه كتاب «تالكين» هستند كه در نوع خود رمان بسيار قدرتمندي به شمار ميرود و همانند گذشته تا سالها بهعنوان يك اثر جاودانه باقي خواهد ماند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بررسی ارتباط خشونت موجود در رسانهها و تأثیر آن بر خشونت در رفتار اجتماعی، به موضوع قابل مناقشهای در جامعه آمریکا تبدیل شده است. نویسندگان این مقاله، با توجه به روشهای علمی و ترکیب نتایج تحقیقات قبلی، به این نتیجه رسیدهاند که میان خشونت رسانهای و خشونت واقعی، همبستگی وجود دارد. بنابراین باید برنامههایی برای آموزش عمومی و کنترل مخاطبان کودک و نوجوان این برنامهها صورت پذیرد، چراکه یک برنامه خشن تلویزیونی با 10 میلیون مخاطب، در صورتی که تنها یک درصد از تماشاگران خود را به خشونت تحریک کند، صد هزار نفر را خشنتر کرده است. بدیهی است، ادامه چنین وضعی تأثیرات مخرب و خطرناکی بر جامعه آمریکا میگذارد. محققان در طول تحقیق دریافتند که رسانههای عمومی و معتبر آمریکا، حقایق علمی را تحریف میکنند و احتمالاً تحت تأثیر منافع اقتصادی سردمداران عمدتاً یهودی آن تلاش میکنند، تأثیر رسانهها بر رفتار خشونتآمیز را انکار کرده و یا کم اهمیت نشان دهند.
ادامه مطلب
| دیدگاهها ، آراء و نوشته های شهید آوینی، از زمان خودش جلو تر بود و همچنان پس از گذشت 13 سال از شهادتش، موضوعیت و تازگی دارد. و باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. | |
|
رضا برجی - عکاس، مستند ساز و عضو گروه روایت فتح در زمان شهید آوینی در مورد نوع نگرش شهید آوینی به سینمای ملی و غرب گفت : سینمایی که شهید آوینی به آن اعتقاد داشت، با آن سینمایی که در حال حاضر به آن لفظ معناگرا اطلاق می شود، تفاوت عمده ای دارد و در طی مدتی که شهید آوینی در سوره فعالیت قلمی انجام می داد ، معمولاً به آثاری رویکردی داشت که به جنبه سرگرمی هم توجه داشتند، مسئله ای که متاسفانه آلان در برخی از موارد نفی شده است و به جنبه های دیگری پرداخته شده است که با ذات سینما همخوانی ندارد . دوستی می گفت آلان متوجه شدم اندیشه های شهید آوینی چقدر از زمان خودش جلوتر است و ایشان یکسری از مسائل را در سال 1370 بیان کرده که در سال 1385 جذاب و جدید است و باید کمیته هایی تشکیل دهیم برای بازخوانی دوباره اندیشه های این شهید بزگوار.
|
ادامه مطلب
از زماني كه امام خميني(ره) در جهان اسلام محبوبيت يافت، ضمن آن كه در ميان مسلمانان به عنوان سمبل انديشه معقول انقلابي شناخته شد و حتي مذهب شيعه توسعهاي قابل توجه يافت، دشمنان تلاش كردند كه اين رهبري را مخدوش كنند. تا زماني که امام زنده بود، اين تلاش چشمگير بود و به خصوص فضاي جنگ عراق در خاموش کردن اين ندا بسيار مؤثر افتاد.
يكي از راههاي مخدوش كردن اين رهبري، تراشيدن يك رهبري تازه بود كه به هر دليل طي يك پروسه طولاني روي بن لادن سرمايه گذاري شد و جهان اسلام از مسير مورد انتظار امام منحرف گرديد.
ادامه مطلب
فوتبال يک ورزش سياسي تمام عيار است. در اين ورزش، مسائلي اساسي چون تعلق، هويت، شرايط اجتماعي، و حتي مذهب، به اعتبار جنبه ايثار گرانه و عارفانه آن، با هم تلاقي مي کنند. از اينروست که استاديوم ها محل مناسبي براي تظاهرات ملي گرايانه، گرايشات محلي و زياده روي هاي هويتي و يا قومي اند، که گاه به اعمال خشونت ميان هواداران متعصب منجر مي شود.
به اين دلايل، و بي ترديد دلايلي ديگر، مثبت تر و طرب انگيزتر، اين ورزش، توده ها را مجذوب و مسحور مي کند. و اين توده ها نيز به نوبه خود، هدف عوام فريبان و بويژه تبليغات چيان هستند. چرا که فوتبال اکنون براي اقشار بسيار وسيع مردم و با ستارگاني که نرخشان با طلا برابري مي کند، نه فقط يک رشته ورزشي بلکه يک نمايش تلويزيوني است.
داد وستد فوتباليست ها انعکاس دقيقي از ماهيت بازار در عصر جهاني شدن ليبرالي است. منابع ثروت در جنوب قرار دارند اما در شمال به مصرف ميرسند، چرا که تنها آنان قادر به پرداخت بهاي آنند. و اين بازار (اغلب محل کلاه برداري) عرصه اشکال مدرن برده فروشي است. ( رک مقاله يو هان هارسکوت در اين شماره)
ادامه مطلب
امروزه فيلم هاي نظامي توجه عامه مردم را به خود جذب نموده اند؛ اما نه فيلم هاي انتقاد برانگيز هاليوود.هم اكنون مركز نظامي پنتاگون اجازه دارد روي بخش عظيمي از فيلم نامه ها تصميم گيري كند. اين موضوع را مجله رسانه اي "Brills Content" افشا نموده است.
نيروي نظامي امريكا افسراني دارد كه وظيفه شان بحث درباره پروژه هاي سينمايي هاليوود است. نظاميان اجازه دارند نسخه كامل فيلم نامه ها را مطالعه كنند، مخصوصا زماني كه تصوير نامناسبي از ارتش به صحنه كشيده مي شود.
يك مثال: در نسخه فيلم "شهاب آسماني" يك شاتل فضايي امريكايي با تجهيزات و جنگ افزار هسته اي به آسمان فرستاده مي شود تا شهاب سنگي را كه زمين را تهديد مي كند تكه تكه كند. اما پنتاگون اين موضوع را نپسنديد. چون ايالات متحده معاهده اي را بر مبناي عدم استفاده از تسليحات هسته اي در فضا، امضا كرده است.
ادامه مطلب
نظريات کانت واکنش هاي انتقادي زيادي را برانگيخت. گفتيم که کانت اخلاق را مساوي با دين مي دانست، در حالي که دامنه دين وسيع تر از اخلاقيات است و اين براي ما مشهود است. دين شامل اعتقادات، اعمال، اخلاقيات ، فقه و ... است و تنها اخلاقيات را در بر نمي گيرد. بنابراين، اين که دين فقط مساوي با ارزش هاي اخلاقي نيست، نقدي بود که بر فلسفه کانت وارد شد.
واکنش ديگري که در برابر نظريات کانت مطرح شد (صرف نظر از اين که دين را مساوي اخلاقيات بدانيم يا ندانيم) اين بود که براي ارزشهاي اخلاقي چه جايگاه معرفتي را بايد قائل شد. اين موضوعي بود که فلاسفه اخلاق بعد از کانت آن را به جد پي گيري کردند.
ادامه مطلب
اين فيلم شايد در ميان آثار قوي و مشابهي چون جوخه و متولد چهارم جولاي اليور استون ، شکارچي گوزن مايکل چيمينو، تپه همبرگر جان ايروين ، غلاف تمام فلزي استنلي کوبريک و... به لحاظ سينمايي يکي از زيباترين ها باشد که مثل همه آنها در مرحله اول يک شکواييه عليه جنگ و خشونت محسوب مي شود.
اينک آخر الزمان براساس رماني به اسم قلب تاريکي نوشته ژوزف کنراد ساخته شده است و برخلاف چند اثر مشابهي که ذکر شد، پرداختي نامتعارف و ديگرگونه دارد. اين فيلم در واقع از آن رئاليته تلخي که آثار کوبريک ، استون و چيمينو کاملا درگيرش هستند، فاصله گرفته و داستان و مفاهيم آن را براساس چارچوبي دراماتيک بنا نهاده است.
ادامه مطلب
فيلم ماتريس بيانگر زندگي آينده انسان در دنياي واقعي است . دنياي واقعي همان دنياي آينده است دنيايي که در آن هوش مصنوعي و ماشينها حکومت مي کنند. ديگر جايي براي حکمراني انسان وجود ندارد و بدتر از آن انسان ديگر اختياري از خود ندارد . با توجه به اين مساله که بدن انسان توانايي ايجاد ولتاژ بالايي از جريان الکتريسيته را داراست ، او فقط مي تواند نقش منبع انرژي براي ماشينها را ايفا نمايد.
اين صحنه اي دهشتناک از وضعيت آينده متصور شده براي انسانهاست که به تصوير کشيده مي شود. انسانها از بدو تولد در سلولهايي مانند يک منبع تغذيه توسط اين ماشين ها بلعيده مي شوند. قهرمانان فيلم به دنبال اين هستند که اين تشکيلات را نابود سازند.
ادامه مطلب
تا كنون فيلم هاي زيادي با سرمايه سازمانهاي بين المللي يهود، موسسات خصوصي صهيونيستها و ادارات دولتي رژيم اشغالگر قدس ساخته شده كه در آن اعراب به عنوان افرادي ترسو نشان داده شده و جنايات رژيم صهيونيستي به عنوان اقداماتي قهرمانه و عقلايي مورد ستايش واقع شده است!! صهيونيست ها از سينماي جهان به عنوان پيشرفته در جهت تأثيرگذاري بر ذهن و فكر مردم استفاده مي كنند به همين دليل سنديكاي يهوديان براي تزريق زهر صهيونيسم در فيلم هاي سينمايي جهان هاليوود را قبضه كرده و در جهت تحريف تاريخ و هماهنگ ساختن آن با تفكرات و اهداف خود تلاش مي كند.
كن از سوي شهردار آورشليم به اسرائيل دعوت شد تا به پاس پرداختن به مسايل يهوديان مورد ستايش و تقدير قرارگيرد.
در پايان مي توان گفت صهيونيست ها چونان اختاپوسي عظيم و حشتناك بر سينماي جهان در حال حاضر صهيونيست ها شركت هاي عمدة توليد فيلم و اغلب ستارگان سينما و دستگاههاي تبليغاتي را در اختيار داشته و هنرمندان را در جهت تبليغ صهيونيسم به خدمت گرفته اند.
اين امر به جشنواره هاي جهاني فيلم از جمله «جشنواره كن» در فرانسه و «برلين» در آلمان سرايت كرده و فيلم هاي زيادي دربارة مظلوميت يهوديان در اين دو جشنواره به نمايش درمي آيد.
ادامه مطلب
جهاني سازي از نظر طرفدارانش يک فرايند طبيعي و اجتناب ناپذيرخوانده مي شود. آنها اينگونه استدلال ميکنند که در ابتدا اقتصاد محلي وجود داشت، که به طور طبيعي! تبديل به اقتصاد منطقه اي، سپس اقتصاد ملي، بعد از آن اقتصاد بين المللي و در آخر منجر به يک اقتصاد بزرگ جهاني شد و اين پروسه بايد به طور طبيعي همين گونه رشد مي کرده است. اما در حقيقت هيچ ماهيت اجتناب ناپذيري در فرآيند جهاني سازي وجود ندارد و به طور حتم به هيچ عنوان امري طبيعي نيست.
جهاني سازي فرايندي است که از طريق يک سلسله توافق نامه هاي تجاري بين المللي محرمانه به ما تحميل شده است. جهاني سازي از ديد تاريخي چند صد ساله اش نيز چيزي نيست به جز شکل پسين امپرياليسم. امپرياليسم سيستمي است که در آن عناصر چيره، پر نفوذ و مسلط بر کشوري، تملک زمين، نيروي کار، منابع و سرمايه را از بقيهء مردم و يا باقي کشورها سلب مي کنند. همچنين خود امپرياليسم هم فرم توسعه طلبانهء سيستم سرمايه داري مي باشد. بايد به ياد داشت که هر اشاره به سرمايه داري بلافاصله باعث بروز واکنش احساسي دربسياري ازانسانها و تنزل از واقعيات به نکات پيش پا افتاده ميشود. در تمام طول زندگيمان در بارهء سيستم فوق العاده اي که به ايده هاي نوي افراد پر و بال مي دهد و از اين طريق باعث اشتغال زايي مي شود،سيستمي که سرويسهاي با ارزشي را به اجرا مي گذارد و سيستمي که فروشگاههاي خانوادگي محلي که باعث مشارکت اجتماعي و اقتصادي مي شوند رابوجود مي آورد، شنيده ايم. صحبت من در بارهء اين موارد نيست. بحث من در بارهء%90 ديگر ثروت جهان است. من در بارهء موسسات عظيم مالي و شرکتهاي حقوقي بين المللي بسيار بزرگي صحبت مي کنم که کنترل عمدهء ثروتهاي جهان، کنترل جمعيت و کنترل قدرت ملتها رادر دست گرفته اند. نمي توانيم از جهاني شدن و امپرياليسم بدون صحبت از سيستم سرمايه داري سخن برانيم ( با وجود اينکه بسياري هستند که دائماً تلاش مي کنند تا اين بحث را بدون صحبتي از سرمايه داري پيش ببرند).
*سرمايه داري چگونه عمل مي کند؟
در همهء طول زندگيمان به ما آموخته اند که سيستم سرمايه داري سيستمي است که کار مي کند و موفقيت به ارمغان مي آورد. من در چند دقيقه خلاف اين را به شما ثابت مي کنم.
ادامه مطلب
حداقل سه معناي مختلف براي شرق و غرب ميتوانيم در نظر بگيريم كه عبارتند از: جغرافيايي, سياسي و تمثيلي يا عرفاني. منظور ما هيچ كدام از اين تعريفها نيست بلكه منظور ما تعريف تارخي- فرهنگي است. معناي جغرافيايي غرب بر مبناي اروپا محوري است, معناي سياسي بعد از جنگ سرد باب ميشود, براي مثال آلمان و آمريكا را غرب ناميدند و كشورهايي مثل روماني و چك و اسلوكي را شرق .
درباره تعريف تمثيلي يا عرفاني از شرق و غرب در تعريف سهروردي, شرق به معناي عالم نور لحاظ ميشده و غرب به معناي عالم ظلمات لحاظ شده است. مقصود من از شرق و غرب در اينجا معناي تاريخي - فرهنگي است كه در اين معنا ميتوانيم بگوييم ابتداي تاريخ بشردر دوراني كه باورهاي ديني وجود داشت يا دوراني كه باورهاي اسطورهاي غالب بود, دوره سيطره شرق محسوب ميشود.
وقتي اعتقاد به اصالت اشراقي كنار گذاشته ميشود؛ ساحت غرب تاريخ بشر طلوع ميكند, بنابراين براي غرب به عنوان يك مجموعه تاريخي - فرهنگي سه دوره ميتوان قائل شد: غرب باستان, غرب دوره قرون وسطي و غرب مدرن (سكولار).
شاخصهاصلي غرب در هر سه دوره مذكور با دور شدن از غيب انديشي و اعتقاد به اصالت معرفت متافيزيكي است. متافيزيك؛ آن نوع پرسش از هستي و وجود است كه مبنا و معيارش عقل است.
وي اظهار داشت: مبتكراني همچون هايدگر و نيچه معتقدند زماني كه از وجود پرسش عقلاني ميكنيم زماني است كه از وجود دور هستيم.
اين پرسش عقلاني چون پرسش حصولي است؛ ميان ما و وجود فاصله مياندازد كه اين ويژگي اصلي تفكر متافيزيكي است. تفكر متافيزيكي؛ مولفه بنيادين غرب در معناي تاريخي - فرهنگي آن است.
خصايص غرب باستان عبارتند از: كمرنگ بودن غيبانديشي متافيزيكي انديشيدن, عالم محور بودن, شهروند مداري, بردهداري و بودن مهد دموكراسي محدود و بردهدارانه. در انديشه اسطورهاي؛ خدايان مبناي تفكر هستند, در تفكر ديني اصلي (شرق) خدا مبناي تفكر است اما در تفكر يوناني نظام عالم مبناي تفكر است.
غرب باستان به دو دوره يوناني و رومي تقسيم ميشود مشعل تمدن غربي ابتدا در آتن روشن است و بعد از آن به روم برده ميشود. هر چقدر تفكر يونان فلسفي بود؛ تفكر رومي با عملگرا و نزديك به مسائل عيني بود و روميها فيلسوف نداشتند و بيشتر سياستمدار و نظامي داشتند.

ما بحث در مورد سرنوشت عدالت در غرب و يا تجدد، از يک جهت هم، بحث ساده و راحتی نیست و داوري بسيار کلاني را از گوينده يا مخاطب مي طلبد؛ يعني ما حداقل چهار زمينه بحث متفاوت در اين قلمرو داريم. يک جهت، بعد تئوريک آن است؛ يعني در مقام نظر و به اصطلاح نظريه پردازي مي توانيم سؤال کنيم که تجدد، غرب يا کل فلسفه سياسي موجود در غرب چه نوع مواجهه اي با مسئله عدالت کرده است. آيا بر عدالت اهتمام ورزيده یا اينکه از آن غفلت کرده است ؟ آيا سطح بحث و سطح درک ما را از اين مقوله افزايش داده است يا اينکه کاهش داده است ؟ آيا روش ها و راهکارهاي دستيابي به عدالت را روشنتر و واضح تر بيان کرده است يا نه؟
يک بعد ديگر بحث، بعد عيني و واقعي مطلب است که اين ناظر به اعمال و کردار يا آثارونتايج حاصل از آن چيزي است که ما به اسم قلمرو غرب مي شناسيم که الزاماً این قلمرو محدود به جغرافياي خاصی نمیباشد، بلکه بيشتر ناظر به يک فرهنگ و يک تمدن خاص است. هرچند که نسبتي هم با يک جغرافياي خاص دارد. پس میتوان هر تمدنی را از جهات مختلف ارزیابی کرد که عملکرد آن در زمینه عدالت چگونه بوده است. در واقع اين جنبه عملی ارزيابي ماست؛ يعني بعد عملي و واقعي هر دوي اين ابعاد ممکن است هر کدام دو بعد يا دووجه پيدا کند. وجه اول اين است که آن تمدن و فرهنگ در رابطه با خودش چگونه عمل کرده، نه در رابطه با کل بشريت. چون به طور معمول تمدنها وفرهنگها ناظر به اوضاع واحوال داخلي خودشان نيستند؛ يعني يک تصويري از انسان و یک چارچوب کلی از یک فرهنگ مشخص، جامع و معين دارند که در راستای آن عمل و نظريه پردازي مي کنند. اما بعد مهم ارزيابي هر تمدني از اين منظر، رابطه، آثار و کردار عدالت خواهانه و عدالت پرورانه اش با ديگر اقوام و جمعيت هاست؛ يعني اشخاصی که بيرون از حوزه آن تمدن و فرهنگ قرار مي گيرد.
ادامه مطلب
در گذر تاريخ بيشتر جوامعى كه در اوج قدرت قرار گرفتند، اقدام به تحميل خواسته هاى خود به ديگر جوامع كرده و چنين احساس كرده اند كه بايد بر ساير ملل و نقاط حياتى آنان سيطره يابند، لذا اينگونه انديشه ها و حركت ها را امپرياليسم مى نامند(1).
¤ اگر بشريت نتواند تاريخ امپرياليسم را در ابعاد مختلف بويژه هدف و وسايل راهبردى آن و تاثير متقابل صهيونيست بر امپرياليسم را بشناسد، نخواهد توانست گامى موثر براى مقاومت در مقابل آن دو پديده مخوف و زيان بار بردارد.
ادامه مطلب

بوف کور اثری است چند لایه و نسبتاً داراي جنبه های پیچیده و تاثیر پذیر و در طول سالیان متمادی نيز نقدهای متعددی روی آن شده و هرکس كه بخواهد نقد جدیدی روی آن کند، حتما باید نقدهای قبلی را جواب دهد و اگر چیز جدیدی هست، بگوید. به قول جلال آل احمد اگر کسی بخواهد آن را نقد کند، نقد آن باید به اندازه خود کتاب باشد. کتابی است حدوداً در 128 صفحه و نقدی که من روی آن نوشتم، تقریبا 250 صفحه می شود. بوف کور به قول غربی ها يك رمان کوتاه است. مکان وقوع داستان، شهر ری است که البته اشاره ای به زمان وقوع داستان نمی شود. مفسرین می گویند زمان رضاخان است. شخصیت مهم داستان، مرد جوانی است که راوی داستان است و تا آخر داستان، نه سن و سالش معلوم می شود و نه شخصیتش؛ چون خودش صحبت می کند و شغلش هم نقاشی روی قلمدان است. این نقاش روی قلمدان ها به یک صورت نقاشی می کشد؛ یک جوی آب هست که یک طرف آن پیرمردی نشسته و شالی بسته و ریشی داردو طرف دیگر جوی آب دختر جوانی است با چشمان سیاه که خم شده و شاخه گلی به این پیرمرد می دهد. او اين نقاشی را در همه قلمدان ها می کشید. این مرد به علت تعارضی که با محیط اجتماعی اطراف خودش دارد، منزوی شده و در خانه ای در بیرون از شهر زندگی می کند. خصوصیت عمده این مرد که باید در بحث شخصیت پردازی به آن اشاره کرد، تعارض بین دو دنیا است.
سخنراني محمدرضا سرشار
سخنراني محمدرضا سرشار
ادامه مطلب

اما نیهیلیسم یعنی چه؟ برای اولينبار، واژه نیهیلیست را هرمان یاکوبی، در نامهای که به فيشته در سال 1799 میلادی نوشت به کار برد؛ اما این اصطلاح با نیچه رواج پيدا كرد. وقتی او خود را بزرگترین نیهیلیسم تمدن اروپایی مينامد، تعبیر نیهیلیسم را رواج میدهد. نیهیلیسم از واژه «نیهیل» به معنای «هیچ» گرفته شده است.
در ترجمه تحت اللفظی باید گفت هیچ انگاری. در فارسی، مترجمان دهة 40 و 50 که خیلی هم اهل فلسفه نبودند، گاهی اوقات در ترجمه برخی واژهها، معادل گذاریهایی میکردند که گرچه با اصل مطلب بیربط نبودند، اما بیان دقیق یک واژه یا تعبیر هم نبودند.
این مشکل را در رابطه با واژة اومانیسم هم داشتیم که مثلاً مردم سالاری، مردم دوستی و انسان دوستی را برایش ترجمه کردند که به هیچ وجه، معنای اصلی اومانیسم را به ذهن متبادر نمیکرد. در ارتباط با واژه پوزیتیویسم هم این مشکل وجود داشت. مثلاً تحصرگرایی را معادل آن گذاشتند و نيز دربارة سوبژکتیویسم هم این مشکل وجو داشت و به آن ذهنی گرایی اطلاق ميشد که از معنای اصلی خود سوبژه دکارتی که در عصر جدید و دوران مدرن محوریت داشت، تهی شده بود. نیهیلیسم هم با این مشکل روبرو بود. نیهیلیسم را پوچ انگاری یا یأس انگاری اخلاقی ترجمه کردند. این دو واژه از نتایج و توابع مرحلهای از نیهیلیسم است؛ اما معادل اصل نیهیلیسم نیست. یعنی اگر نیهیلیسم را چه از منظر لغوی و چه از منظر فلسفی مورد بررسي قرار دهيم، به معنای صرف پوچانگاری نیست. البته در مرحلهای از مراحل نسبت نیهیلیسم، پوچانگاری ظهور ميكند و حاکم میشود، ولی در تاریخ، نیهیلیستهایی هم بودند که با اراده نفی عجیب و غریبی عمل میکردند، اما پوچانگار نبودند.
ادامه مطلب






