اولین خون
متولد ۴ جولای
غلاف تمام فلزی
جوخه
اینک آخر الزمان
جاسوس بازی
اما حقايق هاليوود هميشه به اين آساني فاش نميشود. براي مثال، درباره روابط عميق ميان پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) و هاليوود به ندرت سخني گفته ميشود. روابطي كه نه تنها ميليونها دلار درآمد به جيب فيلمسازان هاليوود سرازير ميكند و نيز ابزار تبليغاتي مفيدي براي ارتش جهت جذب نيرو است، بلكه تاريخ را نيز در جهت اهداف واشينگتن تحريف ميكند و در مجامع بينالمللي چهرهاي موجه از آن به نمايش ميگذارد.
در برنامهاي تلويزيوني به نام «عمليات هاليوود» كه از شبكه SBS پخش شد، اميليو پاكال فيلمساز به همراه ديو راب، روزنامهنگار و كارشناس سينما به نقد و بررسي مشاوره و كمكهايي كه تهيهكنندگان فيلمها از پنتاگون دريافت كردهاند، پرداختند.
راب كه قبلاً براي مجلات «ورايتي» و «هاليوود ريپورتر» فعاليت ميكرده در اين برنامه گفت طي تحقيقات خود با پي بردن به جزئيات دسترسي آسان تهيه كنندگان و فيلمسازان به كشتي، تانك، تجهيزات، اطلاعات، پايگاههاي نظامي، و نيز نیروها و مناطقي كه جلوهاي بسيار واقعي به صحنههاي فيلمها ميداد، حيرت زده شده است. گزارش او كه بررسي صفحه به صفحه فيلمنامههايي است كه استوديوها به پنتاگون تحويل دادهاند، به خوبي نشان دهنده نوعي تباني براس سانسور و گنجاندن تبليغات مورد نظر پنتاگون در فيلمنامهها ميباشد. پذيرش چنين سيستم نظارتي براي هاليوود به معناي برخورداري از كمكها و همكاري پنتاگون است. و براي پنتاگون نيز به معني نشان دادن چهرهاي مطلوب از نيروهاي خود و رفتار، ديدگاهها و وطن دوستي آنها و در نتيجه توجيه وارد شدن به جنگ است.
با اين حال چرا پنتاگون بودجه خود را صرف صلح طلبي يا بهبود جنبههاي نامطلوب زندگي سربازان خود نميكند؟ چرا بايد به فيلم «گروهان» كمك كند در حالي كه فيلم «كلاه سبزها» خوشایندِ آنهاست؟
از جمله كساني كه در برنامه «عمليات هاليوود» اظهار نظر كردهاند، فيلنويس، كارگردان استراليايي؛ فيل استراب از وزارت دفاع آمريكا؛ لارنس سوييد، مورخ؛ و جوترنتو، نويسنده و رئيس «مركز آموزش عمومي ضد جنگ» را ميتوان نام برد. همگي اين افراد اتفاق نظر داشتند كه در فيلمهاي مورد تایيد پنتاگون ديالوگ، طرح داستان و مليت قهرمانها تغيير داده ميشود تا تهيه كنندگان بتوانند به جنگ افزارهاي پنتاگون دسترسي پيدا كنند.
براي مثال در سال 1995 در فيلمنامه اصلي و اوليه فيلم جميزباندي «چشم طلايي» يك ژنرال نيروي دريايي آمريكا اسرار نظامي را فاش ميكند. اما در نسخه اصلاح شده فيلم ميبينيم كه فرد خائن يك افسر نيروي دريايي فرانسه ميباشد.
پاكال و راب به بررسي دقيق تغييرات صورت گرفته در فيلمنامهها پرداختهاند. آنها فهرستي از اسامي فيلمها و تهيه كنندگاني كه با پنتاگون همكاري كردهاند، تهيه كرده و نشان دادند كه ويراستاريان وزارت دفاع چگونه فيلمنامهها را تغيير ميدهند. جالب است كه در اين گزارش از فيلمسازاني كه خود اقدام به سانسور فيلمنامهها و همكاري با پنتاگون كردهاند، بيش از ويراستاران انتقاد شده است. به گفته راب او در مبارزه عليه اين سيستم نظارتي دريافته است كه تاثير چنين تحريفهايي بر نسل كنوني جوانان آمريكايي هنوز مشخص نيست. چه تعداد از سربازان آمريكايي كه در عراق كشته شدند، پس از تماشاي اين نوع فيلمها تصميم به حضور در جنگ گرفتند؟ چه تعداد از جوانان بر اثر تبليغاتي كه براي جذب نيرو در اين فيلم انجام شده، جان خود را از دست دادند؟
ظاهراً تنها كاري كه تهيه كنندگان براي برخوردار شدن از كمكهاي پنتاگون بايد انجام دهند اين است كه پنج نسخه از فيلمنامه را براي تاييد به آنجا تحويل دهند و سپس كليه تغييرات پيشنهادي پنتاگون را در فيلمنامه اعمال كنند. آنگاه دقيقاً مطابق با فيلمنامه شروع به ساخت فيلم كنند و محصول نهايي را قبل از نمايش عمومي آن در اختيار پنتاگون قرار دهند. به گفته راب بسياري از فيلمسازان هاليوود از قبيل جري براك هايمر، تام گلدنبرگ، جان وو و ساير تهيه كنندگان و كارگردانان با كمال رغبت چنين همكاري را با پنتاگون دارند. «راز كثيف هاليوود» همين است.
اما فقط فيلمهاي سينمايي هدف اين سيستم قرار ندارند. سريالهاي كارتوني كودكان نيز از سانسورها و تغييرات پنتاگون در امان نيستند. اخيراً صحنهاي از يك كارتون كه در آن هواپيمايي جنگي آتش ميگيرد و سقوط ميكند، پنتاگون را نگران كرده بود. از اين رو خواستار تغيير فيلمنامه آن شد چرا كه آنها نميخواهد كودكان- سربازان آينده- ببينند كه ارتش آمريكا جنگ افزارهاي ناكارآمد توليد ميكند.
جاي تعجب نيست كه دولت آمريكا نيز از هر آنچه پيامي مثبت از آمريكا را نشان دهد پشتيباني ميكند و به فيلمهايي چون «طولانيترين روز»، «اسلحه برتر» يا «پرل هاربر» علاقه زیادي دارد. اما فيلمهايي از قبيل «اكنون آخر الزمان»، «گروهان» يا «دكتر استرنج لاو» به مذاقش خوش نميآيد. همينطور فيلمهايي كه در آنها سربازان زخمي و مجروح، قربانيان جنگ، اردوگاههاي اسرا يا تلفات غير نظاميان به تصوير كشيده ميشوند، ... اين فيلمها هيچ ارتباطي به آنها ندارد! اما كافيست فيلمساز با استفاده از قوه تخيل خود قهرمان فيلم را ژنرالي چهار ستاره قرار دهد. در آن صورت با مدالها و جوايز متعدد بمباران خواهد شد.
براي پيمودن جاده شهرت و محبوبيت نزد سردمداران دولت آمریکا راه های ديگري نيز وجود دارد. براي مثال نشان دادن واكنشهاي عاطفي پنتاگون در زمان جنگ براي آنها بسيار جالب خواهد بود (تلويزيون انگليس از اين شيوه بسيار استفاده ميكند.) مثلاً پيام فيلم «جنگ فويل» حول محور فداكاري و تفاهم ميچرخد. فويل، رئيس پليس پير وعاقلي است كه از تعقل، شكيبايي و بردباري خود براي مبارزه با خرابكاري و جنايت استفاده ميكند. اين فيلم به جاي نمايش كشتار و خونريزي در ميادين جنگ، ارزشهاي اصيلي را كه انسانها براي حفظ آنها مبارزه ميكنند، به نمايش ميگذارد.
منبع:عملیات روانی

![]()
![]()
![]()
![]()
چراما این قدر وقتمان پر است برای هیچ کاری جز کاری که الان میکنیم وقت نداریم فرزند زمان خویش هستیم دم دمی مزاج بودن خوب است دارم چی می گم.
اصلا وبلاگ نوشتن کار عبثی است چون اکثر خواننده ها دنبال چیز دیگری هستند غرب زده هستند
اصلا ما ماهیت کدام تکنولوژی را فهمیدیم که این دومیش باشد اکثر اوقات ابزار ما را هم با خود همراه کرده است خودش هدف شده است ولی عده معدودی توانستند از اسن پرتگاه پروازکنندالبته روحشان مثل امثال امام وشهدا .
نمیدانم خوبان چرا زودتر گم می شوند البته ما هم گم میشویم ولی این کجا آن کجا .شهید آوینی چه کرد که تا خودش را پیدا کرد گم شد .حداقل می دانم قلعه دلش را ساخته بود چون خودش در کتاب هایش این نصیحت را میکندپس حتما از این راه واردشده بود.

البته امثال آقای حاتمی کیا هم باید کمی بیشتر مراقب باشند که اگر فیلم بامحتوا خوبی میسازند درغالب خوبی هم بریزند وامثال خاک سرخ ایشان مثل زدن ماشین به جدول می ماند البته امید وارم که آقای حاتمی کیا به عنوان بهترین کارگردان من به نصیحت شهید آوینی در مورد ایشان در کتاب آینه جادو جلد (۲)اهمیت بیشتری دهندوهمیشه در همان فضاهای فیلم دیدبان وآژانس شیشه ای باشند.




