تبليغاتX
نقدی بر فرهنگ مدرنیته
هنوز چند روز از انتخابات نگذشته است ولی آنچنان فضای سیاسی جامعه توسط کاندیدا های بازنده ملتهب شده است که انگار تا حالا در این کشور هیچ انتخاباتی نبوده و همه انتخاباتهای قبلی تقلب می شده که هیچ کدام از بازنده ها حاضر به قبول رای خود نشده اند اختلاف نیز از صدر جدول که ۲۴ میلیون است تا نفر دوم ۱۳ میلیون ۱۰ میلیون نفر است ولی روزی و شبی نیست که درخواست تجمع و شورشهای خیابانی و تخریب اموال عمومی از بعد انتخابات صورت نگیرد کوی دانشگاه تهران که به آتش کشیده شد به یک پایگاه بسیج حمله شد و سایت های خارجی  و تلویزیون های غربی و عربی به طور زنده آن را منعکس می کنند . حضور ۸۵٪  مردم در انتخابات که می توانست به عنوان برگ زرینی در دموکراسی اسلامی باشد به یک بازی باخت باخت تبدیل شد و از همه بیشتر کشورهای بیگانه و دشمن از آن سود بردند در حالیکه خود سایت های بیگانه فرق زیادی بین کاندیداها قائل نیستند پس معلوم است که آنها فقط به دنبال تشویش و شورش در کشور هستند به دنبال سقوط نظام اسلامی ولی گوبا حب قدرت بسیاری از کاندیداها را چنان شیفته کرده که مضالح نظام را نمی بینند و حاضرند در این راه همه اعتبارشان را خرج کنند .

هرچند انقلاب ما بسیار جوان است و این ها همه به تجارب دوران بلوغ آن اضافه خواهد شد و مردم نیز از ان درس می گیرند و قدر امنیت کشور و شناخت بهتری کسب می کنند ولی بهای آن بسیار گزاف است. در کشور هرچند استانداردها و قوانین زیادی است ولی قابلیت اجرا آن بسیار کم است باید در کشور استاندارد سازی تصمیم گیری صورت گیرد تا قابلیت پیشبینی رفتار مردم و دولت مردان بالا رود نه اینکه مثلا در جلسه مناظره تلویزیونی که برای صحبت و برنامه های رئسای جمهور است بحث تهمت زدن و دروغ گو بودن فقط مطرح شود اینها نشان میدهد مردم ما هنوز به بلوغ سیاسی و فرهنگی نرسیده اند باید کتابهای درسی را از نو یک مرور کرد چرا که گویا رویکرد های سکولار در آن بیشتر از تفکر اسلامی است.

نوشته شده توسط مهدی محمودیان در پنجشنبه 1388/03/28 ساعت 15:11 | لینک ثابت |
                                                    

هنوز  تا زمان انتخابات یک هفته مانده است و شور و هیجان این دوره از انتخابات در اوج چند دوره قبلی است این دور رقبای بسیار قوی در دور دوم کاندیدا شده اند برخلاف ادوار قبلی در این البته کسانی کاندیدا شدند که در صورتی حضور نمیافتند دیگر فرصتی برای شرکت در انتخابات نداشتندمانند کروبی و میرحسین لذا به نظر نمیرسد تا پایان نیز به نفع هم کنار روند.

البته در این بین مناظره احمدی نژاد و میرحسین موسوی نکات زیادی برای گفتن داشت که مطمئنا ترکش های آن تا بعد از انتخابات باقی خواهد ماند و تلفات زیادی خواهد گرفت در این مناظرده دکتر احمدی نژاد دریک افشا گری بی سابقه پسران هاشمی و ناطق نوری را جز رانت خواران اقتصادی معرفی کرد که منجر به واکنش هاشمی فردای آن روز در مراسم سالگرد امام در مرقد امام داشت . آنچه که روشن است کروبی که با شعار تغییر آمده است حاضر است برای جمع کردن آرا همه آرمان های اسلام را زیر پا گذاشته و چهره ها اطراف وی آدم های خوش سابقه ای نیستند از جمله مهاجرانی که به عصمت آئمه جدیداْ شبه وارد کرده بود و یا کرباسچی که از مفسدان اقتصادی است که دادگاه وی هنوز در ‌ذهن مردم است و ... جناب محسن رضایی هرچند که با برنامه های زیادی آمده ولی نکته مهم نحوه اجرا است شاید محسن رضایی برنامه های زیادی را ردیف کرده است ولی نحوه اجرا هیچ کدام روشن نیست در ضمن جایگاه مردمی و رای بالایی نیز همراه ندارد.

رقابت اصلی بین میرحسین موسوی است و دکتر محمود احمدی نژاد که در این راه دست به افشاگری علیه حامیان میرحسین کرده است و میرحسین نیز به سیاه نمایی کارهای احمدی نژاد از سیاست خارجه گرفته تا کارهای اقتصادی و حتی تشبیه ایشان به دیکتاتور ولی آنچه به نظر می رسد پایان عمر سیاسی بسیاری از پیرمرد های سیاست ایران نزدیک شده است ولی خود آنها حاضر به قبول آن نیستند علت آن نیز سودها و رانت های اقتصادی وسیاسی است که آنها از آن بهره مند می شوند و در صورت از دست دادن ریاست سفره ای دیگر برای آنها پهن نخواهد بود .

در نهایت باید گفت مردم به رئیس جمهوری نیاز دارند که برایشان کار انجام دهد نه اینکه همش به دنبال شعار و حزب بازی باشد عدالت خواهی یک شعار فقط نیست بلکه مهمترین برنامه یک رئیس جمهور می تواند باشد وبه نظر من شما باید در راه رسیدن به آن طلحه و زبیرهای اشرافیت زده را کنار بگذاری و مردم پا برهنه و آرمان گرا را سرکار بیاوری و اگرنه انقلاب به دوره بلوغ خود نمیرسد برای همین احمدی نژاد به نظر من نسبت به سایر گزینه ها ارجحیت و برتری دارد

نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1388/03/16 ساعت 15:27 | لینک ثابت |
انتخابات دهم ریاست جمهوری هم مثل برق آمد اما به چه کسی رای میدهیم همه میگن باید به اصلح رای داد ولی اصلح چه ویژگی هایی دارد :

به نظر من مهمترین معیارهای کاندیدای اصلح عبارت است:

  1. روی کار آمدن کسی که به دنبال پیروی از راه امام و ترویج اصول آن باشند : نه به دنبال تملق گویی دولت های مستکبر غربی برای بدست آوردن جایگاه برای ایران باشند(مقام معظم رهبری)
  2. از جنس مردم بودن یا مردمی بودن : تا دردهای مردم را شناخت داشته باشد کسانی که از جنس مردم نبوده اند در دوره های پیش دیدیم که آن قدر درگیر حزب بازی شده اند که از کار مردم جا مانده اند
  3. آگاهی به زمان خویش و بینش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ... : بسیاری از کاندیدها فقط رجل سیاسی هستند و در زمینه های فرهنگی و اقتصادی از خودشان ایده و طرحی ندارند و آن را معمولا به مشاوران خود وا می گذارند لذا دیدیم مثلا در دوره ای چه بر سر فرهنگ مملکت رفت
  4. شجاعت و صلابت: مهمترین معیار در پیش برد اهداف است چرا که شاید یک سری قوانین و ساختارهای پوسیده در یک کشور ایجاده شده باشد که جلوی پیشرفت کشور را گرفته لذا رئیس جمهور باید توان مقابله و ایستادگی مقابل آن را داشته باشد البته در زمینه سیاست خارجی و تهدیدات بیگانگان و مزدوران داخلی این امر خطیرتر است
  5. توان تیم سازی از افراد همفکر : درکشور ما زمانی که رئیس جمهوری می آید شاید چند فرد قوی همراه خود داشته باشد ولی مهمترین مشاوران یک رئیس جمهور کسانی هستندکه بتوانند دیدگاه های وی را پیاده کنند و عملی سازند نه اینکه فکر خودشان را پیاده سازند
  6. برنامه داشتن :یکی از مهمترین ملاک هاست باید آنقدر فرهنگ سازی کرد که مردم به جای کاندیداهای خاصه به برنامه های انها رای دهندکه این عامل باعث بزرگترین عامل توسعه کشور است
  7. به دنبال مرجعیت و یک ایران قدرت مند باشد : و در این راه همه ایرانیان را در سراسر جهان برای رشد و پیشرفت ایران متحد و یکپارچه کند
  8. اطرافیان کاندیداها : یکی از مهمترین ملاکهای یک کاندیدا اطرافیان آن است شاید کاندیدا دارای افکار خوبی باشد ولی به علت اینکه اطرافیان وی دارای دیدگاه های خوبی نبوده یا سابقه خوبی نبوده لذا باید یا کاندیدا آنها را طرد کند یا این یک نکته منفی برای وی محسوب میشود
  9. در زمینه فرهنگی برنامه مدون داشته باشد : مهمترین برنامه ای که کاندیداها باید داشته باشند برنامه فرهنگی است شاید این معیار را دوبار گفته باشم ولی به دلیل اهمیت ان را تاکید کردم باید توجه داشت فرهنگ هر مملکت زیربنای اقتصاد و سیاست و ... آن است لذا در صورتی که از این ملاک غفلت شود سرنوشت سایر بخش ها هم معلوم و روبه ویرانی می رود باید فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی را بتواند زنده و به آن روح ببخشد 
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در دوشنبه 1388/03/11 ساعت 12:47 | لینک ثابت |

هنوز زمان زیادی از صحبتهای مقام معظم رهبری درباره مهندسی فرهنگی نگذشته است اما می بینیم که در جامعه اندشمندان دینی هنوز به این سخنان واکنش در خور توجهی نشان نداده اند .در این مقاله بنده سعی کرده ام آنچه که به نظر بنده می رسد ارائه دهم .به نظر بنده کار اساسی که در این زمینه باید انجام شود تولید راهکارهایی است که آسیبهایی که جامعه در اثر تهاجم فرهنگی می بیند برطرف شود. همانطور که می دانیم فرهنگ هر کشوری آینه تمام نمای رشد و پویایی آن کشور در آینده است در صورتی که فرهنگ یک کشور زایش خود را از دست بدهد دیگر آن کشور توان آن ر ا نخواهد داشت که فرزندان آینده سازی را برای رشد کشور خود تحویل دهد.

سوال مهمی که مطرح می شود این است خودباختگی فرهنگی نتیجه چیست ؟ آیا خودباختگی فرهنگی نتیجه تهاجم فرهنگی به تنهایی است یا عوامل دیگری نیز دخیل است ؟ جواب این سوال واضح است هنگامی که یک مملکت نسبت به آرمانهای خود بی تفاوت می شود خود باختگی فرهنگی قابل پیشبینی است اما چه چیزی باعث این اتفاق می شود در این مقاله سعی شده است این عوامل توضیح داده شود :

  1. الگوها :به طور کلی در یک جامعه همه افراد به بالاترین فرد به عنوان الگویشان نگاه می کنند این بالاترین فرد می تواند بالاترین فرد از نظر رتبه شغلی و نهایت ارتقای شغلی آن فرد باشد یا سال بالایی های یک دوره دانشجویی باشد می تواند دولت مردان باشند می تواند بزرگان یک مملکت باشد و یا غیره  ولی سوال اساسی این است که گسست فرهنگی کی رخ می دهد به عبارتی فاصله بین نسلها چه زمانی رخ می دهد چرا دیگر اینجا الگو برداری رخ نمی دهد و الگوهای رفتاری و عقیدتی دیگر کمتر به نسل های بعد انتقال می یابد. مهمترین جوابی که به این سوال می توان داد این است:
  •  اولاً شناسایی نیازهای نسل جدید رخ نداد به عبارتی رشد تکنولوژیک باعث شد که اقتضائات نسل جدید تغییر پیدا کند این اقتضائات ناشی از جریانهای فکری و گروهایی بود که به صورت وارداتی از کشورهای دیگر وارد کشور ما شد. در کشورهای مغرب زمین جوانان را سعی میکنند سردمداران به عیش و نوش و خوشگذرانی وا دارند تا فکرهای مخالف ایدئولوژی رایج را سرکوب کنند ولی در کشور ما همزمان با رشد رسانه های جمعی و ماهواره ها و تلویزیون و ... راهکارهای مقابله با تهاجمات فرهنگی دشمن صورت نپذیرفت یعنی به طور کلی به دلیل اینکه ما نیازهای جوانان خود را درک نکردیم و به آن پاسخ ندادیم کسانی که برای این سوالات پاسخ هایی داشتند توانستند جوانان ما را خط دهی کنند. گروهای فکری انحرافی و سرگرمی های کاذب توانستند جای بسیاری از تفریحات و تفکرات جوانان ما را بگیرند
  • در سنین مختلف مقتضیات سنی جوانان مد نظر واقع نشد مثلاً بهترین سن برای الگودهی و یاددهی عقاید ابتدایی یک بچه شیعه دوران کودکی است بعد ازاین سن خودشان به حدی می رسندکه دنبال سوالات مهمترشان میروند.  در دوران کودکی ما فرزندان خود را رها میکنیم فکر می کنیم که در این دوران کودکان هیچ گونه گرایش خاصی ندارند . متاسفانه الگو برداری بدون چون وچرا و بدون توجه به نیازمان از ساختارهای غربی ضربه بزرگی به نظام تعلیم و تربیت ما زد . در گذشته در مکتب خانه های ما اصول عقاید اسلامی و فرهنگی ما به بچه ها به عنوان حروف الف با نحوه تفکر ابتدا آموزش داده میشد یعنی یک دوره روخوانی قرآن و مفاتیح یک دوره حفظ بوستان و گلستان سعدی و حافظ به عنوان چکیده فرهنگ اسلامی و ملی یاد داده میشد تازه آموزش نویسندگی و خطاطی به عنوان مرحله بعد قرار داشت هنوز هم میشود آموزش کودکان را به ملاها و شیوخ در دوران ابتدایی سپرد ولی اصلاً شما می توانید این را تصور کنید مطمئنا نه چرا که نحوه نگرش ما به آموزش و علما دینی و علمی تغییر یافته است در سنین بالای 10 سال نوجوانان بیشتر به دنبال الگو گیری و تجربه جهان اطراف هستند به دنبال تفریح و ... در این سن باید کلاس های آموزشی کاربردی داده شود کلاسهای آموزش شنا ، و سایر ورزشها کلاسهای آموزش فنی و حرفه ای و کلاسهای زبان خارجه و ...در دروه جوانی بعد از دوره دانشگاه بیشتر جوانان به دنبال تشکیل خانواده و کار هستند . و بعد از آن در صورتی که تربیت درست صورت گرفته شده باشد فرد نسبت جامعه و اهدافش متعهد میشود و فرزندان خوبی تربیت می کند .اما در کدام سن ما به نیازهای دوران مختلف فرزندان خود توجه می کنیم و اگر توجه هم می کنیم آیا توان انجام آن را داریم؟
  • ابن مقاله ادامه دارد
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در سه شنبه 1388/02/15 ساعت 10:1 | لینک ثابت |
رابطه با هر کشوری چیز قابل بحثی نیست و به طور قطع اگر بتواند با تبادلات اقتصادی و فرهنگی و رفع نیازهای کشوری همراه باشد حتما خوب است ولی در صورتی که یک کشور قبلا یک کشور دیگر را استعمار کرده باشد و حتی بعد از استقلال آن هنوز هم باهمان دید با آن رفتار کند مسلماْ چیز  پذیرفته شده ای در نزد ملتها نیست .

در مورد رابطه ایران با آمریکا نیز همین گونه است علاوه بر اینکه تا زمانی که ما خودمان را بزرگ نکنیم و در مسیر توسعه و پیشرفت قرار نگیریم و در خودمان تفرقه داشته باشیم رفتارهای کودکانه هنوز در ما است و تغییری در رفتار سایر کشورها با ما ایجاد نمیکند ما باید با رفتارهای منطقی خودمان پرستیژ کشورمان را در جهان بالا ببریم و در آن صورت احترام متقابل یک چیز اکتسابی و درونی می شود و خودمان و نیروهای مداخله گر هم نخواهیم سایر کشورها به ما احترام می گذارند به قول رابینرانات تاگور بزرگی در چشمان توست نه آنچه به آن نگاه می کنیم بنابراین اگر ما به دنبال رابطه بایک کشور قویتر که چنین سابقه ای با ما دارد ابتدا باید خودمان را قوی کنیم تا از موضع قوت وارد شده و اگر نه از موضع ضعف برخورد زننده و ترحم آمیز شایسته کشوری با سابقه ما نیست.

در مورد اینکه رابطه با آمریکا به سود ما است یا نه نیز باید گفت مطمئنا این کار منافعی دارد مثل رفع تحریم ها و خریدن کالاهای انحصاری و ...و لی آنچه را که باید توجه به آن داشت اینکار مضارات آن بیشتر است چرا که در شرایط فعلی که طرف مقابل تغییر رفتاری در وی مشاهده نشده و فقط در گفتار ونه در عمل حرف از رابطه میزند این فقط یک تاکتیک کوتاه مدت برای رفع مشکلات خودشان است و اگر نه ما در افغانستان و عراق نیز قبلا به آنها کمک کردیم ولی بلافاصله بعد از تمام شدن نیازشان به ما کلی اتهامات بی اساس به ما زدند و رفتند .

درنهایت باید گفت با توجه به اینکه رئیس جمهوران امریکا بدون اجازه اسرائیل آب نمی خورند چه برسد به رابطه با ایران لذا اگر حرف از رابطه و این جور حرفها شد زیاد جدی نگیرید و مطمئن باشید تنها هدفشان و متوقف کردن پیشرفتهای هسته ای ُِاقتصادی و... ایران است تا اسرائیل فقط به یکه تازیش در منطقه ادامه دهد .البته باید گفت ما باید در این قضیه مدیریت کرده و به صورت انفعالی رفتار نکنیم مثل رفتار سایر قدرتها با هم امتیاز گرفته و باج نداده  البته اینکار باید همراه با کمی زیریکی بیشتر و تفکر همراه باشد

نوشته شده توسط مهدی محمودیان در یکشنبه 1388/01/23 ساعت 11:7 | لینک ثابت |

شما اگر می خواهید وارد بازی دیگران شوید باید قواعد بازی آن ها را رعایت کنید البته عده ای توانسته اند قواعد بازی را به هم بزنند ولی این اتفاق خیلی کم می افتد چرا که گاهی قاعده بازی آن قدر قوی است که شما آن  را باور دارید و اصلاً به ذهنتون خطور نمی کند که می توانسته قوانین دیگری وجود داشته باشد. قاعده بازی لزوماً از جنس قانون نیست گاهی از جنس فرهنگ یاگاهی از جنس احترام و فرمان برداری گاهی از جنس اطاعت کورکورانه و... میباشد.

قاعده بازی در یک جامعه رقابتی با قواعد بازی یک جامعه غیر رقابتی فرق بسیاری دارد به عبارتی از فرهنگ کار گرفته تا نوع روابط کاری ، از بهروری همه و همه فرق دارد در یک جامعه غیر رقابتی یک فرد که خوب کار می کند تهدیدی برای دیگران است لذا فرهنگ زیرآب زنی و زدوبند در آن جامعه رواج دارد فرهنگ کم کاری قاعده بازی است فرهنگی که باعث میشود افرادی که درست هم کار می کنند از این کار دلسرد شوند و سرانجام این کار به صورت یک فرهنگ در جامعه درآید. قاعده بازی لذا لزوماً یک چیز بد نیست ولی بارمنفی  دارد.

 همه کشورهایی که به پیشرفت رسیده اند در ابتدا کشورهای پیشرفته ای نبوده اند بلکه ابتدا کشورهای فقیری احتمالاً ولی به علت اینکه مردم حافظه روزنامه ای دارند فکر می کنند ژاپن از ابتدا پیشرفته بوده و آمریکا نیز از اول ابرقدرت بوده است ولی باید به این نکته توجه داشت که این تلاش افراد و کشورها است که سرنوشت آن مملکت را در آینده زقم می زند نه اینکه سرنوشت محتومی وجود داشته باشد.

 ریسک فرهنگی زمانی است که یک مملکت به فرهنگ خودش که نقطه اتکا آن ملت است پشت کند و به دنبال تهاجمات فرهنگی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر بر اساس مد پیش رود ولی گاهی یک ملت در فرهنگ خودش زایش و توسعه ایجاد می کند خوبی های فرهنگهای سایر ملل را می گیرد وبدی ها را از خود دور می کند مثلاًٌ فرهنگ تلاش و کوشش کاری را می گیرد فرهنگ کرخت کاری خود را اصلاح می کند از داشته های علمی نوین سایر ملل یادگیری میکندو ... در این جا نیز فرهنگ تغییر میکند شاید با آنچه که در گذشته بود بسیار هم فرق کند ولی حرکت در این جا رو به بهبود عصای فرهنگ مملکت بوده برای اینکه این عصا همیشه قابل اتکا باشد و نشکند ولی در حالتی که ما از عصا مراقبت نکنیم عصا مدام میشکند وما مجبوریم مدام به یک عصا جدید تکیه کنیم.

در نهایت باید گفت قاعده بازی یک حالت پیش فرض است که ممکن است درست یا نادرست باشد ما همیشه نباید آن را کورکورانه بپذیریم بلکه باید به دنبال آرمان های خود باشیم و مطابق آن آنها را تعریف کنیم و اگر نه در دام قاعده بازی دیگران می افتیم باید شاخص های بازی خود را مشخص کنیم و در مسیری حرکت کنیم که برای تیم مان، کشورمان و جامعه مان بازیکن حرفه ای بسازیم آن زمان است که به سرعت همه امور خود به خود در مسیر اصلی حرکت می کند ساختارهایی که ما فکر می کنیم باعث رسیدن ما به سمت اهداف مان می شود اغلب با قانون و قاعده بازی دیگران نوشته شده است باید قواعد را به هم زد و قانون و ساختارهایی متناسب با اهداف خودمان بنا کنیم.

نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1388/01/01 ساعت 1:28 | لینک ثابت |
در حالیکه باراک اباما به کمک سریال فرار از زندان که از شبکه فاکس نیوز در ایام انتخابات ریاست جمهوری پخش میشد رای می آورد چرا که شخصیت اول آن یک سیاپوست مقابل یک خانم که بسیار شبیه هیلاری کیلینتون بود در نهایت در رقابت انتخاباتی پیروز می شود و بسیاری از کشورهای جهان الگوهای زندگی بازیگران هالیوود را تبلیغ می کنند و در حالیکه سیاست خارجی امریکا نسبت به کشورها ابتدا توسط فیلمهای سینمایی به مردم جهان نشان داده سپس امریکا شروع به لفاظ و اقدام عملی میشود ابتدا فیلم های پرسپولیس و اسکندر و بدون دخترم هرگز و... بر ضد ایران ساخته میشود سپس تحریم های شدیدتر و بحث هسته ای شدن ایران در بوق کرنا می رود ولی امسال در مراسم اسکار رویه جدیدی مطرح شد که البته قابل تفسیر است فیلم میلیونر زاغه نشین که درباره زندگی یک نوجوان مسلمنان هندی فقیر است توانست جایزه بهترین فیلم اسکار را از آن خود کند این در حالی بود که فیلم های بسیار بهتری مثل بنجامین باتن  که از لحاظ موضوع و فیلمنامه بسیار قوی تر بودند جا ماندند.

فیلم میلیونر زاغه نشین که قرار است در ایام عید در ایران نیز پخش شود اما درباره زندگی نکت بار یک نوجوان هندی  به نام جمال است که در یک مسابقه تلویزیونی ۲۰ میلیون روپیه برنده میشود و در طول مسابقه نشان میدهد که چگونه سرنوشت او را به جواب های سوالات مسابقه رسانده است. این فیلم را اگر بخواهیم از نگاه تهاجم فرهنگی هالیوود بررسی کنیم نکات زیاد از آن قابل برداشت است :

  1. در این فیلم مدام به مسمانان هند توهین می شود و آنها را فقیرترین قشر مردم هند و افرادی که در نکبت زندگی می کنند و مدام در حال دزدی و کار های خلاف هستند نشان داده می شود.در این فیلم عده ای گفته اند کلمه اسلام داگ که مدام به پسرک گفته میشد  به معنی زاغه نشین است لذا در فیلم اصلا توهینی به مسلمانان نمی شود ولی در یک جا فیلم میتوان فهمیدکه این فیلم ضد مسمانان است و کلمه زاغه نشین که به معنی اسلام داگ در دیگشنری آمده است در واقع حداقل یک تبادر از توهین در ذهن بیننده الغا می کند در ضمن هنگامی که عده ای بودایی به بخش فقیرنشین هندکه مسلمانان آنجا زندگی می کردند حمله کردند بهانه آنها مسلمان بودن آنها ذکر شد که منجر به کشته شدن مادر جمال نیز شد لذا می فهمیم که کلمه اسلام داگ به جهت انتخاب نشده و فیلم برای در نکبت نشان دادن مسلمانان هند است. در ضمن یکی از سوالات مسابقه درباره یکی از بتها بودایی ها بود که پسر به علت مسلمان بودن نباید جواب می داد ولی چون اتفاقی افتاده بود برایش توانست جواب دهد که این هم نشان میدهد این فیلم درباره مسلمانان بوده است 
  2. در این فیلم برادر جمال سلیم فردی خلافکار و قاتل که برای رئیس خود که او نیز فردی گنگستر است کار میکند
  3. این فیلم نکبت و فقر کشور هند را نیز نشان میدهد که در این وضع بحران مالی جهانی میخواهد به مردم امریکا بگوید افراد بدبختری هم وجود دارند
  4. این فیلم هرچند که در هند درست شده است فیلم کارگردان و فیلمنامه و اصلا روایت و ساخت فیلم به شیوه هالیوودی بوده است به طوریکه هنوز هیچی نشده بسیاری از ایرانی ها هم اظهار امیدواری کرده اند که در اسکار فیلمشان پذیرفته شود البته اگر به سیاه نمایی وضع ایران بپردازند احتمالش زیاد است
  5. فیلم بشیر در بخش خارجی که قرار بود به عنوان بهترین فیلم انتخاب شود به علت اینکه درباره مردم فلسطین بود انتخاب نشد و جای خود را به یک فیلم کره ای داد
  6. در جشنواره امسال مانند چند سال گذشته که فیلم کوهستان بروکبک ساخته شده بود دوباره یک فیلم همجنس بازی به نمایش در آمد که توانست اسکار بهترین بازیگر مرد را برای شون پن که چند سال پیش به ایران به عنوان خبرنگار آمده بود به ارمغان آورد
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1387/12/10 ساعت 11:51 | لینک ثابت |
                                                   

  1. ابن بحران که از آمریکا شروع شد یک بحران خودساخته بوده صرفا برای اینکه آمریکا ثابت کند ابرقدرت است و جلو قدرت های اقتصادی نوظهور مثل چین و اتحادیه اروپا و هند و ... و کشورهای عرب منطقه که نفت را گران کرده بودند را بگیرد
  2. همیشه در آمریکا جمهوری خواهان به دنبال اقتصاد نفت و جنگ و به طور کلی اقتصاد سیاسی بوده اند ولی دموکراتها به دنبال اقتصاد دیپلماتیک و تحریمی و تکنولوزیک بوده اند به عبارت همیشه در زمان دموکراتها اقتصاد بازسازی و رونق یافته و در زمان جمهوری خواهان به دنبال اهداف سیاسی بیشتر حرکت شده است و وضع اقتصادی بد شده است
  3. کشور ما باید به رئیس جمهور جدید آمریکا اعتماد کمتری تا بوش داشته باشد چرا که اختلاف ما با آمریکا ایدئولوژیک است لذا تا زمانی که لابی اسرائیل برای تضعیف اعراب و کشورهای خاورمیانه نماینده امریکاست و کشور ما به دنبال اسلام ناب حامی مظلومان مثل لبنان و فلسطین است لذا هیچ سازشی به وقوع نمی پیوندد در این صورت با توجه به اینکه قدرت نظامی ایران بالاست توان جنگ با ایران را ندارند اما تحریم های گسترده تر و کنترل شده تری در صورت شکست مذاکرات در انتظار ایران است لذا در سال۱۳۸۸ ما باید انتظار تحریم ها و اجماع های جهانی سخت تری علیه ایران در سطح جهان باشیم
  4. با کاهش قیمت مواد اولیه و قیمت سهام و کارخانه جات و بخشهای واقعی اقتصاد سرمایه های جهان از همه جا به سمت امریکا حرکت کرده است چرا که این کشور دارای تکنولوژی قوی است و هم کشورها به دنبال این هستند که انتقال تکنولوژی ارزان در این فضای بحرانی انجام دهند که این از طرفی به بازسازی اقتصاد امریکا کمک می کند چرا که بانکهای این کشور که بسیاری ورشکسته شده بودند زنده شوند از طرفی دیگر کشورهای دیگر با بحران مالی بیشتری نتیجه فرار سرمایه (البته بیشتر کشورهای فقیر) روبرو شوند ما نیز می توانیم تا زمانی که هنوز اجماع های جهانی خیلی بر علیه ایران وارد نشده در بعضی از این کشورها سرمایه گذاری برای انتقال تکنولوژی کنیم چرا الان یک فضای ابهام آلود در جهان است تا زمانی که قدرت کامل به رئیس جمهور جدید آمریکا نرسیده است و شناختی سایر کشورها از وی پیدا نکرده اند
  5. کشور ما باید خودش را برای یک بحران تمام عیار آماده کند در سال جدید چرا که بسیاری از کارجانه جات و بازرگانان و شرکتهای بورسی مابه علت بحران صادرات ورشکست شده اند و بخشهای واقعی اقتصاد ما نیز در رکود به سر می برد مثل مسکن و سایر بخشهای خصوصی از طرف دیگر با بحران خشکسالی چند سال اخیر و ادامه آن در سال جدید انتظار سال سختی را برای ملت باید کشید لذا یک مدیریت بحران در سطح گسترده لازم است
  6. توصیه های مدیریت بحران به دولت مردان
  • برای سال جدید باید از بخش خصوصی حمایت بیشتری به عمل آید مثلاْ با افزایش تعرفه واردات جلو کالاهای ارزان وارداتی را گرفته چرا که توان رقابتی این بخش را که الان نیز در رکود است فوق العاده کاهش می دهد و این باعث می شود بدهی های معوق این شرکتها به بانکها نیز بیشتر برگشت بخورد لذا بحران ورشکستگی و مالی به بانکها و بخشهای پولی نیز کشیده شود که این توان وام دهی بانک ها برای دادن سرمایه در گردش به بخش خصوصی را کاهش می دهد و یک سیکل باطل در اقتصاد راه می افتد
  • اکثر کشورها با شروع بحران ارزش پول ملی خود را بلافاصله چندین بار کاهش دادند برای حمایت را بخش های خصوصی داخلی و کاهش واردات کالاهای غیر ضروری و لوکس و تشویق صادرکننده گان ولی در ایران هنوز افزایش نرخ ارز صورت نگرفته است از طرفی دیگر این کار به نفع خود دولت است چرا که در سال جدید به علت بحران های گسترده مطمئنا دولت با بحران نقدینگی و کسری بودجه  مواجه خواهد شد لذا با اینکار می توان کمی درآمدزایی کند برای خود
  • دولت باید مخارج مردم را پایین بیاورد تا مردم کمتر از بحران مالی آسیب ببینند که برای اینکار در کشورهای مختلف اقدامات مختلفی شده است از جمله :کاهش مخارج آموزش عالی مثل دانشگاه آزاد - کاهش قیمت محصولات غذایی با دادن رایانه به فروشندگان - افزایش هزینه های دولتی در بخشهای عمرانی و صنعتی برای اشتغال زایی چرا که بسیاری از صنایع به علت بحران فروش به تعدیل نیرو دست زده اند - کاهش قیمت محصولات لوازم خانگی و لوکس و خودرویی که در سطح کاهش یافته و دستور کاهش این محصولات- حمایت از صنایع به انحا مختلف مثل دادن وام ارزان قیمت یا استمهال وامهای قبلی یا کاهش تعرفهای آنها و کاهش مالیات
  • با توجه به کاهش قیمت نفت که ۷۰٪ بودجه کشور را تشکیل می دهد دولت باید بحران مالی جهانی را جدی بگیرد لذا گول منابع ارزی خود را نخورده سعی کند طرحها تحول  اقتصادی و نظام مند کردن رایانه ها را به صورت تدریجی و چند ساله اجرا کند چرا که با وجود لزوم این طرح ولی به علت تورم زا بودن آن باعث فشار بیشتر به مردم و صنایع که تنها مزیت رقابتی آنها انرژی است سبب بحران اشتغال و تولید کمتر و گرانتر و بحران شدیدتر میشود در کشور از طرفی باعث کاهش زودتر منابع ارزی میشود از طرفی شاید بحران بیشتر از یک سال طول کشید لذا ما باید به فکر آن زمان نیز باشیم و آینده نگری بیشتری داشته باشیم
  • با کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی آمریکا همکاری های منطقه ای و بین المللی و  پیدا کردن شرکای اقتصادی قوی باید جز اولویت های دولت باشد و ایجاد همکاری بیشتر با کشورهای اسلامی توسعه یافته مثل مالزی برای توسعه مهمتر جلوه میکند
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در دوشنبه 1387/11/07 ساعت 10:51 | لینک ثابت |

يكي از سؤالات اصلي اين است كه اسرائيل چرا اين زمان را براي حمله به غزه انتخاب كرد؟

1 – نزديك به 50 روز ديگر، انتخابات كنست (پارلمان) رژيم صهيونيستي برگزار خواهد شد و حزب پيروز اين انتخابات، نخست‌وزير بعدي را هم مشخص خواهد كرد.

رقابت اصلي در شرايط فعلي بين 2حزب راستگراي ليكود به‌رهبري بنيامين نتانياهو و حزب ميانه كاديما به رياست تزيپي ليوني، وزير خارجه فعلي رژيم صهيونيستي در جريان است.

در اين ميان دولت فعلي براي حمله به غزه، 2 هدف سياسي در نظر گرفته است؛ اين دولت سعي دارد اولا با پيروزي نمايشي بر مردم بي‌دفاع غزه، خاطره شكست از ياران سيدحسن نصرالله را به‌فراموشي بسپارد.

از سوي ديگر اين حزب با تجويز حمله به غزه سعي مي‌كند آراي تندروهاي صهيونيست در جامعه اسرائيل را جلب كند. به خيال متفكران كاديما، آنها با تصرف غزه مي‌توانند به پيروزي بر نتانياهو هم دست پيدا كنند.

2 – حمله رژيم صهيونيستي به غزه، در زمان تعطيلات كريسمس صورت گرفته است؛ يعني زماني كه افكار عمومي در غرب متوجه مراسم سال نو و تعطيلات آن است.

در اين ميان رژيم صهيونيستي پنداشته است كه در سايه اين تعطيلات مي‌تواند افكار عمومي بين‌المللي را ناديده بگيرد و با چالش كمتري در ميان ملل جهان مواجه شود.

3 – صهيونيست‌ها هدف خود از حمله به غزه را مبارزه با حماس اعلام كرده‌اند. حماس مدت‌هاست كه از سوي گروه فتح و ساف كه كرانه باختري را در اختيار دارد، براي پذيرش تمديد دوره رياست محمود عباس بر حكومت خودگردان تحت فشار است.........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی محمودیان در شنبه 1387/10/14 ساعت 15:32 | لینک ثابت |
                                                

وقتی نهادهای بین المللی از از سازمان ملل گرفته تا همه ملتهای آزاده تا حتی کشورها اروپایی حصر غزه را محکوم می کنند ولی اسرائیلیان به روی خودشان نمی آورند آن زمان است که می فهمیم که این قوم یهود به راستی همان قومی است که در قرآن آمده است ولی وعده و سنتهای الهی چیزی است که این قوم ستم کار آن را نادیده میگیرند آن هنگام که دست خدا وارد شود همان طور که جواب بسیاری از این کشورهای اروپایی و آمریکایی بعد از سالها چپاول ملل با یک بحران بزرگ همه ثروتی که سالها از مردم سایر جهان دزیدند یک روزه دود شد این قوم هم به سرعت دوران انحطاط خود را طی میکند و هر قدمی که بیشتر در این راه و ظلم به مظلومان پیش می رود یک قدم بیشتر به اجرا سنت الهی نزدیک می شود ولی اول مردم خود فلسطین می بایست بکپارچه و متحد شوند از کرانه باختری رود اردن گرفته تا غزه و فلسطینیان رانده شده از فلسطین همه و همه بایست بر این قوم شیطان صفت که به قول امام خمینی با تفی از بین می رود و فقط یک هیمنه ساختگی از خود ساخته است قیام کنند ولی آن زمانی است که از اعتماد خود به بسیاری از این سران کشورهای عربی دقل باز که چیزی از اسرائیلیان کم ندارند از بین ببرند و فقط و فقط به خودشان اعتماد کنند به ملت و مردم خودشان و بدانند که اگر کسی می تواند آنها را نجات دهد آن خداست که به دست مردمش است که انجام می شود

ان الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما به انفسهم

نوشته شده توسط مهدی محمودیان در پنجشنبه 1387/09/07 ساعت 13:24 | لینک ثابت |
 
domain parking guide